از پهلوان‌دخترِ شاهنامه تا پهلوان‌دخترانِ میهن‌نامه

گُردآفرید؛ پهلوان‌دخترِ زیباروی ایران‌زمین سوار بر اسب و سلاح به‌دست راهی میدان نبرد شد تا با سهراب بجنگد و از وطن، دفاع کند، بیش از ۱۰۰۰ هزار سال از این ماجرا گذشته است، اما باز این بی‌باکی و هوشمندی پهلوان‌دخترانِ ایرانی در کف خیابان‌ها در حال تکرار است.
خبرگزاری فارس_کرمان: این روزها و شب‌ها که بسیاری از دختران ایرانی پای وطن ایستاده‌اند و در کف خیابان‌ها پابه‌پای مردان و حتی گاهی جلوتر از آنها از ایران و رزمندگان، دفاع می‌کنند، بعضی‌ها با دیدن کارهای آنها تعجب می‌کنند، حتی رسانه‌های آن طرفی هم حرف و حدیث‌هایی درست کرده‌اند که سلاح به دست زن‌ها و دخترها داده‌اند، اما آیا این اولین باری‌ست که زن ایرانی از کشور و مردمش دفاع می‌کند؟.گُردآفرید؛ زنی که باخت را بُردفردوسی بیش از یک‌هزار قبل در شاهنامه‌اش از پهلوان‌دختر ایرانی با نام گردآفرید سخن گفته است، وقتی سهراب برای یافتن پدرش رستم به ایران می‌آید و کژدهم را شکست می‌دهد، گردآفرید از پدرش اجازه می گیرد و راهی میدان نبرد می‌شود و با سهراب می‌جنگد،‌ هرچند تیرهایی به سوی سهراب می‌زند اما در نهایت سهراب موفق به شکست او می‌شود، اما گردآفرید با سیاست زنانه و هوشمندی از چنگ سهراب رهایی می‌یابد و به سوی دژ می‌رود و از بالای دژ بر سر آنها فریاد می‌زند.مریم‌بیگُم کرمانی؛ زنی که مامور شاه را زمین زداما چند صد سالی از شاهنامه جلوتر بیاییم و به دوران قاجار برسیم تا از مریم بیگم؛ دختر یکی از حاکمان کرمان برای‌تان بگویم. وقتی مأمور شاه به کرمان می‌رسد تا مالیات را از مردم بگیرد، یک مرد کرمانی به او می‌گوید: ما خودمان گرسنه‌ایم و چیزی نداریم،مأمور با بی‌احترامی با او صحبت می‌کند، خبر که به گوش مریم بیگم می‌رسد، خودش را به مأمور می‌رساند و او را از روی اسب به روی زمین می‌کشاند و درسی به او می‌دهد که دیگر کسی جرات نکند به مردم توهین کند.
و این پهلوان‌دختران ایرانی و حالا و در همین شب‌ها و روزهای بعد از جنگ تحمیلی آمریکایی صهیونیستی علیه ایران‌مان، هر روز و شب می‌توانی ده‌ها ماجرا از پهلوان‌دخترانی را بشنوی که لباس رزم به‌تن می‌کنند، لقمه‌های مهربانی برای نیروها می‌پیچند، انگشتر و گوشواره کوچک یادگاری‌شان را بری دفاع از وطن هدیه می‌دهند.
دختران و زنانی که کلاس درس برای دانش‌آموزان در گوشه‌ای از میدان برپا می‌کنند، روی صورت بچه‌ها نقاشی و پرچم می‌کشند، دستبندهای کاموایی به رنگ پرچم می‌بافند و یا با خط خوش روی پلاکاردها می‌نویسند. و بعد با صدای بلند فریاد می‌زنند و شعار می‌دهند و پرچم‌های سه‌رنگ ایران را توی خیابان‌ها و میدان‌ها برافراشته نگه می‌دارند.
شخم‌زدن تلاویو با موشک صورتیدختر ایرانی حتی به نیروهای هوافضا خط می‌دهد که با موشک صورتی تلاویو را شخم بزنند و بلافاصله موشک صورتی به سمت دشمن شلیک می‌شود.
در اجتماع بزرگ مردم در چهارراه طهماسب‌آباد کرمان، سه نفر با بدن‌های ورزیده و صورت‌های پوشیده که لباس بسیجی به تن دارند به روی صحنه می‌آیند، دو نفر خم می‌شوند و نفر سوم با چابکی به روی کمر آنها می‌ایستد و پرچم سه‌رنگ ایران را برافراشته می‌کند، زمانی که صحبت می‌کنند، از صدای ظریف‌شان مشخص می‌شود که «دختر» هستند، مثل آن لحظه‌ای که سهراب، کلاه‌خود گردآفرید را از سرش برداشت و با مشاهده موهای بلند او، تازه متوجه شد، آن جنگجوی چابک که در حال نبرد با او بوده، یک پهلوان‌دختر ایرانی است.
۴ MB
14:34 - 6 اردیبهشت 1405

0 بازدید