عروس و دامادی که با سلاح پای سفره عقد نشستند
فاطمه خانم، گوشهی چادر سفید عروسیاش را بسته دور کمرش، چفیهاش را هم با گیره، محکم کرده است، آقا عبدالحسین هم کُتوشلوارِ دامادی پوشیده با یک چفیه روی شانههایش. عروس و داماد، کلاشینکف به دست از جلوی چشمهای متعجب مهمانان عبور میکنند و پای سفره عقد مینشینند.
خبرگزاری فارس_کرمان: هر روز که از جنگ تحمیلی آمریکایی صهیونی میگذرد، ایرانیهای بیشتری از گوشه و کنار این خاک، برگ تازهای از پایداری و وطندوستیشان، رو میکنند. اینبار از نرماشیر؛ شهری در شرق استان کرمان، خبر عروسی یک زوج دهه هفتادی رسیده است که با سلاحجنگی پای سفره عقد نشستهاند.عبدالحسین محمدزاده و فاطمه موسیزاده همین دیروز در هفدهمین روز جنگ تحمیلی در سالن گلزار شهدای گمنام نرماشیر پای سفره عقد نشستند و زندگیشان را شروع کردند.
این عروس و داماد از دو طایفه اصیل نرماشیری هستند و آبجیِ آقا داماد واسطه خیر شده است. عبدالحسین، راننده ماشین سنگین و فاطمه هم از پرسنل بیمارستان پاستور بم است و متولد ۱۳۷۳ هستند.آقا داماد برایم تعریف میکند: بعد از چهار ماه دوره آشنایی و مهمانبازی، تصمیم گرفتیم، در روز میلاد امام حسن (ع) مراسم عقد و عروسی را برگزار کنیم.او میگوید: ساعت ۱۰ صبح نهم اسفند ۱۴۰۴ رفتیم آزمایشگاه تا آزمایش خون بدهیم، مسئول آزمایشگاه گفت: جنگ شده و دو شهر را زدهاند، شماها دنبال عروسی هستید؟.روز بعد آزمایش را انجام دادیم، اما وقتی خبر شهادت رهبر عزیزمان را اعلام کردند، خیلی ناراحت شدیم و تمام برنامهها را بههم زدیم.محمدزاده ادامه میدهد: نشستیم با خودمان حساب و کتاب کردیم و دیدیم هنوز مراسم خاکسپاری رهبر شهید برگزار نشده است، وسط جنگ هستیم و مردم هم داغدار و ناراحت هستند. بنابراین یا باید صبر کنیم تا جنگ تمام شود و یا اینکه مراسم سادهای را برگزار کنیم و برویم سر خانه و زندگیمان. بعد هم که جنگ و عزا تمام شد، یک مراسم به رسم و رسوم خودمان بگیریم با ساز و دُهُل.
عروس خانم که توی فضای مجازی ویدیویی از مراسم عروسی یک زوج ملاردی روی تویوتای لندکروز با مسلسل دوشکا را در این جنگ تحمیلی میبیند، به آقا داماد میگوید: چرا ما عروسیمان را اینجوری برگزار نکنیم؟.بعد هم با هم میروند به سپاه نرماشیر و طرحشان را در میان میگذارند و برای برگزاری مراسم کمک میخواهند. حتی خانوادهها هم از تصمیمشان خبر نداشتند و روز عروسی حسابی غافلگیر شدند.
آقا داماد میگوید: ما سر سفره عقد نه تنها با خودمان عهد بستیم که زندگی سادهای مثل زندگی رهبر شهید داشته باشیم بلکه با شهدا و سربازان وطن هم عهد بستیم که پای امنیت و سرزمینمان بایستیم و اسلحه به دست گرفتیم که بگوییم، اگر نیاز باشد، ما حاضریم از همین پای سفره عقد برای کمک برویم.
16:49 - 26 اسفند 1404