دختران نومیدان، پرچمدار سنگر خیابان
امشب بندر دیّر شاهد جلوهای تازه از بلوغ و اقتدار نسل نو بود؛ جایی که دختران نومیدان پرچمدار سنگر خیابان شدند و با اجرای برنامههای متنوع مدیریت میدان خونخواهی را تماموکمال قبضه کردند.
خبرگزاری فارس_شهرستان دیّر: اینجا جنوب غیور و دلاور است؛ دیاری که مردمانش در سرما و گرما، بیش از هشت ماه است که سنگر خیابان را رها نکردهاند. آنها محکم و استوار ایستادهاند تا انتقام خون به ناحقریخته امام شهید خود را از دشمن آمریکایی-صهیونیستی بگیرند. امشب این اجتماع شبانه خونخواهی، دویست و چهل و پنجمین حلقهای است که رنگ و رویی دیگر به خود گرفته است؛ چرا که سکانداران اصلی میدان، نسل نوپایی هستند که آینده را رقم میزنند. اگرچه در این هشت ماه اخیر، دانشآموزان همواره پای کار بودهاند و حضوری پررنگ داشتهاند، اما امشب داستان متفاوتی دارد؛ امشب، دختران دانشآموز دبیرستانهای حجاب و الزهرا (س)، در قالب طرح ابتکاری نومیدان, یکتنه مدیریت این تجمع باشکوه را به دست گرفتهاند.
از موکبهای پرشور تا نقاشی کودکان
خیابان امشب جلوهای از زندگی، مقاومت و امید است. عدهای از حاضران روی صندلیها نشستهاند، گروهی دیگر روی فرشهایی که کف آسفالت پهن شده جا گرفتهاند، و جمعی نیز روی لبههای بلوار یا چمنهای مصنوعی داخل آن حلقه زدهاند. در گوشهوکنار میدان، موکبها همچون شبهای گذشته با شور و عشق بینظیری از حاضران پذیرایی میکنند و در گوشهای دیگر، کودکان غرق در دنیای رنگارنگ نقاشیهای خود هستند.در این میان، تصاویری از امام شهید و رهبر جدید انقلاب در دستان مردم خودنمایی میکند؛ پرچمهای مقدس جمهوری اسلامی در کنار پرچمهای سرخرنگ خونخواهی در دست حاضران به اهتزاز درآمده و نسیم ساحلی دیّر را با عطر ایثار آمیخته است.
خروش حماسه و طنین تکبیر
در دو سوی جایگاه، بنر طرح نومیدان در کنار تمثال شهید بسیجی نوجوان دیّری، مهدی بحرانی که توسط آمریکای جنایتکار در جزیره لاوان به شهادت رسید به چشم میآید. با اعلام مجری، نوای رسا و حماسی رجزخوانی در فضا میپیچد. همزمان با ندای تکبیر، موجی از پرچمها روی دستها به پرواز درمیآید و صدایی واحد از دل جمعیت برمیخیزد که خط و نشان دشمن را به سخره میگیرد: «بجنگ تا بجنگیم، ما همه مرد جنگیم»
مهارتهایی که به نمایش درمیآیند
مراسم با سرعت و پویایی ادامه مییابد. نوبت به اجرای مسابقه نمادین امداد و نجات میرسد؛ گروهی از دانشآموزان با سرعت و دقت، دست و پای مصدوم را آتلبندی و باندپیچی میکنند تا آمادگی خود را برای روزهای بحرانی به رخ بکشند.لحظاتی بعد، دانشآموزی دیگر با گامهایی استوار روی صحنه میآید و رجزخوانی پرشوری اجرا میکند. او با اشاره به نام بلندآوازه رئیسعلی دلواری یادآور میشود که زنان و دختران جنوب، درس غیرت و ایستادگی را از دل تاریخ این دیار آموختهاند و برای نبرد با دشمن آمادهاند.
هنر، اشک و اقتدار
طنین سرود گروه دختران جانفدا فضا را سرشار از شور و حماسه میکند، اما اوج عواطف انسانی مراسم، زمانی رقم میخورد که پرده تئاتر کنار میرود. دختر جوانی روی صحنه میآید تا روایتگر داستان پرمحتوای شهیده فاتحی باشد؛ دختری غیور از دیار سنندج که در سالهای نخستین پس از پیروزی انقلاب، به دست عناصر حزب کومله پس از آنکه حاضر نشد به امام خمینی (ره) توهین کند، به شهادت رسید. هنگامی که این صحنه روایت میشود، قطرات اشک از گوشه چشمان مردان و زنان حاضر جاری میشود.
پس از این فضای عاطفی، هیجان میدان با مسابقه جذاب باز و بسته کردن سلاح به اوج میرسد. دختران دانشآموز با مهارت و سرعتی مثالزدنی، سلاح را باز و بسته میکنند تا پیامی روشن به بدخواهان بدهند: آمادگی دفاعی، سن و سال نمیشناسد.در بخش پایانی، آیین تجلیل از خانواده شهید نوجوان، مهدی بحرانی برگزار میشود. مادر داغدیده و خواهر کوچک شهید در حالی که عکس برادر شهیدش را در بغل گرفته است با احترام مورد تکریم قرار میگیرند.
در پایان مراسم فضا رنگ و رویی معنوی به خود میگیرد. نوای دعای الهی عظمی البلا در فضای چهارراه امام حسین(ع) دیّر طنینانداز میشود؛ جمعیت یکپارچه برمیخیزند و دستهای استغاثه را به سوی امام زمان (عج) بلند میکنند.
00:20 - 10 آبان 1405