۷ دلیل تاریخی برای بی‌اعتمادی به وعده‌های آمریکا

حسین آجورلو، کارشناس مسائل سیاسی با بررسی ریشه‌های بی‌اعتمادی به وعده‌های آمریکا، هفت دلیل تاریخی و ساختاری را تشریح کرده است.
حسین آجورلو کارشناس مسائل سیاسی در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، با اشاره به نگاه رهبر معظم انقلاب اسلامی نسبت به بی‌اعتمادی به آمریکا اظهار داشت: این بدبینی پدیده‌ای شکل‌گرفته در خلأ نیست، بلکه محصول انباشت تجربه تاریخی ملت ایران در مواجهه با الگویی تکرارشونده از تعهدشکنی و نقض عهد از سوی آمریکا طی چند دهه گذشته است.وی افزود: این نگاه ریشه در ماهیت سیاست خارجی ایالات متحده دارد و بر اساس مجموعه‌ای از شواهد تاریخی و تجربیات عینی شکل گرفته است؛ به گونه‌ای که رفتار واشنگتن نشان می‌دهد تعهدات بین‌المللی این کشور همواره تحت تأثیر منافع مقطعی و محاسبات قدرت قرار داشته است.آجورلو نخستین عامل بی‌اعتمادی به آمریکا را «فرهنگ استثناگرایی آمریکایی» عنوان کرد و گفت: در فرهنگ راهبردی آمریکا این باور وجود دارد که این کشور دارای جایگاهی ویژه و رسالتی متفاوت در نظام بین‌الملل است؛ بر همین اساس، گاهی خود را فراتر از قواعد عمومی و تعهدات بین‌المللی می‌بیند.این کارشناس مسائل سیاسی ادامه داد: در چنین نگاهی، توافقات و تعهدات بین‌المللی تا زمانی اهمیت دارند که با منافع آمریکا همسو باشند و در صورت تعارض با اهداف واشنگتن، امکان نقض یا کنار گذاشتن آنها وجود دارد؛ خروج یکجانبه آمریکا از برجام در سال ۲۰۱۸، نمونه آشکار این رویکرد بود، توافقی که با قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل نیز تأیید شده بود اما آمریکا به صورت یکجانبه از آن خارج شد.
تعهدات آمریکا از ثبات و ضمانت کافی برخوردار نیستوی دومین عامل را «اولویت منافع ملی آمریکا بر تعهدات بین‌المللی» دانست و تصریح کرد: در نظام تصمیم‌گیری واشنگتن، منافع ملی با تعریفی متغیر و سیال، بر هرگونه تعهد خارجی تقدم دارد. به همین دلیل، هر توافقی تا زمانی معتبر است که با محاسبات منفعت‌محور آمریکا سازگار باشد.آجورلو با اشاره به تجربه ایران در این زمینه گفت: موضوع دارایی‌های بلوکه‌شده ایران و وعده‌های مکرر برای آزادسازی آنها نمونه‌ای از این رفتار است که در موارد مختلف با بهانه‌های جدید مواجه شد و حتی حوزه‌های انسانی و بشردوستانه را نیز تحت تأثیر قرار داد.وی «بی‌ثباتی نهادی در سیاست خارجی آمریکا» را سومین عامل دانست و اظهار داشت: در ساختار سیاسی آمریکا، تغییر دولت‌ها می‌تواند به تغییرات بنیادین در سیاست خارجی منجر شود و رئیس‌جمهور جدید قادر است بسیاری از تصمیمات و توافقات دولت پیشین را تغییر دهد؛ همین مسئله باعث می‌شود تعهدات آمریکا از ثبات و ضمانت کافی برخوردار نباشد.این کارشناس مسائل سیاسی خاطرنشان کرد: تجربه تغییرات ناگهانی در سیاست‌های واشنگتن در موضوعات مختلف نشان می‌دهد که نبود تداوم راهبردی، یکی از عوامل کاهش اعتماد به تعهدات این کشور است.آجورلو در ادامه به نقش گروه‌های فشار و لابی‌ها در سیاست خارجی آمریکا اشاره کرد و گفت: در این کشور، تعریف منافع ملی تا حد زیادی تحت تأثیر بازیگران قدرتمند داخلی مانند لابی‌های سیاسی، صنایع نظامی و شرکت‌های بزرگ اقتصادی قرار دارد و این گروه‌ها می‌توانند مسیر سیاست خارجی آمریکا را تغییر دهند.
وی افزود: فشارهای داخلی برای خروج از برجام و تشدید تحریم‌ها علیه ایران، نمونه‌ای از تأثیر این جریان‌ها بر تصمیمات کلان سیاست خارجی آمریکا بود.عامل شکل‌دهنده بی‌اعتمادی به آمریکا، یک الگوی تاریخی از تعهدشکنی استاین کارشناس مسائل سیاسی، «فاصله میان گفتار و عمل آمریکا» را عامل دیگر بی‌اعتمادی عنوان کرد و گفت: واشنگتن همواره در سطح تبلیغاتی بر مفاهیمی مانند حقوق بشر، دموکراسی و حاکمیت قانون تأکید می‌کند، اما در عمل، موارد متعددی وجود دارد که رفتار این کشور با همین ادعاها در تضاد قرار گرفته است.آجورلو ادامه داد: این دوگانگی میان شعار و عملکرد باعث شده است وعده‌ها و مواضع آمریکا برای بسیاری از کشورها فاقد اعتبار تلقی شود؛ چراکه این مفاهیم گاهی به ابزاری برای اعمال فشار سیاسی تبدیل شده‌اند.وی همچنین «اتکا به قدرت نظامی به جای تعهدات حقوقی و دیپلماتیک» را از دیگر عوامل مهم برشمرد و اظهار کرد: برخورداری از قدرت نظامی گسترده، این تصور را در سیاست خارجی آمریکا ایجاد کرده که می‌تواند بسیاری از اهداف خود را بدون اتکا به سازوکارهای حقوقی بین‌المللی دنبال کند.این کارشناس مسائل سیاسی گفت: اقدامات یکجانبه نظامی آمریکا در نقاط مختلف جهان، از جمله حملات بدون مجوز شورای امنیت، نمونه‌ای از رویکردی است که در آن قدرت نظامی جایگزین قواعد و تعهدات حقوقی می‌شود.آجورلو در پایان تأکید کرد: مهم‌ترین عامل شکل‌دهنده بی‌اعتمادی به آمریکا، یک الگوی تاریخی پایدار از تعهدشکنی است؛ الگویی که در آن منافع و اولویت‌های آمریکا بر تعهدات بین‌المللی برتری پیدا می‌کند.
وی خاطرنشان کرد: از مداخلات سیاسی و جابه‌جایی دولت‌های منتخب در سراسر جهان گرفته تا خروج از توافقات بین‌المللی و نادیده گرفتن قواعد جهانی، مجموعه این رفتارها نشان می‌دهد بدبینی رهبر معظم انقلاب نسبت به آمریکا صرفاً یک موضع سیاسی مقطعی نیست، بلکه تحلیلی راهبردی مبتنی بر شناخت تاریخی از ساختار و رفتار سیاست خارجی این کشور است.پایان پیام/#ایران #رهبر_انقلاب #جنگ#مذاکره
13:36 - 29 تیر 1405

2 إعادة النشر4 التفاعل
11k من المشاهدات


1 الإجابة

‌حسام الدین فرهنگی قوچانی‌ صورة الملف الشخصي
@hassamaldin29 تیر 1405
تعليقًا على
خوب است این مطلب را برای دولت و.... ارسال نمایید شاید افاقه کرد