تجمع مسالمت آمیز کارگران اخراجی تسکو(روایت تجمع کارگران اخراجی تسکو)پس از دو سال دوندگی و پاسکاری در دیوانسالاری اداری و وقت کشی در حق کارگر اخراجی، صبح ۹ آذرماه ۱۴۰۴ تجمع مسالمتآمیزی از سوی کارگران بیکار شده مقابل شرکت تسکو صورت گرفت تا بلکه کارگران اخراجی بتوانند مطالبات بر حق خود را از طریق ملاقات با مدیر کارخانه پیگیری نمایند.
صبح روز یکشنبه 9 آذرماه 1404 ساعت 9 صبح، کارگران بیکارشده جلوی شرکت تسکو تجمع مسالمتآمیز دارند تا بلکه بتوانند این بار مدیر کارخانه را ببینند و او آنها را بپذیرد. آذرماه زنجان سوز خودش را دارد. وقتی کارگران میبینند به مطالبات آنان توجه نمیشود، جلوی درب ورودی شرکت روی آسفالت سرد مینشینند و جلوی خروج یک کامیون حامل ترانسفورماتور را میگیرند. نشستن روی زمین در این سرما و به جان خریدن هر پیشامدی برای اینکه خانواده نتیجهی بیست و اندی تلاش آنها را ببیند چارهای برایشان باقی نگذاشته. راننده خوش انصاف جهت ترساندن کارگران تا بیخ گوش کارگران کامیون را هدایت میکند بلکه بتواند از میان این بیست و چند نفر عبور کند، اما کارگرانی که کارد به استخوانشان رسیده از جا جنب نمیخورند تا اینکه نیروی انتظامی از راه میرسد. سرگرد حیدری بزرگوار با متانت و لبخند کارگران را به آرامش دعوت میکند و سعی میکند تا آنها برای پیگیری قانونی مطالبات متقاعد کند. اما مرغ این کارگران زحمتکش یک پا دارد، سرگرد حیدری به آنها میگوید: «من فقط میتوانم به مراتب بالا گزارش دهم» و میرود. راننده کامیون و دو کامیون دیگر ناامید شده و کامیونها را در گوشهای از محوطه رها میکنند و میروند. اذان ظهر از گوشی کارگران طنین انداز میشود. کارگران یک به یک برای اقامهی نماز ظهر میروند و هر یک در گوشهای از خیابان فریضه را به جای میآورند. من تنها شاهد ماجرا هستم. اکثر کارگران بیکار شده حتی به خانوادهها و اقوام خود بیکارشدن خود را بروز ندادند. مشخص نبود اجتماع کارگران چقدر به طول بینجامد.
یکی از کارگران خیلی اتفاقی تعدادی نان برای خانه خریداری کرده و در ماشین دارد، جهت افزایش تحمل آنها روی آسفالت سرد تعدادی از نانها را بین کارگران توزیع میکند. این هم از ناهار مختصر کارگری. سرویسهای کارگران تسکو از راه میرسد. همکاران قدیمی شاهد حلقهی کارگران بیکار شده جلوی ورودی کارخانهاند. بیست و یک سال یک عمر است، بیست و یک سال نان و نمک هم را خوردیم و آخرش شد این. مرد غرور دارد، اما کارگر سالهاست غرورش را برای امرار معاش خانواده خرج کرده، برخی از دوستان شاغل با دوستان قدیمی خود خوش و بش میکنند و تعدادی که در جریان ماجرا قرار ندارند، بیتفاوت عبور میکنند. غروب شده. آفتاب کم سو شده و سرما بیش از گذشته احساس میشود. کارگران تشنه و گرسنه برای دریافت حقوق بر حق خود همچنان جلوی شرکت نشستند. عدهای نمیتوانند روی آسفالت بنشینند مجبور میشوند دقایقی دراز بکشند. از انتهای خیابان سه خودروی نیروی انتظامی با چراغ هشدار از راه میرسند. دیدن سه خودرو برای کارگران دلهرهآور است اما همچنان نشستند. ساعت حدود پنج عصر است. فرماندهی انتظامی شهرستان زنجان از ماشین پیاده میشود. سرهنگ مهدیخانی مصمم با گوش دل صدای کارگران را میشنود،میگوید: 5 نماینده از میان خود انتخاب کنید و به مدیرکارخانه اطلاع میدهد به همراه آنها وارد گفتگو شود. این اولین بار است کارگران پس از بیکار شدن میتوانند مدیر کارخانه را ملاقات کنند. مدیرکارخانه فقط یک نماینده از آنها را میپذیرد و مابقی در اتاق دیگری منتظر میمانند.
فرماندهی نیروی انتظامی در حکم یک میانجی و در حمایت از کارگران با مدیرکارخانه صحبت میکند. حدود یک ساعت گفتگو ادامه به طول میانجامد. پس از گفتگو، فرماندهی نیروی انتظامی به شخصه قول حمایت از کارگران بیکار شده را داده و به مدیر کارخانه اعلام میکند پس از هماهنگی به اتفاق کارگران به تأمین اجتماعی رفته و وکیل تسکو نیز باید حضور یابد و هر مدرکی که تأمین اجتماعی جهت بازنشستگی کارگران نیاز داشته باشد، شرکت تسکو ملزم است در اختیار آنها قرار دهد. در کش و قوس این مراحل اداری بارقههایی از امید شکل گرفت.پس از مراجعه به تامین اجتماعی در کنار وکیل شرکت، تصمیم گرفته شد جلسهای در استانداری جهت پیگیری مطالبات کارگران اخراجی تشکیل شود. دوباره کارگر در روند اداری فرصتها را از دست میدهد. #عدالت #کارگر #اخراج #بی_عدالتی #شرکت_تسکو #زنجان #وزارت_نیرو #برق 05:20 - 13 آذر 1404