تعداد جراحان مغز ما ۲ برابر شاخص جهانی و بالاتر از آمریکاست
رئیس سازمان نظام پزشکی با اشاره به وضعیت کیفی و سطح بالای پزشکی در ایران، گفت: سه برابر دستور بهداشت جهانی و دو برابر شاخص معیار جهانی و بیشتر از آمریکا جراح مغز و اعصاب داریم؛ آن هم با بالاترین کیفیت.
گروه سلامت: نظام سلامت متولی اصلی بهداشت و درمان جامعه است و جامعه پزشکی کشور و به تبع آن نیروهای بهداشت و درمان نقش محوری در این خصوص دارند.فعالیت پزشکان بیش از نیم قرن است که در قالب یک تشکل صنفی غیر دولتی یعنی سازمان نظام پزشکی ایران ساختار مند و منسجم شده و این جامعه تخصصی تحت نظارت این سازمان در کنار وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی به موضوع مهم سلامت و درمان بیماران می پردازدبرای بررسی مسائل و مشکلات حوزه سلامت با «دکتر محمد رئیس زاده، رئیس سازمان نظام پزشکی» به گفتوگو پرداختیم که بخش اول آن در چند روز پیش منتشر شد و اکنون بخش پایانی آن را می خوانید.
آقای دکتر! بحث تجویز آزمایشها و و تصویر برداری های اضافه برای مردم به طوری که حتی وزارت بهداشت هم اعلام کرد 40 درصد تجویزهای آزمایشگاه و تصویر برداری توسط پزشکان غیر ضروری است، در این باره توضیح دهید. بله؛ بحث درمان القایی داریم؛ یعنی درمانها و تشخیصهایی که به لحاظ علمی ضرورت ندارد.به لحاظ روال علمی تشخیص یا اقدام تشخیصی و درمانی آزمایشگاه ضرورت ندارد؛ چون این در دنیای مفهوم مشخصی است تا یک درصدی اش در دنیا قابل قبول است.این انحراف معیار در کشور ما متاسفانه از نرم دنیا بیشتراست و حجم قابل توجهی از منابع حوزه سلامت ما خرج درمانهای القایی می شود. حالا این درمان القایی دو تا ضرر دارد؛یک منابع حوزه سلامت نابجا هزینه میشود و دوم اینکه آسیب به سلامتی مردم وارد میکند. یعنی آن کاری که لازم نیست من برای مریض انجام میدهم؛ آزمایش و عکسبرداری و... هر چیزی که سلامتی مردم به خطر میافتد
راه حل درمان این در دنیا شناخته شده است. یکی اینکه بیمه باید این را مدیریت کند؛ چرا؟ چون بیمه پول درمان القایی را میپردازد؛ یعنی یک حد و مرز بیمه دارد. بیمه باید نظارت کند و ببیند من پزشک بدون دلیل برای یک بیماری سی تی اسکن درخواست میکنم.هزینه این سی تی اسکن را بیمه میپردازد؛ حالا هر چقدر مثلا ۷۰ درصد بیمه خواهد داد. بیمه باید بیاد ورود کرده و سیستمی طراحی کند که من پزشک نتوانم این کار را انجام بدهم. اگر این کاررا انجام دادم جریمه شوم.این همان بحثی است که باید به علت منطقی پرداخت. این نیز با حرف و حدیث و توصیه و بزن و بگیر و ببند حل نمیشود.فقط آسیب بیشتری ایجاد میکنیم؛ یعنی فاصله اعتماد بین مردم و جامعه پزشکی را زیاد میکنیم اما حل نخواهد شد. بیمه باید نظارت کند؛ اما چرا نظارت نمی کند؟ چون بیمه دردش نمی آید.بیمه ها از هزینه های بالا دردشان نمیگیرداگر جنابعالی بیمه شخصی باشید و یک کسی برای شما هزینه بیخود بتراشد آیا رهایش میکنید؟ خیر؛ شما دادگاه می روی و شکایت میکنید. خب بیمه خصوصی نیست؛ بیمهها دولتیاند؛ یک هیئت مدیره برای 4 سال انتخاب می کنند و دردش نمیگیرد.برای نمونه بنده یک دستگاه برای آزمایشگاه یا مطب خریدم. تعرفهها که غیر واقعی است و با تعرفه نمی توانم اداره کنم؛ حتی هزینه تعمیر و نگهداریش نیز امکان ندارد. یعنی ما قبلا هزینه یک دسته گاسیتی اسکن که مثلاً چند سال پیش بود الان نگهداریش قیمت آن دستگاه 3 میلیارد تومان بود الان هزینه نگهداریش سالی ۳۰ میلیارد تومان است.خب قیمت رشد عجیب غریبی دارد. مثلاً دستگاهی که قبلا سه میلیارد میخریدید الان 50 میلیارد باید بخرید و هزینه نگهداری آن نیز بسیار زیاد است.
خب به درمان القایی روی میآورد؛یعنی تیراژ را میبریم بالا؛ به جای اینکه ۱۰ تا سیتی اسکن انجام بدهند آن هم با تعرفه واقعی تا بتواند اداره کند، به جای ۱۰ تا ۱۰۰سیتی اسکن باید انجام بدهم تا بتوانم موضوع را مدیریت کنم.این منجر به آن روابط ناسالم میشود. در واقع بین حوزههای مختلف پزشکی کشور این موضوع ایجاد می شود.بیمه این وسط دو تخلف عمده دارد؛ یکی تعرفه را واقعی نمیدهد و دوم اینکه نظارت نمیکند و منجر به رشد این پدیده میشود. حالا شما تا این ساختار را درست نکنید نمیتوانید جلوآن را بگیرید. هیچ پدیده اجتماعی را نمیشود با بگیرو ببند حل کرد. با تعداد آن تخلفات ما آدم نداریم تازه اگر نیرو هم برای مقابله داشته باشید که اکنون نداریم چقدر میشود جلو آن را گرفت.
ساختار بیمه باید اصلاح شودباید زیرساختها را حل کرد. ام الفساد بحثهای درمانهای القایی ناکارآمدی ساختارهای بیمهای ماست؛ ساختار بیمه ما الان در سیکل معیوب قرار دارد.ساختار بیمه باید اصلاح شود و قابل اصلاح است. یک کار خیلی ساده این است که بیمه به موقع مطالبات جامعه پزشکی را پرداخت کند؛ وقتی شما ۸ ماه بعد می خواهی مطالبه پزشک را بدهی همان ۸۰ درصد خودش مستهلک شده و کمکی نمیکند.پرداخت به موقع مطالبات پزشکان 70 درصد مشکلات نظام سلامت را حل می کندباید مطالبات جامعه پزشکی را به موقع بدهند. این واقعا کار سختی نیست. اگر واقعا بیمه مطالبات جامعه پزشکی،داروخانهها، آزمایشگاههها، پزشک و پرستار را به موقع بدهد که کاملا قابل انجام است باور کنید ۶۰ -۷۰ درصد مشکلات حوزه سلامت کشور حل خواهد شد.در خصوص طرح پزشکی خانواده و اینکه این طرح حدود 2 دهه است آغاز شده اما حرف و حدیثهای زیادی داشته و اکنون وزارت بهداشت اعلام کرده تاکنون این طرح اصلا اجرا نشده است؟ امیدواریم با توجه به اشرافی رئیس جمهور دارند و اهتمامی که به این قصه دارند و پیگیری جدی که آقای وزیر بهداشت از وقتی آمدند امید به حل مشکلات جامعه پزشکی خیلی بیشتر شد و دارن کارها را خوب پیگیری میکنند.اما خب تجربه تلخی ما از این ۲۰ سال طرح پزشکی خانواده داریم؛ یعنی از سال شاید ۸۸ که در دو تا استان ما شروع کردیم به شکل آزمایشی الان نزدیک 16 گذشته است.در حوزه سلامت و جامعه پزشکی این طرح یک تجربه تلخ و ناموفقی نسبت به این قصه وجود دارد. اگر وزارت بهداشت میخواهد اقدام کند و دولت باید یک اقدامی ۱۰۰درصد تضمینی باشد. اگر این دفعه یک خطایی را تکرار کنیم باید دیگر فاتحه پزشک خانواده را بخوانیم.
ایراد این طرح کجاست؟ببینید ایراد کار در سه حوزه است. حوزه فرهنگی و فرهنگ سازی؛ یعنی ما نتوانستیم مردم را آموزش بدهیم که نظام ارجاع و پزشکی خانواده را رعایت کنند. مردم ما عادت کردن یعنی طرف تو فلان روستا سرش درد میکند همان اول کار دنبال فوق تخصص است.خب حالا شما این فرد را بیا قانع کن که شما باید حتما اول به پزشک عمومی درمرکز بهداشت منطقه مراجعه کنید.اصل قصه این است که مردم ما الان تو این حوزه فرهنگشان مطلوب نیست.تقریبا ما این فرهنگ را برای مردم خوب ایجاد نکردیم.هیچ جای دنیا این طور برخورد نمیکنند. پیشرفتهترین کشورهای دنیا با بهترین سطح سرانه سلامت از جی دی پی این امکان را ندارند که واقعاً هر خدمتی در حوزه سلامت غیر اورژانسی را همان لحظه برایش فراهم کنند.در خیلی از کشورهای پیشرفته دنیا فرد 6 ماه تو نوبت یک متخصص یا تصویربرداری قرار دارد و اگر نمی خواهد باید بیرون چندین برابر هزینه کند.هیچ جای دنیا نتوانسته این را حل کند که خدمات حوزه بهداشت و درمان را در سریعترین زمان ممکن با عالیترین کیفیت ممکن و با نازلترین قیمت ممکن ارائه بدهد.اما ما میخواهیم هر سه را داشته باشیم؛ خب شدنی نیست. این یک مقدار پوپولیستی عمل کردن است.در واقع در بعضی حوزه فرهنگشان را بد طراحی کردیم؛ در حالی که مردم بسیار فرهنگ پذیری داریم. ما این دسترسی را بد فراهم کردیم. من الان شرایط را طوری فراهم کردم که یک بیمار احساسش این است که در هر ساعتی از شبانه روز به هر تعداد متخصص و فوق تخصص میتواند مراجعه کند و در کمترین زمان ممکن هر کار تشخیصی و درمانی انجام شود و بیمه باید پولش را بدهد؛ یعنی کیفیت در حد عالی و سرعت نیز در حداکثر سرعت و قیمت هم در حداقل قیمت قرار داشته باشد.
هیچ جای دنیا نتوانستند اینها را با هم تامین کنند؛ یعنی در نوبت گیری بیمار دیر کردند. خب شما اگر قیمت پایین میخواهید باید در حوزه دولتی انجام دهید اما اگر میخواهی باید با هزینه خودت قیمت واقعی را بپردازی.مثل کوبا که پوشش بیمه خوب میدهد اما سطح کمی را پوشش میدهد یعنی کیفیت را پایین یا سرعت را خیلی کند کردند.در همین تهران واقعا چه کسی تمکین میکند تا به نظام ارجاع مراجعه کند و برای درمان چند ماه صبر کند.فرد بیمارستان خصوصی با کمترین معطلی عمل می کند.فرد با بیمه تکمیلی خدمت لازم را می گیرد. رعایت قیمت واقعی در بخش خصوصی. تا زمانی که تفاوت بین نظام ارجاع و بخش خصوصی نداشته باشید نظام ارجاع عملی نمی شود.ما الان اجازه نمی دهیم از افرادی که متمول هستند و اصلا نمی دانند بیمه چیست قیمت خدمت تمام شده رادریافت کنیم.قیمت این عملی که انجام داده در بیمارستان خصوصی مثلاً ۵۰ میلیون تمام شده و شورای عالی بیمه و نظام تعرفه میگوید بیمارستان تو از این باید 20 میلیون بگیرید.در حالی که این بیمه ندارد و تعادل منابع و مصارف معنی نمیدهد اصلا برایش مهم نیست. نزدیک ۴۰۰ هزار نفری که در سال به بخش خصوصی مراجعه میکنند و بیمه ندارندمن عرضم خیلی ساده است چرا ما به نزدیک ۴۰۰ هزار نفری که در سال به بخش خصوصی مراجعه میکنند و بیمه ندارند؛ یعنی نیازی به بیمه ندارند و افراد متمولی هستند اجازه نمیدهیم بخش خصوصی قیمت قانونی کارشناسی تمام شده را از آنها دریافت کند؟مثلا خانمی در بخش خصوصی سزارین کرده به جای مثلاً ۵۰ میلیون ۲۰ میلیون داده،بخش خصوصی باید قیمت تمام شده را از این فرد بگیرد و بخش دولتی هم نظام ارجاعی ایجاد کند تا افراد خدمات لازم را دریافت کنند.
وقتی شما قیمت را به شکل بخش دولتی و بخش خصوصی کنید چطوری انتظار دارید مردم تو صف نظام ارجاع بمانند. بچهام مریض شده و من میروم بخش دولتی و میبینم شلوغ است.خب با بیمه تکمیلی در بیمارستان خصوصی خدمت میگیرم. قیمت آنجا را که به صورت دستوری پایین نگه داشتیم. اما شما اجازه بدهید بخش خصوصی قیمت واقعیاش را بگیرد و در بخش دولتی نیز خدمات خود را بالا ببرید.شما نمیتوانید بخش خصوصی و دولتی را کمونیستی اداره کنید و بعد بگویید میخواهم نظام ارجاع را اجرا کنم.آیا مسئولین محترم حاضر هستند تو نظام ارجاع درمان را انجام دهند؟آیا خود همین مسئولین محترم حاضر هستند تو نظام ارجاع درمان را انجام دهند؟ اینها از خودشان شروع کنند.پیام واضح بنده این است که اگر میخواهند نظام ارجاع در کشور پیاده شوند برای تمام مسئولین جمهوری اسلامی در مجلس، دولت، قوه قضاییه و همه نهادها الزام کنند که خارج از نظام ارجاع حق ندارند مراجعه کنند.چرا اول میخواهیم ازآن مردم بدبخت شروع کنیم؛ باید از خود مسئولین شروع کنیم. اگر مسئولین ما تمکین کردند قانون پزشکی خانواده و نظام ارجاع اجرا خواهد شد. اگر تمکین نکردن مردم نیز تمکین نمیکنند.پس دلیل اول گفتم بحث فرهنگی؛ دلیل دوم تعرفههای دستوری یکسان است و دلیل سومی هم که وجود دارد این است که فرایندهای نرمافزاری ما آماده نیست. پرونده الکتریکی سلامت نداریم؛ چرا نداریم؟ الان دنیا تمام پروندههای پزشکی الکترونیکی است؛ واقعا ما توان این را نداریم که پروندههای پزشکیمان را از حالت کاغذی حذف کنیم؟
کشور ما که در بعضی از حوزهها تراز جهانی دارد؛ مثل موشک و پهپاد و ... یا تو بحثهای فناوریهای پیشرفته دنیا مثل نانو و بیوتکنولوژی؛ آیا واقعاً نمیتوانیم کاغذ را از حوزه پرونده های پزشکی حذف کنیم و پرونده پزشکی بیمار در لب تاپ پزشک باشد.این فرایندهای نرم افزاری ما هم آمادگی ندارند؛ بنابراین اگر نظام ارجاع بخواهیم پیاده کنیم باید اولاً دسترسی مردم را تنظیم کنیم؛ اینم باید با برنامه ریزی دقیق باشد.در واقع نیازمندیهای مردم باید مدیریت شود. باید قیمت بخش خصوصی واقعی و تمام شده شود و سوم اینکه باید زیرساخت های نرم افزاری و فناوریها بروزشود و تا این موارد را با هم هماهنگ نکنیم بنده خیلی امیدی ندارم که این طرح اجرایی شود آقای دکتر اکنون وضعیت تعداد پزشک نسبت به میزان جمعیت چطور است؟ آیا ما به استاندارد جهانی رسیده ایم؟واقعاً استاندار جهانی مقیاس کردن یکسان و قابل انطباق نیست. مثلا یک کشوری اطراف ما به ازای هر مثلا صد هزار نفر ۵۰ پزشک دارند. تعریفی که آنها از پزشک دارند با تعریفی که ما از پزشک داریم متفاوت است. یعنی به یک فردی که چهار سال درس خوانده پزشک میگویند؛ مثل همان پزشک های خارجی که ما در گذشته در کشور داشتیم در حالی که پزشک نبودند. اما پزشکی که ما در کشور تعریف میکنیم پزشک استاندارد و ایده آلی است؛ یعنی کسی که هفت و نیم سال رفته دانشکده پزشکی درس خوانده است.خیلی از کشورهای دیگر که آمار تعداد پزشک شان را می دهند سیستم آموزش پزشکی شان با ما متفاوت است. نکته بعدی اینکه دنیا به این جمع بندی رسیده الزاما سرانه پزشک به جمعیت تضمینگر کیفیت درمان و حتی تامین درمان نیست.
ما یک چیزی داریم به نام چگالی گروه ارائه دهنده خدمت سلامت؛ یعنی پزشک، پرستار، داروساز، دندانپزشک و بهیار.همه با هم باید متعادل رشد کنند. شما وقتی به شکل سرطانی به یک گروه یک رشد بدهی؛ مثلاً شما پرستار، داروسازو بهیار نداری اما تعداد پزشک زیاد کردی. این منجر به بهبود کیفیت سلامت در کشور نمیشود. چین این را تجربه کرد اما با شکست مواجه شدچرا؟ چون شما وقتی تعداد پزشک را فقط ببرید، اما تعداد تخت بیمارستان، امکانات و تجهیزات را بالا نبرید این پزشک تضمین درمان نمیشود. در نتیجه همان درمان القایی رشد می کند؛ چون شما نمیتوانید اینها را در ساختارجای بدهی.بنابراین عرضم این است که به هیچ عنوان بحث سرانه پزشک به جمعیت عدد معقول و علمی برای بررسی و تصمیم گیری در خصوص حوزه سلامت کشور نیست.بعضیا از سر نادانی به این عدد گیر داده اند .سیر ما در تربیت سرانه متخصص و پزشک عمومی اعجاب برانگیز بوده و اصلا عادی نیست.ما اول انقلاب ۱۳ هزار پزشک عمومی داشتیم. جمعیت کشور در طی این ۴۵ سال دو و نیم برابر شده اما تعداد پزشکان ما باید چند برابر شده باشد؟ با توجه به زیرساختها، جنگ و تحریم، شرایط و دشواری کیفیت آموزشی پزشک، این وضعیت یعنی تعداد پزشکان عمومی ما ۱۴ برابر شده؛ کدام حوزه در کشور این رشد ۱۴ برابری را دارد؟ در اول انقلاب774 بانوی متخصص داشتیم؛ البته نه فقط در رشته زنان بلکه در همه رشته ها.
تعداد خانمهای متخصص کشور با آن کیفیتی که ما میگوییم که پزشکی ما در دنیا سربلند است و مردم به کیفیت اعتماد دارند. تخصصی مثل جراحی زنان زایمان، جراحی مغز جراحی اعصاب، داخلی، قلب و.. همه با این کیفیت تعداد متخصصهای خانم ما با توجه به نیاز فرهنگی ما بحث انطباق را داریم.در حالی که الان بعضی از مسئولین تو سر جامعه پزشکی نزنند بلکه بیایند از آنها یاد گیرند؛ یعنی بعضی از مسئولین الان ما را متهم میکنند و می گویند شما چون منافع دارید این طور می گویید.ما با تعداد متخصصهای خانم که کیفیت بالایی دارند توانستیم مرگ و میر مادر باردار را از ۲۰۰ نفر در 100 هزار نفر قبل از انقلاب به 20 نفر رساندیم در حالی که دنیا برای 2030 برنامه ریزی کرده تا به 70 نفر برساند.
حالا ما چند برابر این متخصصین خانم را باید افزایش داده باشیم که دوستان حوزههای دیگرتو سر ما نزنند.30 هزار متخصص زن در کشور داریمما الان نزدیک به 30 هزار بانوی متخصص داریم؛ یعنی نزدیک ۴۰ برابر خانم متخصص در حوزههای بالینی تخصصی پزشکی تربیت کردیم و در کشور در حال ارائه خدمات هستند.کدام حوزه در کشور میتوانست این شرایط را ایجاد کند؟ ممکن است شما بگویید بازهم کم است، خب ظرفیت اجازه نمیدهد.مگر الان به تعداد نیاز کشور ماشین داریم؟ میگوییم نه، چرا؟ چون اولاً خط تولیدمان بیشتر از این اجازه نمی دهد؛ جادههای ما بیش از این کشش نداردو سوم اینکه ظرفیت اقتصادیمان قدرت جذب اینقدر ماشین را ندارد.
اما ما میخواهیم هر سه را داشته باشیم؛ خب شدنی نیست. این یک مقدار پوپولیستی عمل کردن است.در واقع در بعضی حوزه فرهنگشان را بد طراحی کردیم؛ در حالی که مردم بسیار فرهنگ پذیری داریم. ما این دسترسی را بد فراهم کردیم. من الان شرایط را طوری فراهم کردم که یک بیمار احساسش این است که در هر ساعتی از شبانه روز به هر تعداد متخصص و فوق تخصص میتواند مراجعه کند و هر کار تشخیصی و درمانی انجام شود.بیمه باید پولش را بدهد؛ یعنی کیفیت در حد عالی و سرعت نیز در حداکثر سرعت و قیمت هم در حداقل قیمت قرار داشته باشد.هیچ جای دنیا نتوانستند اینها را با هم تامین کنند؛ یعنی در نوبت گیری بیمار دیر کردیم. خب شما اگر قیمت پایین میخواهید باید در حوزه دولتی انجام دهید اما اگر میخواهی باید با هزینه خودت قیمت واقعی را بپردازی.مثل کوبا که پوشش بیمه خوب می دهد اما کیفیت آوردن پایین یا سرعت را خیلی کند کردندبه این خاطر فرهنگ پزشکی خانواده و نظام ارجاع جا انداختنش سخت است. به فرد می گوییم اگر می خواهی رایگان درمان شوی باید تو صف بیمارستان بروی؛ مثلاً جراح ببینی که خب رایگان عمللت می کنیم اما دو سه ماه صف دارد.خب فرد به بیمارستان خصوصی می رود و عمل خود را انجام می دهد
در کشورهای دیگه چی؟ اصلاً قابل امکان نیست که هر کسی بتواند خدمات خود را در بیمارستان خصوصی انجام دهد. پس اول فرهنگ را باید ایجاد کنیم.دوم رعایت قیمت واقعی و تمام شده در بخش خصوصی است.بعضی ها فکر میکنند بنده طرفدار بخش خصوصیام؛ مثلاً می گویم اصلا شما تفاوت واقعی بین بخش خصوصی و دولتی نداشته
چرا در حوزه سلامت انتظار داریم هرچه کمبود نیرو داریم همان لحظه تامین کنیم؟ چرا فکر میکنیم در حوزه تخصصی که جان یک نفر دست یک متخصص است؛ با اینکه میگویم از هر حوزهای جلوتریم و پیشرفته ترین در حوزه جراحی مغز اعصاب یه مثال میزنم.اول انقلاب 1.4 دهم متخصص مغز و اعصاب به ازای یک میلیون نفر جمعیت داشتیم؛ یعنی مثلا در ۳۵ میلیون نفر شاید حدود 60 نفر متخصص مغز در کل کشور داشتیم. کشور یک و چهاردهم در یک میلیون متخصص مغز داشت. در دنیا چقدر است؟ ۶ جراح مغز و اعصاب در یک میلیون. سازمان بهداشت جهانی پیشنهاد میکند و میگوید چهار و نیم جراح مغز اعصاب در یک میلیون نفر باید داشته باشید؛ در آمریکا الان ده جراح برای یک میلیون نفر جمعیت است؛ ترکیه ۱۴ متخصص در یک میلیون نفر دارد. ما در اول انقلاب یک و چهاردهم درصد متخصص مغز داشتیم اما الان این عدد ۱۳ است؛ یعنی ۱۳ جراح مغز و اعصاب به ازای یک میلیون نفر جمعیت داریم.ایران 2 برابر میزان جهانی جراح مغز و اعصاب داردسه برابر دستور بهداشت جهانی و دو برابر نرم جهانی و بیشتر از آمریکا جراح مغز و اعصاب داریم؛ آن هم با بالاترین کیفیت و هیچ نیازی به خارج نداریم. از دو یا سه مرکز تربیت متخصص مغز و اعصاب به ۳۵ مرکزی که جراح مغز و اعصاب تربیت میکند رسیده ایم.
در حوزه تخصصی به لحاظ کمیت و به لحاظ کیفیت هیچ کشوری در دنیا مثل نظام مقدس جمهوری اسلامی عمل نکرده و امکان نداره پیدا کنید.بله، ممکن است بعضی جاها بگویند کمبود دسترسی به متخصص وجود دارد؟ بله وجود دارد و در همه جای دنیا نیز وجود دارد.اکنون ۴۲ درصد متخصصین ما در ۵ کلان شهر ساکنندهیچ جای دنیا اینجوری نیست که در هر روستایی هر متخصص خواستن بلافاصله بالای سرش حاضر باشد. این احساس کمبود به دسترسی به متخصص چند علت دارد.اول اینکه؛ نظام ارجاع رعایت نمیشود، نیاز القایی وجود دارد؛ مثلا شما سردرد میگیری فکر میکنی باید یک متخصص مغز و اعصاب بالای سر شما باشد.دومین علت، توضیح نامتقارن پزشک و متخصص است.اکنون ۴۲ درصد متخصصین ما در ۵ کلان شهر ساکنند.در بعضی رشته های تخصصی ۵۰ درصد متخصصین ما فقط در تهران هستند. خب ما نتوانستیم ماندگاری اینها را تضمین کنیم؛ متخصص داریم اما خلاف همه رشتههای دانشگاهی کشور طرح اجباری دارند.هیچ رشتهای طرح اجباری ندارد جز حوزه سلامت؛ یعنی فرد تخصصش تمام شده پزشک عمومی بوده و طرح رفته و تخصص گرفته به مرکز استان برمیگردد؛ چرا؟ خب نتوانستیم نگهش داریم.چرا من نباید یه شرایطی ایجاد کنم که فلان متخصص من مایل باشد تو فلان شهر بماند و خدمت کند. پس توضیح در بعضی از رشته های تخصصی و فوق تخصصی مثل قضیه ظرفیت جاده ها برای ماشین است. یعنی اینجور نیست که ما در هر رشتهای بنا به نیاز هرچقدر بتوانیم متخصص زیاد کنیم.
مثلاً در شهر ۲۰ هزار هزار نفری میتوانید جراح قلب و عروق ببریم. هیچ جای دنیا همچین کاری نمیکنند؛ چراکه سامانه جراحی قلب و عروق یک سامانه بسیار پیچیده و پرهزینه است. شما نمی توانید در شهر ۲۰ هزار نفری که هفته مثلا دوتا عمل کند این کار را انجام دهید.
میگویند آقا چرا بعضی از مردم مراجعه میکنند به تهران یا مراکز استانها؟ تو بعضی از رشتهها باید مراجعه کنند؛ چارهای نیست اما ما باید امکان مراجعات را برای مردم درست کنیم. مثلاً سامانه پیوند مغز و استخوان جوری است که ما تو هر شهرستان و هر مرکز استان نمی توانیم یکی دایر کنیم؛ این اصلا به صرفه نیست.باید فرد به تهران بیاید البته باید کرامت بیماران حفظ شود.وقتی نماینده مجلس می گوید ما باید انقدر پزشکان را در کشور زیاد کنیم که تو خیابان دنبال مریض بگردند این حرف، حرف یک آدم مریض است.بعضی از اظهار نظرها متاسفانه خیلی سطحی است و ناشی از جهل به عملکرد جامعه پزشکی است.عملکرد جامعه پزشکان از زمان مقام معظم رهبری باید بشنود نه از زبان نمایندهای که ۳۰ سال دارد و دهه ۶۰ و ۷۰ را ندیده بعد چشم باز می کند و میگوید شما چه کردید؟
بعد یک جوان ۳۰ ساله نماینده مجلس شده حرف می زند اما خبر ندارد. از کجا عملکرد جامعه پزشکی را باید شنید؟ از زبان آقا شنید که فرمودند «جا دارد که مردم ما افتخار کنند به این که در یکی از حیاتیترین حوزههای اجتماعی سرمایه های انسانی داریم که میتوانیم به آنها افتخار کنیم.»فرمایش حضرت آقا است که فرمودند« ما در زمان قدیم، در زمان رژیم قبل بعضی اوقات نوبتهای عملهای جراحی قلب ۷ تا 8 ساله داده میشد و عموماً تا آن زمان بیمار میمرد. وقتی شما تولیت وزارت بهداشت طبق قانون طبق سیاستهای ابلاغی حضرت آقا متعلق به وزارت بهداشت است را در هم میشکنی یعنی خلاف قانون عمل کردیدخلاف ابلاغیه حضرت آقا عمل کردید؛ خلاف عقل ومصالح مردم هم عمل کردید حزب اللهی و غیره و اصولگرا و اعتدال گرا و انقلابی و ضد انقلابی هم ندارد؛ هرکی این کار را کرده خلاف کرده است.
دبیرخانه شورای انقلاب فرهنگی حق ورود به بحث افزایش ظرفیت رشته پزشکی را ندارد نه صلاحیت اش را دارد که رشته پی اچ دی ریاضی بیاد درباره پزشکی تصمیم بگیرد.دبیر شورای انقلاب فرهنگی بیاید جواب دهد.من اصلا نمی توانم باور کنم که توطئه پشت این قصه نیست. من معتقدم در بعضی از حوزههای کیفیت آموزش پزشکی را اگر دست دشمن ترین دشمنان این کشور می دادند به این خوبی تخریب نمیکردند!چطور کنم وقتی شما ۲۸۰ تا دانشجوی بالینی به بیمارستان ۱۵۰ تختخوابی می رود؛یعنی چی؟ کدام آدم عاقل میاد با کیفیت پزشکی آبرومند خودش این کار را کند و بعد حرف هیچ کسی را گوش نکنند.برخورد با جامعه پزشکی شان و درایت میخواهد چون بسیار پیچیده است و با ارزشمندترین عضو و نعمت خدا سرو کار دارد.
این رشد و افتخار و سربلندی که در کرونا، در دوران دفاع مقدس و در جنگ ۱۲ روزه دیدیم افتخارش فقط متعلق به جامعه پزشکی نیست که من پزشک مثلاً دچار نخوت شوم. همه اقشار جامعه نقش داشتند یعنی متعلق به آن معلم کشاورز ما هست متعلق مهندس تجهیزات پزشکی مهندس برق و.. هست همه اینها کمک کردن که این افتخار ایجاد شده است.ما تافته جدا نیستیم.ما هم پدرمان کارگر یا کشاورز است. فرزند همین کشوریم و این سرمایه مال کشوراست. این سرمایه با مشارکت و فداکاری و زحمت کشیدن همه اقشار به دست آمده یعنی اگر ما به این برتری در دنیا رسیدیم الحمدالله همه تخصصها و رشتههای دانشگاهی و همه صنوف و اقشار در آن نقش دارند.
در مدت 4 سال فعالیت ما در نظام پزشکی در سالهای 1401 و 1402درخواست گودستندینگ یا درخواست عدم سوء پیشینه برای مهاجرت از کشور افزایشی بود. با آمدن دولت آقای پزشکیان و سایر عوامل دیگر در سال 1403 روند درخواست مهاجرت 18 درصد کاهشی شد و این روند در ۴۰۴ هم تا این ۶ ماهه اول سال ادامه پیدا کرده است.
درخواستهای ما روح غالب و قاطبه پزشکی انسانهای شریف و عاشق کشور و مردم حکیم و طبیب هستند. تخلفاتی که در هر قشری وجود دارد را نباید به حساب همه جامعه پزشکی نوشت. نظام پزشکی که بتواند متضمن این امور باشد باید دارای استقلال از دولت و تعامل با حاکمیت باشد استقلال داشته باشه در عین حال تعامل داشته باشد این روندیست که در این چهار سال ما با جرأت دنبال کردیم.
ما هیچ وابستگی نه به دولت قبلی و دولت فعلی نداریم؛ یعنی من به اندازه سر سوزنی انگشتم زیر دندان هیچ دولتی نبوده اما در عین حال حداکثر تعامل را با دولت و سایر نهادهای حاکمیت داشتیم و داریم.بهترین تعامل را ما با شخص شهید رئیسی داشتیم و بهترین تعامل را نیز الان من با شخص دکتر ظفرقندی و جناب دکتر پزشکیان و دولتشان دارم.برخی دوستان علی رغم ادعای خود وابستگی به دولت و تقابل با حاکمیت دارند. آنچه نظام پزشکی را در چند سال اخیر از وظیفه خود دور کرد این موضوع است؛ یعنی وابستگی به دولت و تقابل با حاکمیت.برخی از دوستان که تجسم عینی این موضوع هستند با شعارهای فریبکارانه خودشان را مستقل نشان میدهند و ما را حکومتی.بر اساس رویکرد استقلال با تعامل حداکثری، توانستیم از شان جامعه پزشکی دفاع کنیم.
در حوزه معیشت و اقتصاد پزشکی آیتم های تعرفه را 2 تا 4 برابر افزایش دادیم؛ البته طبق قانون عمل کردیم و در این دوره میانگین 27 درصد سالانه افزایش دادیم. در ویزیت میانگین، 2 برابر بالا بردیم و میانگین رشد تعرفه را در این چهار سال سالانه 22 درصد بالا بردیم.سامانه حامی برای معرفی پزشک نماها و تخلفات پزشکی راه اندازی کردیم و در بحث انتظامی و قضایی تلاش کردیم تا پزشکان با اطمینان خاطر و امنیت فعالیت کنند و تعاملات خوبی با قوه قضائیه داشتیم.در خصوص تسهیل فضای کسب و کار پزشکان جوان انجام دادیم و امتیاز پروانه مطب را کاهش دادیم و در بقیه شهرهای غیر از شهر های اصلی مطب نیاز به امتیاز ندارد.همچنین اگر پزشکی نیاز به پروانه طبابت در مراکز درمانی داشته باشند یعنی در کلان شهرها و شهرهای دانشگاهی، پزشک جوان بتواند در درمانگاه و بیمارستان با گرفتن پروانه طبابت فعالیت کند و این موضوع را باز هم دنبال میکنیم.همچنین در این 4 سال همه فرایندهای ارائه خدمت در نظام پزشکی را برخط کردیم؛ مثل صدور کارت، تمدید مطب، درخواست سو پیشینه و... همگی غیر حضوری است و بسترهای فساد زا را حذف کردیم.با بیش از 140 انجمن علمی پزشکی جلسه داشتیم و در بیش از 80 کنگره علمی انجمن های پزشکی شرکت داشتیم.خیلی دنبال هستیم که به اتفاق شورای عالی و جامعه پزشکی جلسهای محضر رهبر معظم انقلاب برسیم که خب این توفیق را متاسفانه در این ۴ سال نداشتم و بازهم استدعا دارم که این فرصت فراهم شود. حق جامعه پزشکی است که یک جلسه محضر ایشان برسند.پایان پیام/#نظام_پزشکی#رئیس_زاده#انتخابات 16:51 - 14 مهر 1404