روایت پزشکی که خاکستر ایران را به کانادا ترجیح داد
زهره رسولی پزشک متخصص زنان و زایمان و همچنین یک پزشک داوطلب بود که در حمله رژیم صهیونیستی به منزلش در قزوین به همراه خانوادهاش به شهادت رسید. او حدود ۳۵ سال داشت .زهره رسولی، پزشک جوان و داوطلب بیادعا، جان باخت در همان حال که پسر کوچکش را در آغوش داشت. او رفت، اما نامش در یادها ماند؛ نه بهخاطر عنوان یا تخصص، بلکه چون تا آخرین نفس، برای مردم بود.
آخرین وصیت مادر...
به روایت پدر:ناگهان همهچیز زیر و رو شد. اول فکر کردیم زلزله است، اما وقتی آتش را دیدیم، فهمیدیم انفجاری رخ داده. هرگز فکر نمیکردیم چنین اتفاقی در کشورمان بیفتد. با زحمت خودمان را از ساختمان بیرون کشیدیم.دکتر رسولی، با صدایی که از شدت درد میلرزد، ادامه میدهد: دخترم و پسر دو ماههاش رایان، در آتش سوختند. حالشان وخیم بود. زهره زمانی که صدای گریه نوزادش را شنید، گفت: بچه ام گرسنه است، او را بیاورید تا شیر بدهم.
رایان کوچکترین شهید...
رایان ۲۴ ساعت بعد از انتقال به بیمارستان به شهادت رسید و عنوان کوچکترین شهید این جنگ تحمیلی ۱۲ روزه را گرفت.
اشکهای کیان برای مادر...
کیان پنج ساله پسر بزرگ زهره، که در بیمارستان بستری است، بیقراری میکند و مدام سراغ مادرش را میگیرد
روحیه داوطلبی
ایشان داوطلب جمعیت هلالاحمر بود و به روستاهای مختلف میرفت. دو سال بود که تخصصش را گرفته بود. در زمان کرونا، تنها کسی بود که داوطلب شد بیماران کرونایی را جراحی کند و خودش هم مبتلا شد. عشقش درس و خدمت بود. زهره در رشته پزشکی در کانادا پذیرفته شده بود، اما او گفت درآمد من باید برای این کشور باشد. من خاکستر ایران را به گلستان کانادا ترجیح میدهم. با وجود اینکه ماهی ۴۰-۵۰ میلیون تومان درآمد داشت، بیشتر از ۴-۵ میلیون تومان برای خودش نگه نمیداشت و بقیه را به بیمارانش کمک میکرد. او فرشتهای بود که لایق خدا بود.روایت خانواده شهدای جنگ ۱۲ روزه؛"امنیت با لبخند دشمن به دست نمیآید"
13:57 - 3 اکتبر 2025