شب قدر و ملتی که تقدیر را می‌سازد

شب‌هایی که امن‌ترین نقطه‌ جهان، کنج یک حسینیه بود و بزرگ‌ترین دغدغه‌مان، طلب عفو برای گناهانی بود که نمی‌دانستیم. امسال اما، شب قدر بوی دیگری می‌دهد.
خبرگزاری فارس؛ شیراز: ما همان ملتی هستیم که قرآن بر سر می‌گرفتیم تا باران رحمت بر ما ببارد. همان‌ها که شانه‌هایمان در رثای مولا می‌لرزید. امسال اما قرآن را بر سر گرفته‌ایم تا موشک‌هایمان دقیق‌تر به هدف بخورند. امسال الغوث الغوث ما، دیگر ناله‌ یک عابد گوشه‌نشین نیست؛ غرش انتقامی است که قلب دشمن را نشانه گرفته است. تصویر آن شب‌های آرام، قاب شده است بر دیوار خاطراتمان؛ امشب، شبِ نبرد است.

ذکر ما

محراب امشب ما، فقط کنج مساجد نیست. محراب ما، اتاقک تنگ یک سامانه پدافندی است که سربازی جوان، چشم از رادار برنمی‌دارد و ذکر یا حیدر او، کابوسِ هر پرنده‌ متجاوزی است.تسبیح امشب ما، نه دانه‌های عقیق، که فشنگ‌هایی است که با طمأنینه خشاب‌گذاری می‌شود.سجاده‌ ما، خاک داغ سنگری است که هنوز خون هم‌رزم‌مان بر آن خشک نشده است. امشب دستان بچه‌های ما در مراکز سایبری، نه برای دعا، که برای نقطه‌زنی بر قلب دشمن بالا رفته است

ما کاتبان تقدیر

قهرمان قدر امسال، یک ملت است که درد، او را بیدار کرده. ملتی که فهمیده است تقدیر را نه فقط در آسمان، که باید روی زمین و با خون نوشت. ما فهمیده‌ایم که دعای مستجاب، از حنجره‌ای آرام برنمی‌خیزد؛ از قلبی داغدار و دستی آماده به رزم به آسمان پرتاب می‌شود. دعای مادر شهیدی که عکس فرزندش را در آغوش گرفته، مثل هزاران بک یا الله کارساز است. الهی العفو پدری که سرمایه‌ زندگی‌اش در یک لحظه خاکستر شده، تقدیر را به نفع ما برمی‌گرداند.

فرشتگان بر بازوی ما می‌نویسند

آری، امشب شب نزول فرشتگان است. اما آن‌ها سرنوشت ما را بر لوح محفوظ نمی‌نویسند. می‌آیند تا تقدیر را از روی پیشانی‌های عرق‌کرده‌ مجاهدان ما، از قلب‌های صبور مادرانمان و از اراده‌ پولادین این ملت رونویسی کنند. تقدیر امشب ایران، در آسمان‌ها، که بر همین خاک و با همین دست‌ها رقم می‌خورد. فرشتگان امشب، بر بازوهای ما می‌نویسند: نَصرٌ مِنَ اللهِ و فَتحٌ قریب.
01:27 - 20 اسفند 1404