داستان مرد لامردی که آرزوی جنگ داشت، اما با خون دخترش بیدار شد!

آن روزها، هنوز جنگ شروع نشده بود. در میان گرانی و بیکاری و حوادث تلخ دی‌ماه ۱۴۰۴، رئیس‌جمهور‌ آمریکا می‌گفت می‌خواهم برای کمک به مردم ایران لشکرکشی کنم! در گوشه و کنار، تک‌وتوک آدم‌هایی هم پیدا می‌شدند که فریفته این خوک زرد شده و آرزو می‌کردند کاش عمو ترامپ حمله کند تا یک‌بار برای همیشه مشکلات کشور حل شود! مرد لامردی داستان ما هم یکی از آنان بود. اما نهم اسفندماه‌ ناگهان با خون دخترش از این خواب غفلت بیدار شد!
۵ MB
به گزارش خبرگزاری فارس از لامرد،‌ فرزند دلبندش کنار دیگر بچه‌های لامرد در سالن ورزشی مشغول بازی بود که جدیدترین موشک آمریکا برای اولین‌بار در جهان بر سر آنان تست شد! ترکش‌ها، نه فقط بدن نحیف این دختر، که باور غلط پدر را هم زخمی کرد!
حالا با چشمانی که هنوز از اشک خیس است، می‌گوید: «آن روز فهمیدم آمریکایی‌ها برای چه به خانه من آمدند؛ نه برای حل مشکلات کشور، که برای آوردن مرگ و زخم!» او دیگر از عمق جان فهمیده که لشکرکشی دشمن خارجی، نه راه‌حل معضلات، که خودش بزرگ‌ترین مشکل است. این روایت تلخ کسانی است که تا قبل از نهم اسفندماه، جنگ را یک راه‌حل می‌دیدند، اما وقتی ترکش‌ها به خانه و کاشانه‌شان رسید، فهمیدند که موشک، هیچ‌گاه نه آزادی می‌آورد، و نه عدالت و رفاه را.
15:40 - 1 تیر 1405
منتخب رسانه ها
استان ها
فارس

3 بازنشر3 واکنش
10٫6k بازدید