پزشک بوشهری که ۱۵ هزار عمل جراحی رایگان انجام داد
دکتر ابراهیم شفیعی اولین جراحی قلب باز را در استان بوشهر انجام داده و به نوعی میتوان از وی به عنوان بنیانگذار جراحی قلب استان بوشهر یاد کرد.
خبرگزاری فارس – بوشهر، کورش امینی: دکتر ابراهیم شفیعی اولین جراحی قلب باز را در استان بوشهر انجام داده و به نوعی میتوان از وی به عنوان بنیانگذار جراحی قلب استان بوشهر یاد کرد. او از معدود پزشکان استان بوشهر است که توانسته با روحیات خاص خود، همواره در جامعه از وی به نیکی یاد شود.دکتر ابرهیم شفیعی در سال ۱۳۴۲ در شهر آبپخش از توابع شهرستان دشتستان در استان بوشهر دیده به جهان گشود، مادری خانهدار و پدر کشاورز و از سال ۱۳۷۳ تاکنون در دانشگاه علوم پزشکی بوشهر در کسوت جراح مشغول به فعالیت است. در تمام مدت کاری خود هیچگونه وجهی از بیماران در قالب ویزیت و یا حق عمل دریافت نکرده و سهم بهسزایی در کاهش آلام بیماران ایفا کرده است؛ تجهیز و راهاندازی بیمارستان تخصصی قلب بوشهر نیز از دیگر خدماتی است که بواسطه تلاش این پزشک نیکوکار هماستانی رقم خورده است.این دکتر نیکوکار بالغ بر ۱۵ هزار عمل جراحی انجام داده که همه به صورت رایگان بوده است. او تا به امروز بیش از ۶ هزار عمل جراحی قلب و ۴۱ هزار آنژیوگرافی و آنژیوپلاسی انجام داده و توانسته است جان هزاران بیمار را نجات بدهد.در این مصاحبه تلاش کردیم از هر دری با دکتر شفیعی، رئیس بخش جراحی قلب بیمارستان تخصصی قلب استان بوشهر صحبت کنیم.فارس: خودتان را معرفی نمایید؟دکتر ابراهیم شفیعی در سال ۱۳۴۲ در شهر آبپخش از توابع شهرستان دشتستان که آن موقع روستایی بیش نبود دیده به جهان گشودم؛ پدرم کشاورز و دارای سواد مکتبی و مادرم خانهدار بودند.
فارس: امکانات تحصیلات محل زندگی شما چگونه بود؟ امکانات تحصیلات در محل شهر آبپخش که آن موقع روستایی بیش نبود، وجود نداشت و تازه در حد دبستان فراهم شده بود، بنابراین نهایت آرزوی دانش آموزان در آن موقع اتمام دوره دبستان و معلم شدن بود؛ خیلی از معلمان دوره دبستانم مدرک کلاس ششم ابتدایی داشتند، خوشبختانه با اتمام دوره دبستان امکانات مدرسه راهنمایی هم فراهم شد چون بعد از پایان دوره راهنمایی دوره دبیرستان دیگر در منطقه وجود نداشت. یا میبایست ترک تحصیل نمود و یا برای ادامه تحصیل به شهر برازجان میرفتم که آن موقع بخاطر وجود رودخانه شاپور که بین شهر محل زندگی آبپخش و روستای کلل در جریان است و طغیان های فصلی و عدم وجود پل و راه ارتباطی مناسب، این امکان برای همه فراهم نبود.در همین فکر بودم که متوجه شدم در یکی از دبیرستان دانشگاهی آن موقع در شهر شیراز، از دانش آموزان روستایی سراسر کشور امتحانی برگزار و تعداد ۴۰ نفر از کل کشور را پذیرش میکند و بورس تحصیلی رایگان با همه امکانات اسکان و تغذیه میدهد. بنابراین فرصت خوبی بود که شانس خودم را امتحان کنم؛ در کنکور ورودی آن شرکت و رتبه اول آن را کسب کردم و راهی شهر شیراز شدم. این دبیرستان جزو برترین دبیرستانهای کشور بود و چون وابسته به دانشگاه شیراز بود، اعتبار بین المللی داشت و تقریباً همه فارغ التحصیلانش در دانشگاههای معتبر آمریکا و یا حداقل داخل کشور در رشتههای پزشکی و مهندسی قبول میشدند. آنجا هم رقابت سخت بود.
دیگر آرزوهایم فراتر رفته بود و امکان رسیدن به هر چیزی دور از ذهن نبود. چون انگیزه لازم هم وجود داشت و در دوران تحصیل آنجا هم جزو نفرات برتر بودم، با توجه به اعتماد به نفسی که برایم بوجود آمده بود و اساتید برجسته و امکانات خوبی که فراهم شده بود تصمیم میگیرم که برای رشته پزشکی برنامه ریزی کنم و اراده خود را از همان ابتدا بر پزشک شدن قرار دادم.فارس: اعتقاد شما در مورد زمان و فرصت بیان بفرمایید؟اعتقاد دارم، عامل زمان در تصمیم گیری خیلی مهم هست به همین خاطر هست که اگر در موقع و زمان مناسب اقدام نمیکردم و متوجه اوضاع پیرامون خود نمیشدم هر چند هم که استعداد و توانایی ذاتی هم داشته باشیم هیچگاه شرایط مناسب برای رسیدن به هدف خود پیدا نمیکردیم. کما اینکه بسیاری از همکلاسیهایم بودند که دارای توان و استعداد بالایی باشند، لیکن بخاطر فراهم نبودن شرایط، نتوانستند شکوفایی لازم را پیدا کنند و به جاهایی که در خور شأن و منزلتشان هست برسند.فارس: شما با تخصصی که دارید میتوانید در سراسر کشور کار کنید، چرا استان بوشهر را انتخاب کردید؟دوره پزشکی عمومی خود که تمام کردم، چون جزو نفرات برتر دانشگاه بودم، این امکان برایم فراهم شد که بدون گذراندن دوره سربازی بتوانم دوره تخصصی خود را بطور مستقیم ادامه بدهم و بعد از اتمام دوره تخصصی به خدمت سربازی بروم، به همین خاطر هم بلافاصله در رشته تخصصی جراحی عمومی ادامه تحصیل دادم و بعد از اتمام دوره تخصصی هم، برای تقسیم نیروهای پزشکی به وزارت خانه مراجعه کردم، برگه فرمی به من دادند که پنج دانشگاه و مرکز استان را به ترتیب اولویت انتخاب کنم که آن موقع هم کمبود متخصص داخل کشور خیلی زیاد بود و همه دانشگاهها و شهرهای بزرگ نیاز شدید داشتند.
برگه مربوطه را پر کردم و وقتی فرد مسؤول، آن برگه را مطالعه کرد، به من نگاه کرد و از من سؤال کرد حال شما خوب است؟ که باعث تعجبم شد که چرا این سؤال را از من پرسیدن! در ادامه پرسید چرا هر پنج منطقه را نوشتی بوشهر؟ حالا اولویتهای اول را مینوشتی تهران - اصفهان – شیراز بعد بوشهر مینوشتی و چرا هر پنج منطقه را نوشتی بوشهر؟ یعنی واقعاً دوست نداری دانشگاههای مادر و بزرگ مثل تهران – اصفهان، شیراز باشید، این سه استان که هم از نظر درآمدی و هم امکانات آموزش و پیشرفت و رفاه بهتر هست و از همه مهمتر، دانشگاه بوشهر هم که تازه تأسیس هست و در ابتدای کار؛ آیا از انتخابت مطمئن هستی، نمیخواهی اولویتهایت را تغییر دهی؟ با قاطعیت جواب «نه» دادم. در آخر گفتم اگر اولویت و نیاز وزارتخانه جای دیگر باشد و جزء انتخاب من نباشد که شما بالاجبار آنجا را برای من انتخاب کنید. در نهایت سال ۱۳۷۳ بلافاصله بعد از اتمام تحصیلات تخصصی در رشته جراحی عمومی به دانشگاه بوشهر آمدم.فارس: شما سه سال بعد پس از اتمام دانشگاه به عنوان جراح قلب به استان بوشهر برگشتید و در تنها مرکز جراحی قلب استان تاکنون در استان بوشهر به خدمت مشغول هستید و در تمامی دوران خدمت خود از سال ۱۳۷۳ تا کنون جز مدت کوتاهی که برای تحصیل رفتید، به طور کامل در خدمت مردم استان بوشهر بودید. نظرتان در این مورد بیان بفرمایید؟
چون انگیزه خدمتی دیگری داشتم و در خود تعهد و دینی نسبت مردم منطقه احساس میکردم از همان آغاز شروع کار به عنوان یک پزشک نظرم برعدم دریافت هر گونه وجه اضافه گذاشتم که ضمن آنکه کارکردن در آن شرایط در بین همکارانم را برایم مشکل مینمود. از شروع کار در سال۱۳۷۳ تاکنون بالغ بر ۱۵هزار عمل جراحی انجام دادم که همه را خدا را شکر به لطف ایزد منان بدون هیچ چشم داشتی به رایگان انجام دادهام.فارس: صحبتهای فراوانی شده که خیلی به بیماران بی بضاعت رسیدگی میکنید و از آنها هزینه ای دریافت نمیکنید لطفاً در این باره توضیح دهید؟در اوایل کارم در مطب، هزینه ویزیت را هم گذاشته بودم به اختیار خود بیماران و از افراد نیازمند هم که اصلاً هزینهای دریافت نمیکردم. به همین خاطر هم برخی فکر میکردند که شاید نیت دیگری پشت قضیه داشته باشم از قبیل اینکه بخواهم برای نمایندگی مجلس شورای اسلامی اقدام کنم و خیلی از این افراد که حتی بیمار هم نبودند مراجعه میکردند و پیشنهاد حمایت به من میدادند که شما ثبت نام برای مجلس شورای اسلامی کنید، ما هم از شما حمایت میکنیم! هر چقدر هم میگفتم قصدمان جز خدمت خالصانه در لباس پزشکی چیز دیگری نیست، کسی باور نمیکرد و برایشان دور از ذهن بود. حال آنکه اکنون که نزدیک به ۳۰ سال از آن روزها میگذرد در این مدت هیچگاه قصد نمایندگی مجلس شورای اسلامی یا هر گونه بهره برداری از احساسات پاک مردم نداشتهام و همواره خود را مدیون و وامدار مردم شریف استان بوشهر میدانم و اعتقاد راسخ و قلبی دارم که هر چقدر هم برای این مردم کار و خدمت کنید باز هم کم هست همان طوری امام خمینی(ره) فرمودند این مردم ولی نعمت هستند قدرشان بدانید همیشه گوش به فرمان، معمار کبیر انقلاب اسلامی و مقام معظم رهبری هستم
فارس: آیا خاطراتی از آن دوران طبابت در دشتستان دارید؟حکم هیئت علمی دانشگاه را داشتم و محل خدمتم برای تدریس دانشگاه بوشهر بود ولی چون شهر برازجان نیاز شدید و کمبود جراح داشت لذا محل خدمات درمانی خود را برازجان قرار دادم و بین شهرهای بوشهر و برازجان رفت و آمد میکردم و حدود 10 سال تا زمانی که برای ادامه تحصیلات فوق تخصصی جراحی قلب اقدام کردم همه فعالیتهای تخصصی درمانی خود را در دشتستان انجام دادم. در مورد شروع خدمت خود و خاطرات تلخ، کمبودهای شدیدی بود که آن موقع وجود داشت چه از نظر نیروی انسانی و تجهیزاتی و امکانات درمانی.حداقل ۱۵ شبانه روز و در خیلی مواقع که به صورت تک جراح بودم میبایست ۳۰ شبانه روز آن هم آن موقع بیمارستان را پوشش میدادم این در حالی بود که نه تنها منطقه دشتستان بلکه چون اغلب بیمارستانهای استان بوشهر غیر فعال بودند همه فشارها روی دو تا بیمارستان فاطمه زهرا(س) بوشهر و ۱۷ شهریور برازجان بود و به جز برازجان، منطقه گناوه و دیلم و اهرم و گاها دشتی و کنگان را هم پوشش میدادم و برخی شبها تا صبح مشغول عمل اورژانس بودم و زیاد پیش میآمد که تا ۱۰ تا بیمار اورژانس را آن هم در شب عمل میکردم، بدون اینکه بتوانم فرصت خواب داشته باشم و صبح روز بعد هم میبایست به سمت عمل بیماران غیر اورژانس که از قبل نوبت داده بودم میرفتم و این سیکل روزها تکرار میشد. حال که به عقب بر میگردیم و به آن روزها فکر میکنیم انگیزهای جز عشق به مردم نمیتواند چنین نیرو و انرژی به آدم بدهد تا بتواند فقط روی پای خود بایستد تا چه رسد بخواهد کار مفیدی هم برای مردم انجام بدهد.
این هم در شرایطی بود که به غیر از مسئولیت جراحی میبایست مسئولیت بیهوشی مریضها را هم به عهده میگرفتم، زیرا متخصصان بیهوشی هندی و پاکستانی، به علت عدم تمدید قرادادشان از ایران رفته بودند و بیمارستان اصلاً متخصص بیهوشی نداشت و با تکنیسینهای بیهوشی کار میکردند و آنها هم اجازه بیهوش کردن بیماران را بدون مسئولیت پزشک نداشتند و بالاجبار و بنا به ضرورت این مسئولیت بر عهده من میافتاد.همین حالا هم در سال ۱۴۰۳ که نزدیک به حدود چندین سال است در بیمارستان تخصصی قلب بوشهر مشغول به جراحی هستم روش کارم نه تنها هیچگونه وجه اضافی از بیماران دریافت نمیکنم بلکه حتی بابت ویزیت بیماران، آن قسمتی هم که سهم بیمار هست و میبایست از بیمار دریافت کنند رایگان کردهام. این اعتقاد دارم در هر صورت میتوان به طرق مختلف به مردم کمک کرد.فارس: لطفا در مورد حضورتان در جبهههای دفاع مقدس بیان بفرمایید؟با حضور در جبهههای جنوب کشور در ناوتیپ امیرالمؤمنین علیه السلام از سال ۱۳۶۷ به مدت شش ماه، در مناطق غرب کشور، و حضور در منطقه سلیمانیه اردیبهشت ۱۳۶۵ به مدت یک ماه سابقه فعالیت در مبارزه با دشمن بعثی در دفاع مقدس دارم.فارس: شما در بهمن ۱۳۹۷، همسر بزرگوارتان را از دست دادید، سنگینی فراق همسر را چگونه تحمل میکنید؟چه در دوران تحصیل و چه دوران کار میتوان گفت کمتر وقت میکنیم منزل باشیم و مسؤولیتی را که در قبال خانه و خانواده داریم انجام بدهیم. در سی سال زندگی مشترک همه این مسؤولیت را همسرم یک تنه بر عهده گرفت از تربیت فرزندان تا کارهای خانه و سایر موارد بنابراین رکن و اساس خانواده ما بود.
طبیعتاً با رفتن زود هنگام ایشان به یکباره همه چیز را فروریخته دیدم، آنچه را با همدیگر ساخته بودیم زحمات و مشقاتی که در این مدت متحمل شده بود. امیدی که به آینده بهتر داشتیم.وقتی در زندگی اینقدر آدم سختی میکشد انتظار دارد روزی به آسایش و آرامش برسد بخصوص ما که همیشه نگاهمان به آسمان بود و هیچگاه به دست بیماران نگاه یا چشم داشتی نداشتیم به نحوی که همواره دعای خیر بیماران تنها عایدی ما از زحمات طاقت فرسا بود. وقتی که رفت و ما را تنها گذاشت احساس میکنم این بار آنقدر سنگین هست که به تنهایی قادر به استقامت و دوام آوردن زیر این همه فشار را ندارم. نمیدانم آخر و عاقبتکار چه میشود فقط تنها به خدا پناه میبرم و از او کمک میخواهم.فارس: کمی هم از زندگی خصوصی خودتان برایمان بگویید؟ حاصل ازدواجمان سه پسر و یک دختر هستند که دو تا از فرزندانم در رشته داروسازی، یک فرزند در رشته مهندسی تکنولوژی اطلاعات و یک فرزند دیگر هم در رشته پزشکی فارغ التحصیل شده و خدمت به جامعه انجام میدهند.سخن پایانی:از خبرگزاری فارس تشکر ویژه دارم. این خبرگزاری توانسته است در راستای رسالت رسانهای خود ضمن بیان مشکلات مردم استان بوشهر باعث رشد و ارتقا فرهنگی و اجتماعی و همه مواردی که مورد نیاز جامعه هست باشد. توفیق خدمتگزاری به مردم لذت آن نسبت به همه نعمات دنیوی بیشتر است. این دینی هست که بر گردن همه ما انسانها هست که جایی که توانایی آن را داریم بتوانیم به هم نوع خودمان کمک کنیم.چیزهایی که در دنیا است هیچکدام به ما تعلق ندارند و مسافری در گذر زمان بیش نیستیم. لیکن ارزشهایی که در وجود ما قرار میگیرند نه با گذر زمان پاک میشوند نه کسی توانایی آن را دارد از ما بگیرد چون بخشی از وجود ما هستند.
باشد که خداوند متعال آن توانایی و قدرت لازم را به ما عطا فرمایند تا بتوانیم خدمتگزار بندگانش باشیم و توشهای برای آخرت خود به همراه ببریم و در روز موعود آنگاه که در برابر حضرت حق برای پاسخگویی به اعمال خویش حاضر میشویم شرمسار خالق خویش نباشیم.و در آخر برای همه خبرنگاران مخصوصاً خبرنگاران خبرگزاری فارس از صمیم قلب آرزوی موفقیت دارم.#پزشک_بوشهری#عمل_رایگان#جراحی_رایگان 15:59 - 17 دسامبر 2024