چه باده بود که موسی به ساحران درریختکه دست و پای بدادند مست و بیخودوارزنان مصر چه دیدند بر رخ یوسفکه شرحه شرحه بریدند ساعد چو نگارصحابیان که برهنه به پیش تیغ شدندخراب و مست بدند از محمد مختارغلط محمد ساقی نبود جامی بودپر از شراب و خدا بود ساقی ابرارلا تنالو البر حتی تنفقوا مما تحبون