وقتی اشکهای پهلوان امضای غیرت است
اشکِ مرد وقتی دربیاید، یعنی غصّهاش خیلی زیاد است و دلش بدجور به درد آمده! یعنی آن مرد، خوندل خورده بود تا اتفاقی بیفتد؛ اما نیفتاد! امروز، اشک رامین رضاییان درآمد! اشکهایی که سند غیرت و وطنخواهیِ تیمملی شدند.
خبرگزاری فارس؛ چهارمحال و بختیاری| اشکهایت هیچ جور از جلوی چشمهایم رد نمیشوند. نه فقط از جلوی چشمهای من که از جلوی چشمهای همه مردم ایران هم رد نمیشوند.راستش، ما خبر داریم برای سربلندی خانهٔ اجدادیمان، چقدر از جانتان مایه گذاشتید! خبر داریم چقدر خوندل خوردید تا پرچم این خاک، بر قلهها بماند! خبر داریم چطور دلتنگیِ ندیدن خانواده، چونان سوهان بر روحتان کشیده میشد؛ اما بهخاطر لبخند ما مردمی که گفتی خیلی دوستمان دارید، خم به ابرو نیاوردید! خبر داریم چه زجرها کشیدید تا آوازهٔ اسم میهنمان در اینجا؛ یعنی جام جهانی هم بپیچد!
ما هم با تو اشک ریختیم!
باور کن ما از خیلی چیزها خبر داریم و برای همین، وقتی بغض، چنگ انداخت بیخ گلویت و اشک نشست توی چشمهایت، ما هم با تو بغض کردیم و اشک ریختیم! وقتی گفتی از جانودل تلاش کردید و جان کندی و حاضر بودی بمیری تا حال ما خوب بشود، دلمان بدجور آتش گرفت و هزاران بار از خدا خواستیم، عمرتان را پر برکت و عاقبتتان را به خیر کند!
به عشق شما مردم میجنگیم!
وقتی گفتی با دیگر بازیکنان با شرف، سه ماه است که بدون هیچ توقعی و بدون خواستن هیچچیز، دارید به عشق ما مردم میجنگید، دلمان بیشتر از همیشه برای برافراشته ماندن پرچم ایرانمان، به شما قرص شد و روی شماها، بیشتر از همیشه حساب باز کردیم! وقتی گفتی ما مردم وطنت را خیلی دوست داری، خواستیم فریاد بزنیم این دوست داشتن شما، از خیلیوقتپیش بر ما ثابت شده است؛ درست از آن روزی که عزم خودتان را جزم کردید تا برای به قله کشاندن اسم ایران، بر خیلی از خوشیهایتان چشم ببندید و دل بکنید از... .
ما ایرانیها هیچی کم نداریم!
راستی، گفتی ما ایرانیها هیچی کم نداریم! این حرف، حرف همهٔ ماست؛ مایی که به دنیا ثابت کردهایم، کسی حریفمان نمیشود و اگر کسی نگاهچپ به ما بیندازد، قلم پایش را میشکنیم و سوار بر تابوت، بدرقهاش میکنیم.
برای ما قهرمان جهان هستید!
داداش! به قول خودت، امروز خیلی خوب بازی کردید! حرفت عجیب درست است؛ چون خیلی خوب بازی کردید! حتی خوبتر از تصوّر ما؛ آنقدر که خودت شدی بهترین بازیکن زمین!ما دعا میکنیم صعود کنید؛ ولی یادتان باشد، حتی اگر خداییناکرده صعود هم نکنید، باز هم برای ما قهرمان جهان هستید؛ مگر قهرمانی فقط به پیروز شدن ظاهری است؟ که اگر اینگونه بود، نعوذ بالله باید بگوییم یزید در کربلا پیروز شد! از نگاه ما قهرمانی یعنی برای آرمان، عقیده و باورت، حاضر باشی از تمامِ خودت بگذری که شما این از خودگذشتن را در سه بازی، به ما ثابت کردید.پس سرت را بالا بگیر و دیگر با اظهار شرمندگی، از ما طلب بخشش نکن، که با این حرفها، دلمان میگیرد. شما، پهلوانهای خاک ما هستید و با وجود تکتک شما، احساس غرور میکنیم!
به دوش مردم خود می روی تا قلهها بالا!
به احترام اشکهای امروزت، غزلی که چندی پیش سروده بودم، از سر زبانم نمیافتد: ««به دوش مردم خود می روی تا قلهها بالا چه زیبا میبرد دست تو را دست خدا بالا اگر چه رنج از تاریخ تو بی وقفه میباردتو امّا میروی در زیر طوفان بلا بالا درفش کاویانیِ تو گیرم زخمها خوردهستببین با زخمهایش ایستاده در کجا؟ بالا سرِ دشمن به زیر افتاده پیش پای تو عمریست چه زجری میکشد وقتی که میبیند تو را بالاوطن! هرچند داغ سربداران تو سنگین استبه دوش مردم خود میروی تا قلهها بالا.»
12:57 - 6 تیر 1405