تیغ اغتشاشگران بر چهره کرمان؛ از توزیع چاقو و روانگردان تا تهدید مغازهداران
بعضی از مردم کرمان هم مثل همه معترضان فقط به مشکلات اقتصادی بهویژه گرانیهای افسارگریخته و بیثباتی قیمت ارز اعتراض دارند، خیلیها مغازههایشان را بستند بعضیها هم به خیابان آمدند تا فریاد اعتراض را به گوش مسوولان برسانند، اما حتی فکرش را هم نمیکردند که این اعتراض آرام تبدیل به صحنهای برای جولان اغتشاشگران و سلاحبه دستان شود و جان و مال خودشان بهخطر بیفتد.
خبرگزاری فارس_کرمان: پنجشنبه شب و جمعه شب گذشته برخی از نقاط شهر کرمان شاهد حضور افرادی بود که نسبت به وضعیت اقتصادی اعتراض داشتند، بیشتر هم جوانان و نوجوان، اما بسیاری از آنها اتفاقات عجیب و غریب و حتی وحشتناکی را از سوی افراد اغتشاشگر به چشم خود دیدند که شنبهشب دیگر راه خود را از این افراد جدا کردند و دیگر خبری حتی از اعتراضهای با جمعیت کم ام نبود و شب زمستانی به آرامی صبح شد.ساعت از ۹ صبح یکشنبه گذشته است که وارد بازار بزرگ کرمان میشوم، مقداری ارده و حلوای رژیمی از مغازه قدیمی بازار میخرم و بعد به سمت چهارسوق میروم.تعدادی از مغازهها باز شده است و بسیاری از مغازهداران هم یکی پس از دیگری کرکرههاها را بالا میکشند، چهار، پنج نفر از بازاریها وسط چهارسوق ایستادهاند، یکی از آنها که ریش مشکی دارد به پسرجوانی میگوید، مغازه را باز کن، او هم میگوید: ما آمدهایم که مغازه را باز کنیم، فقط مجتبی نیامده است چون میترسد به مغازهاش حمله کنند. مرد ریش مشکی سرش را به تاسف تکان میدهد و حرف بدی را میزند که ترجمه قابل انتشارش این است که "بی جگرتر از مجتبی ندیدهام!".اما واقعیت این است که این آقا مجتبی حق دارد بترسد، چون اغتشاگران اقدام به تهدید و تخریب کردهاند، حتی بعضی از مغازههایی که باز بودند را به آتش کشیدند.
کمی جلوتر از دو مغازهدار که پتو و حوله میفروشند و فقط سه مغازه بین آنها فاصله است قیمت یک پتوی توپتوپی نرم و لطیف را میپرسم، مغازهدار اولی قیمت یک میلیون و ۳۰۰ هزار تومان و مغازهدار دومی اما ۱۰۰ تومان گرانتر میگوید. گرانی هست، گرانفروشی هم در سایه نبود نظارت کافی به مردم فشار بیشتری وارد میکند.در جلوی یکی از کافیشاپهای خیابان زهرهکرمانی که نزدیک میدان آزادی است، چند جوان روی صندلیها نشستهاند و میانوعده میخورند، یکی از پسرها که بهنظر میرسد هر دو شب در اعتراضات میدان آزادی حضور داشته است برای دوستانش ماجرای عجیبی را تعریف میکند. این شاهد عینی می گوید: یک زن جوان صدایش را بلند کرد و گفت: قرصها را بیاورید. قرصها را میداد به دست ما و میگفت بخورید تا گاز اشک آور اثرش را از دست بدهد. اما وقتی به قرصها دقت کردیم، متوجه شدیم قرص روانگردان هستند.یک خانم میانسال کرمانی هم از زبان پسرش تعریف میکند: شب جمعه، چند مرد در گوشه تاریک کوچه ایستاده بودند و از توی ماشین چاقوهایی را بیرون میآورند و به دست بچههای مردم میدادند. این مادر کرمانی بغض میکند و میگوید: کاش فکری برای گرانیها میشد، یک شانه تخممرغ نیم میلیون تومان، از کجا بیاوریم؟. بچهها هم مثل ما صبر ندارند و کارهایی میکنند که هم خودشان را به دردسر میاندازند و هم ما را.
اما بچه بسیجیها کرمان هم از شر اغتشاگران در امان نماندند، هنوز عرق آنها از جموجور کردن زندگی مردم سیلزده در جنوب و شرق استان پس از بارندگیهای اخیر خشک نشده است، هنوز خستگیمیزبانی از نیم میلیون زائر حاجقاسم توی تنشان است که برای تامین امنیت مردم مجبور شدند به خیابان بیایند. سه بسیجی در استان کرمان به دست اغتشاشگران شهید شدند. احد زرنگیپور مستندساز بسیجی یکی از آنهاست. او دوربین به دست در حال مستندسازی بود که آشوبگران مسلح سرش را نشانه گرفتند و یک تیر جنگی بر پیشانیاش زدند و دو فرزند خردسال او را یتیم کردند.۹۰۰ میلیارد تومان خسارت به اموال عمومی ازجمله مبلمان شهری و دوربینهای ترافیکی و ماشینهای آتشنشانی و اتوبوسهای خطواحد را گوشه ذهنتان داشته باشید، حالا آن بیش از ۲۰۰ درختی که در آتش اغتشاشگران، زندهزنده سوختند را هم به این خسارت اضافه کنید.روایتها از تیغ اغتشاگران بر چهره اعتراضهای کرمان آنقدر عجیب و غریب است که فقط سکوت شامگاه شنبه کرمان قدری میتواند، چهره واقعی اغتشاگران را نمایان کند، وقتی که معترضان دیگر به خیابان نیامدند.
15:00 - 21 دی 1404