رؤیای یک قدرت بزرگ

ائتلاف جهان اسلام؛ میان قدرت و شکاف/ هم‌پیمانی جهان اسلام؛ رؤیای یک قدرت بزرگهمگرایی راهبردی ایران، عربستان، ترکیه، پاکستان و... می‌تواند معادلات امنیتی غرب آسیا را دگرگون کند و موازنه قدرت را از نو شکل دهد؛ اما آیا جهان اسلام توان عبور از اختلافات ایدئولوژیک، رقابت‌های منطقه‌ای و وابستگی‌های امنیتی به غرب را دارد؟حجت‌الاسلام والمسلمین کمال‌الدین خداداده در این یادداشت، ضمن ترسیم ظرفیت‌های یک ائتلاف دفاعی فراگیر در جهان اسلام، موانع و شکاف‌هایی را بررسی می‌کند که می‌توانند این طرح راهبردی را پیش از تحقق، در نطفه خاموش کنند.متن یادداشت بدین شرح است؛محاسبات کلاسیک موازنه قوا مدت‌هاست رنگ باخته است. امروز در صحنه غرب آسیا با انباشت کم‌نظیری از عمق استراتژیک، قدرت آتش، سرمایه متراکم و یک چتر هویتی کلان روبه‌رو هستیم.همگرایی تهران، ریاض، آنکارا و اسلام‌آباد، به همراه پیوستن قاهره و بغداد، می‌تواند جغرافیای پراکنده جهان اسلام را به یک بلوک دفاعی خودفرمان بدل کند. این هندسه قدرت، به معنای گره خوردن پیاده‌نظام منسجم و تنها بازوی هسته‌ای پاکستان با فناوری پهپادی و موشکی ایران است. از سوی دیگر، اتصال این توان رزمی به صنایع هوایی ترکیه، نقدینگی خلیج فارس و عمق سرزمینی عراق، کمربندی امن ایجاد می‌کند که هیچ قدرت فرامنطقه‌ای توان عبور از آن را نخواهد داشت. اگر ارتش مصر، با ارابه‌های سنگین و کلید ژئوپلیتیکی کانال سوئز، به این زنجیره بپیوندد، مدیترانه و خاورمیانه دیگر زمین بازی سنتی واشنگتن نخواهند بود. پیمانی که بر منافع امت و برادری راهبردی بنا شود، نقشه امنیتی سیاره را بازتوزیع می‌کند.
ستون فقرات سنتکام زیر این آوار خرد می‌شود. پنتاگون دهه‌هاست با راهبرد مدیریت تفرقه‌ها، تحریک گسست‌های مذهبی و برجسته‌سازی تهدیدهای ساختگی دوام آورده است. یک آرایش دفاعی مشترک با موتور محرک جهان اسلام، پایگاه‌های الظفره و العدید، ناوگان پنجم و کل معماری نظامی آمریکا در منطقه را به آهن‌پاره‌هایی پرهزینه و بلاموضوع تبدیل می‌کند. برای تل‌آویو، چنین ائتلافی به معنای نقطه پایان بازی است. نه پروژه‌های ژله‌ای ابراهیم مجالی برای تنفس خواهند داشت و نه جنگنده‌های صهیونیستی جرئت جولان در آسمان منطقه را پیدا خواهند کرد؛ رژیم صهیونیستی در محاصره حلقه‌ای از ارتش‌های مجهز به دکترین پدافند و تهاجم هماهنگ، تمام مزیت‌های نامتقارن خود را یکجا از دست می‌دهد.با این همه، واقع‌گرایی سخت میدانی را نباید به پای آرمان‌گرایی و امیدهای گلخانه‌ای ذبح کرد.نخستین گسل، تعارض بنیادین در تعریف اسلام سیاسی و اولویت‌های متضاد این پایتخت‌هاست. تهران بر محور مقاومت ضدامپریالیستی تکیه زده، در حالی که ریاض همچنان اقتصادمحور و مصلحت‌اندیش حرکت می‌کند. آنکارا رویکردی نئوعثمانی با نشانه‌های اخوانی دارد، در حالی که قاهره دقیقاً همین جریان را در مرزهای خود با آهن و آتش سرکوب کرده و آن را خط قرمز امنیت ملی‌اش می‌داند. ارتش مصر به هر قرائتی از اسلام سیاسی با بدگمانی مرگبار می‌نگرد. این شکاف‌های درهم‌تنیده در فهم دین و حکومت، می‌توانند چسب همبستگی را در نخستین طوفان سیاسی متلاشی کنند.
از سوی دیگر، بند ناف وابستگی امنیتی هنوز بریده نشده است. ترکیه بازوی جنوبی ناتو است و تمام داده‌های اطلاعاتی‌اش در سرورهای غربی پالایش می‌شود. ستون فقرات تسلیحاتی ارتش عربستان با قطعات یدکی و مستشاران پنتاگون سرپا مانده است. پاکستان زیر چرخ‌دنده‌های بدهی‌های خارجی صندوق بین‌المللی پول له می‌شود و قاهره برای تأمین حقوق کارکنان دولت، به دلارهای نفتی و کمک‌های واشنگتن گره خورده است. یک پیمان امنیتی واقعی به اتاق جنگ مشترک، کدگذاری‌های محرمانه و اشتراک بی‌درنگ داده‌ها نیاز دارد؛ الزامی که با حضور ساختاری نفوذ غرب در بدنه نظامی این کشورها، در افق میان‌مدت دست‌نیافتنی است.این طرح، اگر بخواهد از سطور توافق‌نامه‌های تشریفاتی فراتر برود، به شجاعت عبور از میدان مین امنیتی غرب نیاز دارد. جهان اسلام تنها زمانی می‌تواند این حجم از توده انسانی و بازدارندگی نظامی را به قدرتی تمدنی تبدیل کند که رهبرانش منازعات فرسایشی ملی‌گرایانه را پشت سر بگذارند؛ در غیر این صورت، گسست‌های کهنه با نخستین فشار سرویس‌های اطلاعاتی بیگانه دهان باز خواهند کرد و این ائتلاف، پیش از تولد، در نطفه خاموش خواهد شد.#حجت‌الاسلام_خداداده#نشست_تهران#ایران_ترکیه_عربستان_پاکستان#ائتلاف_اسلامی
14:06 - 4 آبان 1405

3 بازنشر4 واکنش
27٫9k بازدید