J J بازنشر داد
@Al_Ghaaraat12 اردیبهشت 1404کتاب الغارات را بخوانیم
نيز از عبايه روايت شده كه على (ع) به محمد بن ابى بكر و مردم مصر نوشت :اما بعد ، شما را به ترس از خدا و عمل به چيزى كه از آن بازخواست مىشويد وصيت مىكنم. شما رهين آن هستيد و به سوى آن رهسپاريد. خداى عزّ و جل گويد : «كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهِينَةٌ» و نيز گويد «وَ يُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَه…نمایش بیشتر
J J بازنشر داد
@Al_Ghaaraat10 اردیبهشت 1404کتاب الغارات را بخوانیم
علی (ع) : سپس بدان ، اى محمد ، من تو را بر بزرگترين قلمرو خود يعنى مصر فرمانروايى دادم و شايسته است كه در اين كار بر جان خود بترسى و هم دين خويش نيك نگهدارى. حتى يك ساعت از روز ، اگر مىتوانى كه براى خشنودى يك تن از مردم ، خدا را خشمگين نكنى چنان كن. زيرا خشنودى خدا جاى هر چيز را تواند گرفت ولى هيچ …نمایش بیشتر
J J بازنشر داد
@Shahidsadr184811 اردیبهشت 1404نامه ۲۷ نهج البلاغه (۶)
نهج البلاغه: نامه ۲۷: به محمد بن ابىبكر هنگام عزیمت برای حکومت مصر سال ۳۷ (فراز ششم)فَإِنَّهُ لاَ سَوَاءَ إِمَامُ اَلْهُدَى وَ إِمَامُ اَلرَّدَى!وَ وَلِيُّ اَلنَّبِيِّ وَ عَدُوُّ اَلنَّبِيِّ!امام هدايتگر و زمامدار گمراهى، هيچگاه مساوى نخواهند بود!چنانكه دوستان همراه پيامبر صلّىاللّهعليهوآ…نمایش بیشتر
J J بازنشر داد
@M_soleimanieh3 اردیبهشت 1404قرآنی که در یمن عمل می شود
قرإن در ترکیه نوشته میشود و در عربستان چاپ میشود ، در مصر تلاوت میشود و در یمن عمل به آن می کنند.اما انسانهای الهی در یمن به آن عمل میکنند.خدایا مردم یمن را در پناه خودت حفظ کند*آمین*
J J بازنشر داد
@Al_Ghaaraat7 اردیبهشت 1404کتاب الغارات را بخوانیم
على (ع) در آن نامه هر چه محمد بن ابى بكر در باب قضاء پرسيده بود پاسخ داد و از مرگ و حساب قيامت و وصف بهشت و دوزخ سخن گفت و در باب امامت و وضو و اوقات نماز و ركوع و سجود مطالبى مستوفا بيان فرمود و نيز از ادب و امر به معروف و نهى از منكر و روزه و اعتكاف آگاهش ساخت. همچنين راجع به زنادقه و راجع به آن ن…نمایش بیشتر
J J بازنشر داد
@Al_Ghaaraat5 مهر 1403کتاب الغارات را بخوانیم
علی (ع) : اما در باب اينكه خويشاوندى من با رسول خدا و حق مرا انكار كردى ، هرآينه سهم ما و حق ما در كتاب خداست و در تقسيم ما را همراه پيامبر آورده آنجا كه فرمايد : «و هرگاه چيزى به غنيمت گرفتيد ، خمس آن از آن خدا و پيامبر و خويشاوندان است [153].» و جاى ديگر : «پس به خويشاوند حقش را بده [154].»
J J بازنشر داد
@Al_Ghaaraat4 مهر 1403کتاب الغارات را بخوانیم
على (ع) در جواب او نوشت:اما در آن مورد -اى معاويه- كه برنامه من عيب گرفتى كه بسيار از پدرانم ابراهيم و اسماعيل و ديگر پيامبران ياد كردهام ، هرآينه هر كس پدرانش را دوست داشته باشد ، فراوان از آنان ياد كند. پس ياد كردن از آنها دوست داشتن خدا و رسول اوست و من بر تو عيب مىگيرم كينهتوزى تو را نسبت
J J بازنشر داد
@Al_Ghaaraat3 مهر 1403کتاب الغارات را بخوانیم
علی (ع) : ای معاویه ، تو دشمنىات را نسبت به ما آشكار گردانيدى و حسد و كينهات نيك فرا نمودى و نشان دادى كه پيمان خداى مىشكنى و آيات او را تحريف مىكنى. و اين سخن خدا را دگرگون كردى كه به ابراهيم گفت : «خدا براى شما اين دين را برگزيده است [146].» آيا از آيين ابراهيم روى مىگردانى و حال آنكه
J J بازنشر داد
@Al_Ghaaraat2 مهر 1403کتاب الغارات را بخوانیم
علی (ع) : و هر پيامبرى را دعوتى است ويژه خود او و فرزندان و خاندانش و هر پيامبرى را در حق خاندانش وصيتى است. آيا نمىدانى كه ابراهيم به پسرش يعقوب وصيت كرد و يعقوب چون مرگش فرا رسيد پسرانش را وصيت كرد و محمد (ص) به خاندانش وصيت كرد. اين سنت ابراهيم و ديگر پيامبران بود و محمد (ص) به فرمان خدا به آن
J J بازنشر داد
@Al_Ghaaraat26 شهریور 1403کتاب الغارات را بخوانیم
اصبغ نباته گويد : فرمانرواى روم به معاويه نامه نوشت و از او در باب ده مسأله سؤال كرد.معاويه درماند ، آن سان كه خر در گل مىماند. پس سوارى نزد على (ع) فرستاد. على (ع) در رحبه بود. آن مرد گفت : يا امير المؤمنين سلام بر تو. على (ع) گفت : تو از مردم سرزمين من نيستى. آن مرد گفت : بلى ، من مردى از مردم
J J بازنشر داد
@Al_Ghaaraat25 شهریور 1403کتاب الغارات را بخوانیم
پس على (ع) را از ليلة القدر پرسيد و گفت : مىبينم كه از ليلة القدر ياد كردى و فرود آمدن ملائكه و روح در آن شب؟على (ع) گفت : آرى به نزول ملائكه تنها اشارتى كردم ، اگر هنوز هم در نيافتهاى ظاهر مطلب را براى تو خواهم گفت ، تا تو داناترين مردم بلاد خود به معنى ليلة القدر باشى.آن مرد گفت : اگر چنين
J J بازنشر داد
@Al_Ghaaraat24 شهریور 1403کتاب الغارات را بخوانیم
اصبغ بن نباته [107] گويد : مردى از على (ع) پرسيد : كه «روح» چيست ؟ آيا جبرئيل نيست ؟على (ع) گفت : جبرئيل از ملائكه است و روح غير از جبرئيل است. آن مرد در ترديد بود و گفت : سخنى شگفت گفتى ، هيچ يك از مردم نپندارد كه روح غير از جبرئيل باشد. على (ع) گفتش : تو مردى گمراهى و از گمراهان نقل سخن مىكنى
J J بازنشر داد
@Al_Ghaaraat23 شهریور 1403کتاب الغارات را بخوانیم
ابن الکوّاء پرسید : ذو القرنين كيست ؟ على (ع) گفت : مردى بود كه خدا او را بر قومش مبعوث كرد.مردم دعوتش را دروغ شمردند و ضربتى بر يك طرف سرش زدند و او از آن ضربت بمرد.خداوند بار ديگر زندهاش كرد ، و به سوى قومش به رسالت فرستاد ، بازهم دعوتش دروغ شمردند و ضربتى بر طرف ديگر سرش زدند و او از آن ضربت
J J بازنشر داد
@Al_Ghaaraat22 شهریور 1403کتاب الغارات را بخوانیم
ابن الكوّاء پرسيد : فاصله ميان آسمان و زمين چند است ؟ على (ع) گفت : به قدر كشش يك نگاه و به همان اندازه كه صداى كسى در راه است كه به دعا خدا را ياد مىكند و خدا مىشنود. جز اين مقدار نمىگويم ، بشنو ، بيش از اين نمىگويم.ابن الكوّاء پرسيد : فاصله ميان مشرق و مغرب چقدر است ؟ على (ع) گفت : مسير يك
J J بازنشر داد
@Al_Ghaaraat16 شهریور 1403کتاب الغارات را بخوانیم
علی (ع) : اما بعد ، آنكه خاموش باشد و به اندرز گوش فرا دهد خاموشيش سود كند و خردمند خاموش همواره دلش در انديشه خداست تا ديده باطنش بينا گردد و رجحان اطاعت بر معصيت بازشناسد و شرف و ارج راه ثوابش را بر گرفتار شدن به عذاب و مؤاخذت او دريابد و بنگرد كه چسان سر برافرازند آنان كه مستوجب خشنودى او شدهاند
J J بازنشر داد
@Al_Ghaaraat15 شهریور 1403کتاب الغارات را بخوانیم
علی (ع) : پناه مىبريم به خدا از گرفتار آمدن در تنگناهاى طريق پس از آنكه به راه گشاده قدم نهادهايم. و اين گرفتار آمدن بدان سبب است كه نشانههاى روشن راه هدايت را از دست نهاده باشيم و جامه ضلالت بر تن كرده باشيم و شهادت مىدهيم بىهيچ شك و ترديدى در برابر يقين خالصانه كه خداى تعالى يكتاست ، به وعده
J J بازنشر داد
@Al_Ghaaraat12 شهریور 1403کتاب الغارات را بخوانیم
علی (ع) : اى كميل ، علم بهتر از مال است. زيرا علم نگهبان توست و حال آنكه تو بايد مال را نگهبانى كنى ، چون علم را انفاق كنى (يعنى به ديگرانش بياموزى) افزون گردد ولى مال را هزينه كردن بكاهد.اى كميل دوست داشتن دانش آيينى است كه بايد بدان اعتراف كرد كه در زندگى فرمانبردارى از پروردگار را سبب شود و پس
J J بازنشر داد
@Al_Ghaaraat11 شهریور 1403کتاب الغارات را بخوانیم
علی (ع) : سپس خداى تعالى بدى را گناه قرار داد و گناه را فتنه و فتنه را زشتى ، و نيكى را پوزش قرار داده و پوزش را توبه و توبه را پاكيزگى. پس هر كه توبه كرد هدايت يافت و هر كه به فتنه افتاد تا به درگاه خداوندى توبه نكرده و به گناه خويش اعتراف نكرده و به نيكى خستو نشده در گمراهى است.پس خدا را خدا را !
J J بازنشر داد
@Al_Ghaaraat10 شهریور 1403کتاب الغارات را بخوانیم
علی (ع) : خودپسندى را نيز چهار شاخه است : هيبت ، غرور ، مماطلت و امل.پس شوق به شكوهمندى آدمى را از حق بازگرداند و مغرور شدن به زندگى زودگذر اين جهانى و فرو گذاشتن آخرت و افراط در مماطلت ديده بصيرت كور كند تا مرگ فرا رسد و اگر آرزوها نمىبود آدمى مىتوانست به حساب خويش برسد كه اكنون در چگونه حالیست