4 بهمن 1403
مطلب تبیینی و تحلیلی

نگویند نمی‌شود

در عصر پساواقعیت بخش مهمی از ادراک مخاطب از مسائل، ناشی از تصویر آن مسائل در ذهن اوست. این تصویر ممکن است فرسنگ‌ها با واقعیت فاصله داشته باشد اما در نهایت همین تصویر و محاسبات دستکاری شده از واقعیت است که مبنای اقدام قرار می‌گیرد. این مسئله قابل کتمان نیست که ایران هدف یک تهاجم تبلیغاتی سازمان‌یافته…نمایش بیشتر
ضمن عرض سلام و احترام خدمت برادر عزیز و محترم. چرا ۸ درصد می شود. رکود اقتصاد ما در زیرمجموعه تئوری secular stagnation توضیح داده می شود. خلاصتا اینکه در ایران ما نقدینگی کافی وجود دارد اما این نقدینگی از جنس نقدینگی پارک شده است و نیاز به سیال کردن آن وجود دارد و انگیزه کافی برای سرمایه گذاری در بخش خصوصی نیست. اما دولت می تواند با به کارگیری ثروت انبوه خود شامل املاک و مستغلات در بالونهای شهری مثل تهران، سرمایه های جامد را سیال کند و مثلا اقدام به پایه گذاری شهری جدید کند. دولت نیازی نیست و نمی تواند همه شهر جدید را خود بسازد اما می تواند با انتقال مثلا بخش اداری خود به شهر جدید در کنار تهیه نقشه ای جامع از محلی با رعایت همه استاندارهای ترافیک، محیط سبز، انرژی تجدیدپذیر و فرهنگ معماری ایرانی و زیر ساخت کشاورزی شهری، و تبلیغ چشم انداز شهر جدید، سرمایه های جامد زیادی را نیز از بخش خصوصی و مردم به سوی آنجا فعال کند. این همان «هدایت نقدینگی» مورد نظر آقا نیز می تواند تعبیر شود. اگر حکمران کمی باهوش تر هم باشد می تواند تمام منابع دولتی مصروف به مسکن را در کل کشور یک کاسه کند و دو یا سه یا چهار شهر فاخر جدید بنیانگذاری کند که در پی خود سرمایه بخش خصوصی و مردم و حتی از خارج از کشور را به‌سوی خود سیال خ‌واهد کرد. تفاوت آن با مسکن مهر، «اثر اهرمی» آن است. وقتی بخواهید پراکنده مسکن بسازید، همه زور دولت منجر به تمام شدن منابع آن و چاپ پول و تورم می شود اما وقتی شهری نو پایه با تراز جهانی گذاری کنید و چشم انداز آن‌را تبلیغ کنید، آنگاه ثروتمندان، بانکها، مردم و سرمایه گذاران از خارج نیز اهرم می شوند. هم منابع کافی داریم و هم جوانان زیادی که‌ در جستجوی کار هستند اما حرکت نمی کنیم.
04:10 - 6 بهمن 1403