معلم توانمند و همه فن حریف(بخش اول)علی اشرف اسلامی؛ مدرس و مربی ای که کلاس درسش را به «کارگاه دنیا» تبدیل کرده است!مقدمه کوتاه:اگر به شما بگویند معلم فرزندتان، پیش از تدریس در مدارس و آموزشگاه ها، در کشور های مختلفی زندگی کرده، در شرکت های بینالمللی کار کرده، مخترع و ایده پرداز است، عکاسی میکند، مهارتهای رزمی و نظامی بلد است و حتی بردگیم طراحی میکند، خلاصه اینکه همه فن حریف است؛ چه واکنشی خواهید داشت؟ باورکردنی نیست؟ اما این دقیقاً توصیف علی اشرف اسلامی است؛ معلمی که مسیر زندگیاش را از تجارت بینالملل، مدیریت و کار های دیگر به سمت کلاس درس کودکان کج کرد تا به قول خودش، «دانش آموزان را برای زندگی در دنیای واقعی آماده کند».در گفتوگویی صمیمی با این معلم، مربی و مدرس همهفنحریف، از فلسفهی منحصر به فردش در آموزش تا مهارت های دیگر و زندگی ایشان گفتیم؛ مصاحبهای که بیشتر شبیه به تماشای یک فیلم پرماجراست!خبرنگار: با سلام و وقت بخیر. امروز میزبان یکی از استثناییترین معلمان کشور هستیم؛ کسی که کلاس درسش را به کارگاه دنیاگردی و مهارتآموزی تبدیل کرده است. آقای علی اشرف اسلامی، از اینکه وقت ارزشمندتان را در اختیار ما گذاشتید صمیمانه سپاسگزاریم. برای شروع اگر موافق باشید، کمی درباره خودتان و مسیری که شما را به آموزش و پرورش کشاند برایمان بگویید.
علی اشرف اسلامی: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ ؛ الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ.هر چه داری ز جمال و ز مال و ز جاه***همه بهرۀ تو از لطف خداستما هرچه داریم از لطف و کرم خداوند است...سلام بر شما و مخاطبان محترمتان. بسیار ممنون از این فرصت. بنده علی-اشرف اسلامی هستم و خودم را یک مربی چند بعدی میدانم. راستش را بخواهید این ویژگی را تا حد زیادی مدیون خانواده ام هستم. پدر، مادر و برادرم هرکدام در حوزه های مختلفی فعالند و هر یک مهارت ها، توانایی ها و تخصص های منحصر به فرد و زیادی دارند. ما به نوعی یک خانواده چند بعدی و همه فن حریف هستیم!(خنده) که همیشه در حال یادگیری و آموزش دادن به یکدیگریم! همین محیط پویا و پرنشاط بود که از کودکی به من آموخت هیچ مرزی برای یادگیری وجود ندارد و هر مهارت جدید، دریچه ای به دنیایی تازه است.داستان من با آموزش از جایی شروع شد که پس از سالها زندگی و کار در کشورهای مختلف و تجربه حرفههای گوناگون، فهمیدم بزرگترین ثروت یک کشور، نیروی انسانی آن است و این ثروت تنها با آموزش صحیح شکوفا میشود. عشق به یادگیری و یاد دادن مرا به کلاس درس کشاند، اما نه یک کلاس درس معمولی. من میخواستم فضایی ایجاد کنم که بچهها بتوانند همزمان با یادگیری علوم مختلف، زندگی کردن را هم بیاموزند. از این رو، تمام مهارتهایی که در طول زندگی ام کسب کرده بودم را به خدمت گرفتهام تا دانش آموزانم را برای زندگی واقعی در دنیای امروز آماده کنم. فلسفه آموزشی من بر این اصل استوار است که هر کودک یک جهان بیکران از استعداد هاست و وظیفه ما کشف و پرورش این گنجینههای نهفته است.
خبرنگار: آقای اشرف اسلامی، با این مهارت ها و رزومه حیرتانگیز و سابقه زندگی و کار در کشورهای مختلف، قطعاً فرصتهای شغلی بسیار پردرآمدی پیش روی شما بوده. چه چیزی شما را به سمت کلاس درس و تدریس به کودکان و نوجوانان کشاند؟علی اشرف اسلامی: (با لبخند) دقیقاً همانطور که عرض کردم، تجربه زندگی در فرهنگهای مختلف بود که به من نشان داد سیستمهای آموزشی موفق، آنهایی هستند که به جای تولید کارمند، انسان توانمند میسازند. من در شرکتهای مختلف دیدم که بسیاری از افراد، با وجود مدارک عالی، فاقد مهارتهای ساده و حیاتی زندگی هستند. علاقه من به تدریس، در واقع یک اعتراض عملی به آموزشهای خشک و تئوریک بود. من میخواستم بچهها را برای لذت بردن از زندگی و حل مسائل آن آماده کنم؛ نه فقط برای شرکت در یک آزمون.خبرنگار: در طول این سالها، در چه مدارسی تجربه تدریس داشتهاید؟ آیا میتوانید چند نمونه از مدارس شاخص را نام ببرید؟علی اشرف اسلامی: بله، در طول این سالها، تجربه تدریس در مدارس و آموزشگاههای دولتی و خصوصی در تهران و سایر شهرها را داشتهام. از جمله در برخی از مدارس شاخص و معروف کشور که به دلیل جلوگیری از هرگونه تبلیغات(با خنده)، ترجیح میدهم از ذکر نام دقیق آنها خودداری کنم. تجربه حضور در این محیطهای آموزشی متنوع، هر کدام با فلسفه آموزشی و چالشهای خاص خود، باعث شد تا بتوانم روشهای تدریسم را غنیتر و منعطفتر کنم و از هرکدام درسهای ارزشمندی برای بهبود فرآیند آموزش بیاموزم.
خبرنگار: آقای اشرف اسلامی، با این حجم از مهارتهای متنوع، دقیقاً چه درسهایی را تدریس میکنید؟ به نظر میرسد برنامه هفتگی شما باید بسیار جذاب باشد!علی اشرف اسلامی: (با خنده) بله، حق با شماست! من خوششانس هستم که در زمینههای بسیار مختلفی تدریس میکنم. به نظرم تدریس در زمینه های مختلف و کار کردن با کودکان و نوجوانان آدم را جوان نگه میدارد و دید انسان نسبت به مسائل کاملاً فرق میکند. از بچه ها کلی چیز یاد میگیریم، درست مانند کتاب شازده کوچولو که به ما میآموزد دنیا را از نگاه یک کودک ببینیم.به طور مشخص، زبان چینی و انگلیسی، علوم کامپیوتر (سختافزار و نرمافزار)، لِگوی آموزشی، رباتیک، مبانی هوش مصنوعی، خلاقیت و نوآوری، مهارتهای رزمی(نظامی) و دفاع شخصی، عکاسی، طراحی بازی های فکری را آموزش میدهم. فلسفه من این است که بچهها را با دنیای واقعی و مهارتهایی که میتواند برایشان کاربردی و لذتبخش باشد، آشنا کنم.
خبرنگار: ترکیب این همه مهارت متنوع -از کامپیوتر و هوش مصنوعی گرفته تا عکاسی و آشپزی و زبان خارجی- در یک شخص نادر است. چگونه این دایره مهارتهای گسترده را وارد کلاس درس میکنید؟ مثالی برایمان بزنید.علی اشرف اسلامی: کلاس من بیشتر شبیه یک آزمایشگاه تعاملی است. مثلاً وقتی میخواهیم درباره تاریخ ایران باستان درس بدهیم، فقط به خواندن از کتاب بسنده نمیکنیم. از بچهها میخواهیم با لِگو، ماکت یک شهر باستانی را بسازند. بعد از آن، با دوربین عکاسی، از ماکتهایشان از زوایای مختلف عکس میگیریم و در کلاس درباره ترکیببندی و نورپردازی صحبت میکنیم که همان هنر است. سپس از آنها میخواهیم داستان آن شهر را بنویسند، که ادبیات میشود. حتی گاهی یک غذای ساده مربوط به آن منطقه جغرافیایی را با هم درست میکنیم! اینطور درس تاریخ، با هنر، ادبیات، کار گروهی و حتی مهارت زندگی گره میخورد و برای بچهها ملموس و فراموشنشدنی میشود.
خبرنگار: شما مدیر موزه بینالمللی کودکان هم هستید و بردگیم و بازیهای فکری طراحی می کنید. روانشناسی بازی چگونه به شما در نقش یک معلم کمک میکند؟علی اشرف اسلامی: بازی، زبان جهانی کودکان است. من با طراحی بازیهای فکری، مفاهیم پیچیده را در قالب یک چالش شیرین به بچهها ارائه میدهم. مثلاً برای آموزش مفهوم تقسیم کار در اجتماع، یک بازی که در آن هر بازیکن نقش یک جزء از یک ربات را دارد و برای به حرکت درآوردن آن، باید همکاری و برنامهریزی کنند انجام میشود.اینجا دقیقاً همان جایی است که به نظر من واژه مربی بسیار گویاتر از معلم است. من در این فضا دیگر یک معلم سنتی نیستم، بلکه در نقش یک تسهیلگر عمل میکنم. بچهها در حین بازی، شکست میخورند، دوباره تلاش میکنند و در نهایت خودشان به آن مفهوم میرسند. این یادگیری، بسیار عمیقتر و ماندگارتر از زمانی است که من فقط یک تعریف را از روی کتاب برایشان بخوانم.این فلسفه در موزه کودکان ما نیز کاملاً مشهود است. شعار اصلی موزه بینالمللی کودکان ما این است: کودکان میراث فرهنگی آینده اند، اگر در حاشیه نمانند. دقیقاً همانطور که در بازی، همه بازیکنان باید درگیر شوند و هیچکس در حاشیه نمیماند، در موزه و در کلاس درس هم تمام تلاشم را میکنم تا فضایی ایجاد کنم که هر کودک، با هر استعداد و توانایی، احساس کند نقش دارد و دیده میشود. اینجاست که بازی، تسهیلگری و توجه به کلیت وجود کودک، معنا پیدا میکند.
خبرنگار: با توجه به اینکه شما هم از واژه معلم و هم مربی استفاده میکنید، آیا این دو را مترادف میدانید؟ به نظر شما تفاوت اصلی بین یک مُعَلّم، یک مُدرِّس و یک مُربی چیست؟علی اشرف اسلامی: این سؤال بسیار عمیق و کلیدی است. با کمال میل توضیح میدهم. این سه نقش، اگرچه در نگاه اول شبیه به هم هستند، اما در فلسفه و عمل کاملاً متمایزند:مدرس(Instructor)تمرکز: تنها بر انتقال دانش و اطلاعات خاص.روش: یک رابطه یکطرفه است. مدرس میداند و آموزش میدهد، دانشآموز دریافت میکند.هدف: یادگیری یک مهارت یا مطلب خاص.مثال: کسی که نحوه کار با یک نرمافزار یا قواعد دستور زبان را به شما آموزش میدهد. وظیفهاش با پایان یافتن تایم کلاس تمام میشود.معلم (Teacher):تمرکز: بر آموزش است، اما در یک چهارچوب گستردهتر. معلم نه تنها چیستی ها، بلکه چرایی ها را نیز تا حدی توضیح میدهد.روش: همچنان عمدتاً بر پایه برنامه درسی از پیش تعیینشده است. رابطه کمی دوطرفهتر از مدرس است.هدف: تعلیم و تربیت در یک حوزه دانشی.مثال: معلمی که در کلاس علوم، هم فرمول را میآموزد و هم تا حدودی کاربرد آن را در دنیای واقعی نشان میدهد.مربی (Mentor/Coach):تمرکز: بر پرورش و رشد همهجانبه فرد (فکری، اخلاقی، عاطفی و مهارتی).روش: کاملاً تعاملی و دوطرفه است. مربی یک تسهیلگر است. او زمینهای را فراهم میکند تا فرد خودش به کشف و درک برسد. رابطهای فراتر از کلاس درس و بلندمدت دارد.هدف: شکوفایی استعدادها و تواناییهای درونی فرد و ساختن یک انسان متعادل و توانمند.
مثال: اینجا دیگر موضوع فقط علم نیست. یک مربی ممکن است در حین آموزش رباتیک، بر روی پشتکار، صبر، کار تیمی و مدیریت شکست نیز کار کند. یا در هنگام یک برنامه طبیعتگردی، درباره حفاظت از محیط زیست، مسئولیتپذیری و دقت در مشاهده صحبت کند. مربی مراقب حالِ دانشآموز است، نه فقط نمرهاش.یک مثال ملموس:فرض کنید موضوع آموزش آب است.یک مدرس میگوید: «فرمول شیمیایی آب H₂O است.»یک معلم میگوید: «فرمول آب H₂O است و میتوانید آن را از طریق الکترولیز تجزیه کنید.»یک مربی علاوه بر اینها، دانشآموزان را به کنار یک نهر میبرد، از آنها میخواهد صدای آب را گوش دهند، زندگی درون آن را مشاهده کنند، درباره اهمیت آب در زندگی و لزوم صرفهجویی در آن بیندیشند، و در نهایت یک طرح برای حفظ پاکیزگی رودخانه محلهشان ارائه دهند.جمعبندی من این است: یک مدرس خوب، اطلاعات میدهد. یک معلم خوب، مفهوم را میآموزد. اما یک مربی خوب، زندگی را میآموزد و بر سرنوشت فرد تأثیر میگذارد. من برای خودم رسالت را در نقش مربی و تسهیل گر تعریف کردهام.
خبرنگار: از ترکیب ظاهراً غیرممکن ارشد رشته علوم قرآنی و مهارتهایی مثل رباتیک، هوش مصنوعی و زبان خارجی برایمان بگویید. این دو چگونه در دنیای شما به هم میرسند؟علی اشرف اسلامی: (با جدیت) این بهترین سوال شماست. به نظر من هیچ تناقضی بین این دو نیست. قرآن کریم انسان را به تفکر در آیات آفرینش دعوت میکند. رباتیک، هوش مصنوعی، علم کامپیوتر، زبان خارجی و علوم دیگر، از بزرگترین مظاهر تفکر و خلاقیت انسان هستند. من به بچهها میآموزم که خالق یک نرمافزار یا یک ربات، در واقع دارد از موهبت عقلانی که خداوند به او داده، استفاده میکند. مثلاً ما در کلاس، اخلاق و مسئولیتپذیری در استفاده از تکنولوژی را همزمان با آموزش برنامه نویسی یاد میگیریم. این نگاه، به بچهها کمک میکند تا در دنیای مدرن، نه منفعل که فعال باشند و از تکنولوژی برای ساختن دنیایی بهتر استفاده کنند.خبرنگار: ترکیب ظاهراً ناممکنی مانند مدرس رباتیک و هوش مصنوعی یا زبان چینی، که در شرکتهای بینالمللی کار کرده با رشته دانشگاهی علوم قرآنی برای بسیاری جذاب است. خودتان این دوگانگی را چگونه توصیف میکنید؟علی اشرف اسلامی: من این را دوگانگی نمیدانم، بلکه آن را تکامل مینامم. علم و دین، دو بال برای پرواز انسان به سمت کمال هستند. هوش مصنوعی و رباتیک به من یاد میدهند که چگونه خالق باشم و سیستمهای هوشمند بسازم. علوم قرآنی به من یاد میدهند که چگونه مخلوق خوبی برای خالق یکتا باشم و اخلاق را در قلب تمام آن خلاقیتها حفظ کنم. من به بچهها میآموزم که میتوانند همزمان که یک برنامهنویس یا مهندس یا مترجم هستند، فردی متخلق به اخلاق اسلامی و انسانی نیز باشند. این دو، نه تنها تضادی ندارند، بلکه مکمل یکدیگرند/#اشرف_اسلامی#زبان_چینی#مربی 10:12 - 21 شهریور 1404