تصویر سربرگ نمایه‌ی ‌Hermes‌
H

Hermes

@Hermes
تاریخ پیوستن: دی 1404
متولد: 29 تیر
@Hermes25 خرداد 1405
آیندگان به چنین بلاهتی خواهند خندید، با فرض بر این که بشر منقرض نشده باشد.

@Hermes4 بهمن 1404
مُشتی احمق که متن را کامل نمی خوانند و عاجزند از دیدنِ شرایطِ قید شده. آه سخت باورم می شود آن "در صورت عدم بروز اختلال" به چشمتان نمی آید. به قول اهلِ منطق، این اهمال در سور است؛ چشم های باباغُری تون رو باز کنید تا شاید ببینید مولفِ مطلب یک خبرنگارِ رسمی ست و گزارش های چند کودن کاری از پیش نمی برَد.
در پاسخ به
دوستان تا شب وصل نشد همه بریم تو پروفایل ‎@atefegharibi و گزارش تخلف و گزینه گزارش مطلب دروغ بزنید. اگه مطمئن نیستی ... مطلب کار می کنی!

@Hermes29 دی 1404
شما قطعاً بوالهوسانِ والارتبه ای هستید. چونین اتّکای سفله-واری به پدیدارهای ناپایدار و گذرا برازنده تان است.#اینترنت #اینترنت_بین_الملل #اینترنت_آزاد

این خبر حذف شده است.


@Hermes27 دی 1404
"طبیعی ترین حق" هرچه باشد اینترنت نیست. این "طبیعی ترین حق" معمولاً حتّی امکانِ چنین جداییِ عظیمی میانِ دوعضوِ خانواده را دربرنمی گیرد، چه رسد به ارتباطِ آنها از راه دور. "طبیعی ترین" حقوق را من در موجودی جز بشر چرا نمی بینم؟ -بی چاره بشر که با علم و فن، فلاکتِ خودش را هزارچندان کرد؛ طبیعت، رنج است.
در پاسخ به
اگه مسلمونید فردا مبعثه...بابا من خانوادم اروپان اینور تک وتنها نگران بدون نت موندم ۱۵۰شارژ زدم دودقیقه صداشونو بعد۸روز شنیدم نکنید مادرم مریضه ازم دوره...طبیعی ترین حق انسان دسترسی به این چیزاست چرا مارو به زمان شتر سواری میبرید؟؟؟😞

@Hermes26 دی 1404
تضرّع و نالۀ مردم، باید نادیده گرفته شود. زیرا عوام، هوش شان برای مسائلِ کلان بسنده نیست.#اینترنت #اینترنت_بین_الملل #اینترنت_آزاد

این خبر حذف شده است.


@Hermes24 دی 1404
این طبیعتِ انسان است که تنها اکنون را می نگرد، و از تحریکاتِ شهودی متاثر می شود. و بدین ترتیب گمان می کند توقّفِ موقّتِ کسب و کار و تعاملاتِ مجازی به مراتب هولناک تر است از یک تهدیدِ بالقوّۀ آرامشِ همگانی؛ رعیت های سبُکسر، از قاعدۀ "انتخابِ میان بد و بدتر" بویی نبرده اند.

@Hermes22 دی 1404
مطالبه

حملِ سلاحِ سبُک، تحتِ مجوّز، حقّ شهروند است

وقت بخیر؛ بنده به عنوانِ کسی که ناآرامی های جمعی را مخلِّ زندگیِ خویش می بیند و به عقیده اش یک صلحِ پایدار بهتر از صد پیروزی ست، می گویم: سیاست، پیش از هرچیز یک مقولۀ فردی ست. بدین معنا که پیدایشِ سیاست، از همان جاست که هر فرد وجود داشته باشد. همگان، سیاستمدارند؛ درواقع تجمّعِ افراد-سیاستمداران- است که جامعه، و ناظرِ آن که دولت باشد را پدید می آورَد. باری جامعه یک پدیدۀ لاینفک و بسیط نیست، و بالعکس درنهایت تاییدِ خودش را در یکایکِ افراد می یابد؛ به پندارِ من، دقیقاً از همین رو ما در جامعه نه صرفاً به یک بازدارندۀ جمعی-نیروی انتظامی-، که نیز بازدارنده ای میان-فردی نیازمند هستیم. همان سان که پیشگیری از جرایم در دو سطحِ کاملا متفاوت صورت می گیرد، یعنی "آداب معاشرت" در سطح میان-فردی، و "قوانین و مجازات" در سطحِ جمعی؛ نبودِ هریک از اینها، آرامش را به خطر می اندازد؛ حال، ما انسان های درمانده متاسفانه مانندِ گرگ نمی توانیم در رویارویی با یک تهدیدِ خُرد، به آرواره و پنجه هایمان رجوع کنیم، زیرا فرگشت مان معطوف بوده است به علوم و فنون؛ سخن را کوتاه می کنم. توسّلِ مطلقی که مردم به نیروی انتظامی دارند، باد را در شکم هایشان تل انبار کرده است.-حال، ارتفاعِ این مسئله به طورِ بلندمدت می تواند ملزم نمودنِ شهروندان به یادگیریِ دفاع شخصی باشد، که با شیوه و حدودِ آن کاری ندارم، باری به طورِ کوتاه مدت، من رفعِ این امر را تنها در امکانِ حملِ سلاح، هرچند به طرزی محدود، می بینم. درواقع این حتی برای یک استادِ هنرهای رزمی به نظر ضروری می آید، زیرا او که نمی تواند در رویارویی با یک تروریستِ مسلّح، از دور لگد بپراند؛ اگر حاکمان می خواهند چوپان-خواهیِ مردم را زایل سازند اینک زمانِ آن است! مرد در جنگ است که آزموده می شود. -اوقات به کام.

مجلس و قوه قضائیه، شورای امنیت ملی، مجمع تشخیص مصلحت نظام