«نه» گفتن سادهترین کار است
«پدرش بداخلاق است!»، «مادرش زیاد پای تلفن است و به خانه نمیرسد!»، «خواهر بزرگش هنوز ازدواج نکرده، حتماً مشکلی دارد!»، «خانواده خیلی پولدارند، حتماً به ما فخر میفروشند!»...گاهی یک خانواده بهصرف اهمیتدادن به همین حرفها، حدسها و یا شایعات در اولین گام، پاسخ منفی میدهند، بدون آنکه حتی یک ساعت برای راستیآزمایی این ادعاها وقت بگذارند.
گروه زندگی: چه بسیار پروندههای ازدواج در خانوادههای ایرانی که بهخاطر یک «نه» زودهنگام بسته میشود. نههایی که نه بر پایه شناخت که بر مبنای یک حس کوتاهمدت، یک قضاوت سطحی یا حتی یک شایعه بیاساس شکل میگیرد. مهارتی که خانوادههای هوشمند به آن نیاز دارند؛ «پرسشگری هدفمند» و «تحقیق میدانی» پیش از هر تصمیمگیری است.
تحقیق برای آگاهی
تحقیق اصولی، یک فرایند مهارتی است که در آن خانوادهها با حفظ حرمتها و بدون ورود به غیبت، به دنبال تصویری واقعگرایانه از سبک زندگی، ارزشها و رفتارهای اجتماعی طرف مقابل میگردند.این فرایند میتواند با یک تماس ساده با یکی از آشنایان معتمد که دوست، هممحله یا همکار خانواده مقابل بوده آغاز شود، یا با مراجعه به یک مرکز مشاوره معتمد برای دریافت آزمونهای شخصیتشناسی و سازگاری زوجین. برخی خانوادهها نیز با برگزاری دو یا سه جلسه غیررسمی و صمیمی در محیطهای عمومی مثل پارک، رستوران و... فرصت مشاهده رفتارهای واقعی فرزند مقابل را به دست میآورند.
حدسها را جایگزین واقعیت نکنیم
اولاً حدس و گمان معمولاً ریشه در ترسهای شخصی ما دارد؛ نه در نقص طرف مقابل. پدر یا مادر ممکن است بهخاطر تجربه تلخ خودش از یک رابطه فامیلی یا دوستانه، هر خانواده جدید را با همان چشم قضاوت کند و یا بهخاطر شنیدن یک حرف غیرمستند، آینده دختر یا پسرش را قربانی کند.ثانیاً، بسیاری از تفاوتها آنقدرها که در نگاه اول ترسناک به نظر میرسند، بزرگ نیستند. شاید خانواده پسر عادت به مهمانیهای پرجمعیت داشته باشد و خانواده دختر، کم رفتوآمد تر باشند، اما این دو سبک لزوماً به معنای ناسازگاری نیست؛ این مورد و مواردی ازاینقبیل به شرطی که هر دو طرف انعطافپذیری داشته باشند قابلچشمپوشی و حلشدن است و این انعطافپذیری را فقط در فرایند تحقیق و گفتوگو میتوان کشف کرد.
پیشنهادی برای خانوادهها: گامهای عینی و عملی
_ گام صفر (پیش از هر تصمیمی):اصرار بر برگزاری حداقل یک جلسه خواستگاری رسمی است تا هیچ «نه» قطعی صادر نشود. حتی اگر شنیدهها یا حدسهای اولیه منفی است، این جلسه را بهانهای برای مشاهده آداب و عقاید، زبان بدن، نوع پوشش و میزان همکلامی طرفین قرار دهید. گاهی یک برخورد ساده یا یک جمله کوتاه در همان جلسه، ردکننده قضاوتهای نادرست قبلی و چهبسا بسیار تعیینکننده است._ تهیه «چکلیست ارزشها» پیش از اولین جلسه: هر خانواده بنشیند و مثلاً ۵ اولویت خود را بنویسد (مثلاً سطح دینداری، سبک خرجکردن، میزان استقلال) تا بداند دقیقاً به دنبال چه چیزی باید بگردد._ تعیین یک «مرجع راستیآزمایی» بیطرف: یک فرد معتمد که نه از فامیل نزدیک و نه دوست صمیمی طرفین است (مثل معلم سابق، همکار قدیمی یا امامجماعت محله) را برای تحقیق تعیین کنید._ برگزاری جلسه ملاقات در محیطهای متفاوت:مثلاً یک جلسه در خانه و یک جلسه در فضای عمومی ترتیب دهید تا رفتار خانواده در موقعیتهای رسمی و صمیمی را با هم مقایسه کنید._ پرسشهای موقعیتمحور بهجای سؤالهای کلی: مثلاً بهجای «آدم صبوری هستی؟» بپرسید «اگر قرار باشد سه ماه حقوق نگیری، اولین کاری که میکنی چیست؟» و...تا پاسخهای واقعیتر بگیرید._ مشاوره پیش از تحقیق با یک روانشناس خانواده: قبل از شروع هر گونه پیگیری، یک جلسه مشاوره با متخصص بگیرید تا از سوگیریهای ذهنی خودتان آگاه شوید و با چشم باز سراغ تحقیق بروید._ بازخوردگیری از خود طرفین (نه فقط خانوادهها):حداقل یکبار با خود پسر و دختر بهصورت جداگانه گفتوگو کنید و نظر آنها را درباره تعاملات خانوادگیشان بپرسید، نه اینکه فقط از پدر و مادرشان سؤال کنید.
ساده ترین راه را انتخاب نکنیم
خانوادهای که برای ازدواج فرزندش وقت میگذارد، باید برای «شناخت» هم وقت بگذارد. نه گفتن سادهترین کار است، اما گاهی سادهترین پاسخ، پرهزینهترین سرنوشت را رقم میزند. اگر دختر و پسری به بسترهای لازم برای یک ازدواج پایدار رسیدهاند، وظیفه خانوادههاست که با مهارت «تحقیق خواستگاری» مسیر را برای آنها هموار کنند، نه اینکه با حدسهایی از جنس واهمه، آن را مسدود.پایان پیام/#ازدواج_آگاهانه#تحقیق_پیش_از_ازدواج#نه_نگوییم_قبل_از_شناخت#مشاوره_ازدواج#خانواده_هوشمند 22:03 - 15 مرداد 1405