چگونه خون «ولی خدا» به داد جامعه میرسد؟
جریان اعتراضات از کجا آغاز شد؟ از ایجاد ناامیدی در میان بازاریان؟ اعتراض به اغتشاش تبدیل شد اما حضرت آقا واقعه ۱۸ و ۱۹ دی را طمع پهلوی دانستند و از آن حوادث گذشتند.پس چه زمانی خطر جدی شد و فتنه شدت گرفت؟ هنگامی که این جریان به دانشگاه کشیده شد.
گروه زندگی: قرآن در سوره احزاب، سه ضلع مثلث فروپاشی درونی جامعه دینی را معرفی میکند.«حجتالاسلام محمدهادی هدایت»، کارشناس فلسفه و کلام و استاد حوزه و دانشگاه، با اشاره به این آیات از جایگاه خون ولی خدا در پالایش جامعه از فتنهها میگوید.
ماجرای کربلا و رفع فتنهها
حجتالاسلام هدایت در ابتدای کلام به خون سیدالشهدا و اثربخشی آن در رفع فتنه بزرگ پس از رحلت رسول اکرم (ص) اشاره میکند و میگوید:«هرگاه فتنه به اوج خود میرسد، برای پالایش جامعه از فتنهها، نیاز به خون ولی خداست.در مورد مسئله کربلا، شدّت فتنه یک جنگ شناختی در احد به اغتشاش داخلی در جریان حضرت زهرا (س) انجامید و این اغتشاش، زمینهساز جنگ درون امت اسلامی و در نهایت شهادت اباعبدالله الحسین( ع) شد. خون امام حسین (ع) بود که جامعه را از آن فتنه شدید که پس از رحلت پیغمبر اکرم (ص) رخ داد، نجات بخشید.»
تبیین موضوع با استناد به آیات سوره احزاب
برای تبیین این موضوع به سراغ آیات سوره احزاب میرویم؛ ازآنجاکه خداوند میفرماید: «لَئِن لَم يَنتَهِ المُنافِقونَ وَالَّذينَ في قُلوبِهِم مَرَضٌ وَالمُرجِفونَ فِي المَدينَةِ لَنُغرِيَنَّكَ بِهِم ثُمَّ لا يُجاوِرونَكَ فيها إِلّا قَليلًا﴿۶۰﴾اگر منافقان و بیماردلان و آنها که اخبار دروغ و شایعات بیاساس در مدینه پخش می کنند دست از کار خود بر ندارند، تو را بر ضدّ آنان میشورانیم، سپس جز مدّت کوتاهی نمیتوانند در کنار تو در این شهر بمانند!»وی با قرائت این آیه از سوره مبارکه احزاب در معرفی ۳ گروه فتنه ساز در جامعه دینی میگوید: « اگر از این منظر نگاه کنیم، «منافقون»، «کسانی که در دلهایشان بیماری است» و «مرجفون» سه دسته در جامعه دینی هستند که موجب توطئه در درون جامعه میشوند و چنان جامعه دینی را تضعیف میکنند که زمینهساز جنگ نظامی دشمنان خارجی میگردد. اینها در واقع آتشبیارمعرکه و زمینهساز جنگهایی هستند که علیه جامعه دینی اتفاق میافتد.»
مصداقشناسی تاریخی و تطبیق با شرایط امروز جامعه
برای نمونه، جنگ احزاب را چه کسانی به وجود آوردند؟این کارشناس فقه کلام با طرح این پرسش میگوید:«بنده معتقدم که اساساً بسیاری از اتفاقات امروز جامعه ما نیز مشابه جنگ احزاب است. چرا این سوره با این مضامین نازل شد؟ چرا این کلمات در این آیه از سوره احزاب آمده است؟ به این دلیل که همین منافقان، همین مرجفون و همین بیماردلان بودند که سبب وقوع جنگ احزاب شدند.این سه گروه (منافقان، بیماردلان و مرجفون) در واقع جامعه دینی را چنان تضعیف میکنند که دشمنان طمع کرده، با یکدیگر همدست میشوند و احزاب را تشکیل میدهند. خداوند متعال در این آیه از سوره احزاب به همین همدستی اشاره دارد؛ یعنی مشرکان، یهودیان و بخشی از نصارا همگی با هم متحد میشوند.
تبیین مصادیق مشرکان و یهود و تطبیق آن با زمان معاصر
حجتالاسلام هدایت در تطبیق مصادیق مشرک و یهود با افراد جامعه امروز میگوید: « در قرآن، مصداق «مشرکین» کسانی هستند که میگویند فقط باید حرف ما را بپذیرید. یعنی شیوهای از حکمرانی را اعمال میکنند که خود را بهجای خدا در دنیا مینشانند. توجه دارید؟ آنجا که خداوند در قرآن میفرماید: «لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الْیَهُودَ وَالَّذِینَ أَشْرَکُوا؛ هر آینه دشمنترین مردم نسبت به مسلمانان، یهود و مشرکان را خواهی یافت...».منظور از «الَّذِینَ أَشْرَکُوا» همان زورگویانی هستند که خود را بهجای خدا میدانند. مصداق «الْیَهُود» در زمان ما صهیونیستها هستند. این «الَّذِینَ أَشْرَکُوا» و «الْیَهُود» در جنگ احزاب با یکدیگر همپیمان و همدست شدند و هدفشان این بود که اساساً جامعه دینی، مکتب اسلام و حاکمیت اسلام را از بین ببرند. خداوند در قرآن از زبان آنان میفرماید: «يُريدونَ لِيُطفِئوا نورَ اللَّهِ بِأَفواهِهِم وَاللَّهُ مُتِمُّ نورِهِ وَلَو كَرِهَ الكافِرونَ﴿۸ الصف﴾آنان میخواهند نور خدا را با دهان خود خاموش سازند؛ ولی خدا نور خود را کامل میکند هر چند کافران خوش نداشته باشند!»
علت طمع دشمنان؛ تأثیر مخرب جریانهای داخلی
حال باید پرسید چرا این اتفاق افتاد؟ چرا احزاب چنین طمعی کردند که حاکمیت اسلام را در سال پنجم هجری در مدینه از بین ببرند؟ علت آن، همین سه گروه داخلی بودند که خداوند در قرآن از آنها یاد میکند؛ منافقان، کسانی که در دلهایشان بیماری است و مرجفون.حجتالاسلام هدایت در تشریح تأثیر مخرب این سه گروه در جامعه اسلامی میگوید: « ما منافقان و بیماردلان را میشناسیم، اما مرجفون را نمیشناسیم. واژه «مرجفون» از ماده «رجفه» گرفته شده است.، «رجف» به معنای زلزله است و «ارجاف» یعنی ایجاد زلزله. «مرجف» به کسانی گفته میشود که دائماً در جامعه بحران و عدم امنیت روانی ایجاد میکنند، پیوسته در جامعه تزلزل و ناامیدی به وجود میآورند.»
دستور قرآن به پیامبر برای مواجهه قاطع با عوامل داخلی فتنه
کارشناس دینی و استاد حوزه و دانشگاه در بیان. راهکار برای مواجهه با این فتنهگران به راهکاری از جانب پروردگار اشاره میکند و میگوید: «خداوند در ادامه به پیامبر خطاب میکند که وقتی با این سه دسته مواجه شدی، در برابر آنان سکوت نکن: «لَنُغْرِیَنَّکَ بِهِمْ» یعنی ما تو را بر ضد این سه گروه برمیانگیزیم و کاری میکنیم که بر ضد آنان قیام کنی، تا ریشه فتنه در جامعه دینی خشکانده شود و احزاب طمع نکنند که بخواهند بر ضد مسلمانان جنگی به راه بیندازند.»
پیوند بحث با بیانات رهبر انقلاب؛ نمونه عینی عملکرد مرجفون در برابر شعار سال و مسئله تولید
وی در تبیین دیدگاه رهبر انقلاب در مورد جنگ شناختی و تطبیق آن با مفهوم «مرجفون»میگوید: «اما نکتهای که حضرت آقا مطرح فرمودند این است که ما در جامعهمان دچار جنگ شناختی بودهایم. یعنی افرادی که دائماً شبهه میانداختند، همان مرجفون بودند. همانها که تنگه اقتصادی را با شبهات فراوان رها کردند.وقتی حضرت آقا در ابتدای امسال فرمودند که بهجای جمعآوری طلا و دلار در خانهها، سرمایههای خود را در تولید قرار دهید و سال را سال «تولید» نامیدند، مرجفون چه میگفتند؟ میگفتند: «تولید چه فایدهای دارد؟ من سرمایهام را در تولید بگذارم، سرمایهام نابود میشود. من باید سرمایهام را جایی بگذارم که سود کنم.» سپس به همین شکل شروع به ایجاد شبهه میکردند.»
تشابه رفتاری مرجفون امروز با جریانهای انحرافی در صدر اسلام
حجتالاسلام هدایت در بیان شباهتهای افراد فتنهگر امروز با صدر اسلام و تأثیر فتنهگریهایشان و رخداد جنگ میگوید: « این دقیقاً همان رفتار است؛ یعنی تنگه را رها کردند و گفتند پیامبر را از اسبابش [تجهیزات جنگی] دور میکنند و غنایم را جمع میکنند. به ما گفته بودند کنار تنگه بایستیم. آنها وقتی جنگ [بهظاهر] تمام شد، شبههای درباره قرآن در جنگ احد مطرح کردند: «لَوْ کَانَ لَنَا مِنَ الْأَمْرِ شَیْءٌ مَا قُتِلْنَا هَاهُنَا»(آل عمران۱۵۴). آنها آنقدر گفتند «انقلاب اسلامی، انقلاب اسلامی» تا سرانجامش این شد که جنگ رخ داد.»
ریشهیابی فتنههای داخلی(۱۸و۱۹دیماه) از منظر جنگ شناختی
مجموعه شبهاتی که مرجفون ایجاد میکردند، زمینهساز فتنههای داخلی شد. وی با بیان این مطلب در اشاره به حوادث و آشوبهای اخیر در جامعه کنونی میگوید: « اگر نگاه کنید، جریان اعتراضات از کجا آغاز شد؟ از ایجاد ناامیدی در میان بازاریان شکل گرفت. این موجی روانی بود و سپس اعتراضات به اغتشاشات تبدیل شد. تا زمانی که این تحرکات و اغتشاشات در کف خیابان توسط اوباش بود، خطری جدی محسوب نمیشد و حضرت آقا محکم با قاطعیت فرمودند که این مسئله با حضور و بصیرت مردم حل خواهد شد. از آن جملات بهخاطر دارید که وقتی واقعه ۱۸ و ۱۹ دی رخ داد، ایشان اصلا این مسئله را مهم ندانستند و بهراحتی از کنار آن گذشتند، چرا که موضوع، حرکت اوباش بود.»
نقطه عطف فتنه: انتقال اغتشاش به لایههای فکری و معرفتی
اما چه زمانی خطر جدی شد و فتنه شدت گرفت؟حجتالاسلام هدایت در تشریح فتنه دیماه و ریشهیابی آن میگوید: « ریشه آن به همان جنگ شناختی و شبههپراکنی برمیگردد. هنگامی که این جریان به دانشگاه کشیده شد، هنگامی که کار از اوباشگری به مسائل فکری، معرفتی و اعتقادی رسید، آنگاه به نظر حقیر فتنه به اوج خود رسید. آنجا بود که مصداق «شدة الفتن بنا» تحقق یافت. ناگهان این شبهه مطرح شد که «لَوْ كَانَ لَنَا مِنَ الْأَمْرِ شَيْءٌ»؛ اگر ما بر حق هستیم، چرا دانشگاهیان ما امروز اعتراض میکنند؟ چرا دانشجوی ما بااینهمه علم و معرفت، در دانشگاه پرچم نظام مقدس ما را به آتش میکشد؟ البته این کوتاهی ما بود که کار به اینجا رسید، اما بالاخره چنین اتفاقی رخ داد.»
سنت الهی در برخورد با فتنهگران: از قیام به بیان تا قیام به خون
حجتالاسلام هدایت با اشاره به نحوه برخورد رهبر شهیدمان و الگویی حسینی در مواجهه با فتنههای اخیر میگوید: «تحلیل بنده این است که این همان نقطهای است که پیامبر خدا (ص) با آن مواجه شد. وقتی فتنه مرجفون، فتنه «الذین فی قلوبهم مرض» و فتنه منافقان به اوج میرسد و اگر اینها از کار خود دست برندارند، سنت الهی این است که «ما تو را بر ضد آنان برمیانگیزیم و میشورانیم». حال باید پرسید قیام امام جامعه بر ضد این سه پازل فتنهگر در جامعه چگونه است؟ آیا همیشه قیام با شمشیر و قیام نظامی است؟ خیر. قیام، قیام به بیان است. اما آنجا که بیان، موعظه، نصیحت و خطبه دیگر اثر نمیکند، آنگاه قیام بهواسطه خون است.
رهبر عزیز ما خود را در یکزمانه و در یکلحظه دید که اینجا باید کار حسینی اتفاق بیفتد. همان خونی که از اباعبدالله الحسین (ع) ریخته شد، جامعه را نجات داد. دیگر خطبههای امام و کلمات ایشان بر آن سه دسته اثر نمیکرد، آنها مسخره میکردند. کار به جایی رسید که امام حسین (ع) فرمود: «آیا میدانید چرا سخن مرا نمیشنوید؟ علتش این است که شکم هایتان از حرام پر شدهاست.»وقتی نمیشنوند و وقتی دیگر صحبتها اثر ندارد، اینجا مرحله قیام به خون است.»
وظیفه امروز جامعه در قبال ثمره خون ولی خدا چیست؟
حجتالاسلام هدایت در ادامه به قیام به خون رهبر انقلاب و آثار آن بر انسجام داخلی اشاره میکند و در بیان وظایف امت اسلامی میگوید:« حضرت آقا، رهبر عزیزمان، قیام به خون کردند و شهادت را پذیرفتند. ما اصلاً معتقد نیستیم که این یک غافلگیری ناگهانی بود. خیر، آن ولی خدا با اختیار و آگاهی برای نجات جامعه گام برمیدارد. در بحث جنگ خارجی ایشان کاملاً صحنه را آماده کرده بودند و فرموده بودند: «ما جنگ را منطقهای میکنیم». علت این بود که حضرت آقا با برنامهای دقیق بهپیش میرفتند. ما در مسئله داخلی ضعف داشتیم و جبهه داخلی ما بهخاطر حرکت مرجفون، منافقون و بیماردلان سست شده بود.حضرت آقا، با قیام به خون خود آن ضعف را برطرف کردند.اکنون ما در چه فضایی قرار گرفتهایم؟ بنده بهشدت معتقدم که خون حضرت آقا جبهه داخلی را منسجم کرد و شبهات داخلی را برطرف ساخت. همان خانم معترض و همان آقای معترض، ناگهان متحول شدهاند. حال وظیفه ما چیست؟ باید این جبهه داخلی را که ثمره خون حضرت آقاست، بهشدت حفظ کنیم و وحدت آن را نگه داریم. مبادا خودمان ناخواسته به آتش داخلی دامن بزنیم. اگر کسی اعتراضی داشت، سریعاً او را در آغوش بگیریم، به فرموده حضرت آقا که «آنها فرزندان ما هستند» و نگذاریم که آن فتنه یا اعتراض باقی بماند و پاسخ داده نشود؛ بنابراین حضور ما در کف میدان و خیابانها اکنون بسیارند مؤثر است.» پایان پیام/#فتنه#جنگ #آمریکا #اسرائیل #حجتالاسلام_هدایت 10:20 - 24 اسفند 1404