این شاعر از آینده آمده است

چرا پس از گذشت قرن‌ها، هنوز اشعار و نثر سعدی بر دل‌ها می‌نشیند؟ اسماعیل آذر در گفت‌وگو با فارس، زبان مردم و توجه به مسائل اجتماعی را رمز ماندگاری این شاعر بزرگ برشمرد و از حکایت‌های او برای تبیین چالش‌های دنیای مدرن مثال آورد.
گروه کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس: قرن‌ها از نسلی که سعدی در آن زیست و شعر سرود و نثر نوشت، می‌گذرد اما همچنان کلام و زبان سعدی بر جان مردم نشسته است. این تاثیر عمیق در طول این قرن‌ها از بین نرفت؛ چرا که مضامینی که سعدی به آن پرداخته است، مردمی و به روز است.امیر اسماعیل آذر، شاعر و کارشناس ادبیات درمورد قدرت کلام سعدی در طول نسل‌های مختلف در گفت‌وگو با فارس گفت: نظم و نثر سعدی در قله ادب پارسی است. دشوار است که شخصیتی هم نثرش «گلستان» باشد و هم نظمش «بوستان» باشد. «گلستان» سعدی انسان‌ها را به یکدیگر پیوند می‌دهد و جامعه را با هم آشتی می‌دهد. «بوستان» احساسات و عواطف ما را برمی‌انگیزد و هدف غایی آن، هدایت ما به سوی یک مدینه فاضله و تقرب به خداوند است. این اثر، دل انسان را شاد می‌کند و او را از خشونت‌هایی که ممکن است جامعه القا کرده باشد، باز می‌دارد. غزلیات ایشان نیز همچون ابرها، انسان را بر بال خود می‌نشانند و در آسمان‌ها به گردش درمی‌آورند و ما را سیر می‌دهد.وی افزود: دلیل توجه فراوان به آثار سعدی در طول قرون متمادی، سخن گفتن او به زبان مردم بوده است.اسماعیل آذر در ادامه مثال‌هایی از این ویژگی سعدی زد: ایشان می‌فرمایند: «هندویی نفط‌اندازی همی‌ آموخت. حکیمی گفت تو را که خانه نیین است، بازی نه این است.» منظور این است که خانه‌ای که از چوب نی ساخته شده، جای آتش‌بازی نیست و باید بازی دیگری انتخاب کرد. یا در حکایت دیگری آمده است: «کسی را چشم درد برخاست، نزد بیطار رفت تا دارو کند. بیطار از آن دارو که در چشم چهارپایان می‌کرد، بر او مالید، کور شد. شکایت به قاضی برد و قاضی گفت: اگر خر نبودی، نزد بیطار نرفتی.» این حکایت بر لزوم هوشیاری و دقت در انجام امور تأکید دارد.
این شاعر ادامه داد: یکی از مهم‌ترین اجزای شعر سعدی، توجه او به جامعه است. امروزه، سفره مدرنیته در سراسر جهان گسترش یافته؛ مانند تلفن همراه که زندگی بدون آن دشوار به نظر می‌رسد. تفکر مدرن نیز به همین شکل عمل می‌کند و نباید از آن عقب ماند. در چنین دورانی، تجدد، انسان‌ها را از درون خود جدا کرده و تفکر جهانی را تحت تأثیر قرار داده است. انسان‌ها دیگر به تفکر و خواسته‌های درونی خود توجه نمی‌کنند و بیشتر به دنبال مظاهر بیرونی مانند ماشین و پول هستند. به قول روانشناسان، مردم این عصر خودگرا شده‌اند و اصطلاحاً به آن فردگرایی می‌گویند؛ یعنی من، ماشین من، بچه من، فامیل من، زن من، خانه من. همه چیز من است. در حالی که انسانیت مترادف با توجه به دیگری است. نیچه می‌گوید: من دلم می‌خواهد که روزگار جامعه‌ام خوش باشد، زیرا خودم می‌خواهم که خوش باشم. یعنی شادی فردی بدون شادی جمعی میسر نیست. در چنین دنیایی که همه به دنبال منافع خود هستند، سعدی یک تفکر متفاوت را مطرح می‌کند.او مثال زد: سعدی در چهار بیت از بوستان، روایتی را نقل می‌کند:شبی دود خلق آتشی برفروخت / شنیدم که بغداد نیمی بسوخت یکی شکر گفتی در آن کاخ و دود / که دکان ما را گزندی نبود جهان دیده‌ای گفت ای بوالهوس/ تو را غم خویشتن بود و بس پسندید شهری بسوزد به نار / اگرچه سر آید بود بر کناد
سعدی در این حکایت، گم شدن فطرت انسانی و بی‌توجهی به مصائب دیگران را به تصویر می‌کشد و بر ضرورت همدلی و همبستگی تأکید می‌کند. همچنین، در فصل بهار، او با واژه‌های نوروز، بهار، گل، لاله و ریحان، سه بیت زیبا می‌آفریند و تأثیر عمیقی بر جامعه می‌گذارد:بلبلی زار زار می‌نالید/ از فراق بهار وقت خزان گفتم اندوه مبر که باز آید/ روز نوروز و لاله و ریحان گفت ترسم بقا وفا نکند / ور نه هر سال گل دهد بستانسعدی دست مخاطب را می‌گیرد و از میان گل‌ها به حقیقتی تلخ اما پندآموز رهنمون می‌سازد و یادآور می‌شود که در کنار تمام زیبایی‌ها و شادابی‌ها، یادتان باشد که بهاری خواهد آمد که ما در آن حضور نخواهیم داشت؛ پس باید از فرصتی که خدا برای زندگی داده، باید نهایت استفاده را برد.این کارشناس افزود: برخی از اشعار سعدی آنقدر دلنشین هستند که به عنوان «امثال سائره» درآمده‌اند. به عنوان مثال، این بیت: «خبری که دلی بیازارد تو بگذار تا دیگری آرد.» به این مفهوم است که اگر خبر بدی است، تو گوینده آن نباش و بگذار دیگری آن را بیان کند.اسماعیل آذر بیان کرد که ممکن است گفته شود که زبان امروز جامعه با زبان سعدی متفاوت است و واژگان خودش را دارد، اما نباید فراموش کنیم که حقیقت، حتی اگر هزار دیوار در مقابلش باشد، خود را بروز می‌دهد. او افزود: حقایقی مانند احترام به والدین، پرهیز از دروغ و خیانت در امانت، و نداشتن طمع به مال دیگران، قرن‌هاست که مورد پذیرش قرار گرفته‌اند و به همین دلیل در زبان سعدی نمود یافته‌اند و هرگز کهنه نمی‌شوند.
مجری برنامه «مشاعره» به حماسه «بهشت گمشده» اثر جان میلتون اشاره و بیان کرد: تمام این «بهشت گمشده» غفلت از خداست. مفهومی که جان میلتون به آن اشاره می‌کند این است که بهشت در بودن با خدا است به نظر من، چکیده این اثر را می‌توان در روایت کوتاهی از سعدی یافت که شخصیت و زاویه دید دارد و همه چیز در آن است اما در چند کلمه است. این شکوه ذهن سعدی است.حکایت چنین است: پادشاهی از درویشی پرسید: «هیچ‌کس از ما یاد آید؟» و درویش پاسخ داد: «آری، هرگاه خدا را فراموش کنید.». این همان سخن جان میلتون است. سعدی حقایقی را با زبان شیرین بیان می‌کند که در جامعه ما رواج می‌یابد. برای مثال، در زمان شکسپیر، انتقام یک فضیلت محسوب می‌شد، اما امروزه این دیدگاه مورد توجه نیست؛ زیرا جهان ما به سوی بخشش و گذشت سوق داده شده است، که لذتی فراتر از انتقام دارد.او در پایان افزود: اگرچه فردوسی زبان فارسی را حفظ کرد اما سعدی آن را بارورتر ساخت.#سعدی#فردوسی#بوستان_سعدی#گلستان_سعدی#مشاعره
21:36 - 5 اردیبهشت 1404

3 بازنشر13 واکنش
213٫7k بازدید



3 پاسخ

تصویر نمایه‌ی ‌هدي حداد‌
@H_h_Y6 اردیبهشت 1404
در پاسخ به
چه زيبا حكيمان و خوبان، تجربيات درست و كامل و پند و اندرزهاي سودمندي رو كه با سختي به دست اورده بودن، به قشنگ ترين حالت و منظوم، براي ما يادگار گذاشتن؛ حيفه كه بيشتر استفاده نكنيم و در مدارس و دانشگاه ها، و با حكايت ها و اشعارِ اين بزرگان(حالا با تئاتر و نمايش و شعر خواني و..)بيشتر آشنا نكنيم!انشاا…نمایش بیشتر

تصویر نمایه‌ی ‌بیگی‌
@baigy6 اردیبهشت 1404
در پاسخ به
زبان شعرا و حکما متعلق به باطن زمان است و خصوص دوره خاصی نیست