دیار لباس‌های قصه‌گو را بیشتر بشناسیم

روز ملی مازندران از سال ۱۴۰۱ در تقویم کشور ثبت شده است، اما برای مردم این دیار، یاد و معنای آن قرن‌هاست در دل و خاک‌شان زنده است.
گروه زندگی: ۱۴ آبان، روز ملی مازندران است؛ روزی که نه‌تنها یادآور شکل‌گیری نخستین حکومت شیعی جهان در دل شمال ایران است، بلکه بوی برنج تازه، رنگ دامن‌های چین‌دار زنان و مه صبحگاهی شالیزارها را در خود دارد. روزی برای مرور ریشه‌ها، باورها و آدابی که این سرزمین را از دل تاریخ تا امروز زنده نگه داشته است.

روزی برای یادآوری ایمان و هویت

در این روز مردمان دیار مازندران در سال ۲۵۰ هجری قمری نخستین حکومت شیعی جهان را تشکیل دادند.» این را صادق برزویی، نماینده استان مازندران در شورای عالی استان‌ها می‌گوید. او تاکید می‌کند که چرایی نام‌گذاری این روز باید برای نسل نو تبیین شود:«این روز، سرآغاز بیعت مردم این استان با حسن بن زید علوی، بنیان‌گذار نخستین حکومت شیعی علوی در جهان است. ارادت خالصانه مردم مازندران به ائمه اطهار موجب شد تا این مردم طی ۱۲ قرن، شیعه بمانند و با باورهای علوی زندگی کنند. براین اساس، این روز به عنوان مازندران، دیار سبز علویان نامگذاری شده است.»روز ملی مازندران از سال ۱۴۰۱ در تقویم کشور ثبت شده است، اما برای مردم این دیار، یاد و معنای آن قرن‌هاست در دل و خاک‌شان زنده است.

لباس‌هایی که قصه می‌گویند

اگر در یکی از روستاهای قائم‌شهر یا آمل صبح زود قدم بزنید، زنان را خواهید دید که با دامن‌های رنگی و چادرشب‌های گل‌گلی در شالیزار کار می‌کنند. لباس‌های محلی مازندرانی‌ها نه فقط پوشش که نشانی از هویت آن‌ها است. پیرزنی از روستای «چل‌چلا» می‌گوید: «هر گل روی دامن‌مون، یاد یه روزه. لباس ما رنگ داره چون دلمون رنگ داره.» در روز ملی مازندران، در بسیاری از شهرها و روستاها، زنان و مردان لباس‌های بومی‌شان را می‌پوشند؛ نمادی از پیوند با ریشه‌ها و خاک مادری‌شان.

سفره‌ای با طعم مهربانی

البته مازندران را باید با سفره‌هایش هم شناخت؛ سفره‌هایی ساده اما پرشکوه. بوی «میرزاقاسمی»، «ترش‌تره» و «ماهی دودی» در خانه‌های گلی و کنار سماور زغالی پیچیده است.یکی از زنان آشپز محلی می‌گوید: «غذای ما فقط مزه نیست، خاطره‌ست. هر لقمه‌اش یاد یه فصل از زندگیه.»در مراسم‌های روز مازندران، زنان روستا، غذاهای سنتی را برای مهمانان آماده می‌کنند. بوی برنج تازه پخته‌شده، با نوای دوتار محلی و صدای خنده‌ بچه‌ها در هم می‌آمیزد؛ ترکیبی که شاید دقیق‌ترین تعریف «زندگی در مازندران» باشد.

آیین‌هایی از دل خاک و دریا

از جشن‌های برداشت برنج گرفته تا آیین‌های نوروزخوانی و «کمک‌کاری» در عروسی‌ها، هنوز هم بسیاری از سنت‌های دیرینه در گوشه و کنار این دیار زنده‌اند.حاج قربان نادری، کشاورز کهنسال یکی از روستاهای اطراف بلده، می‌گوید: «مازندران یعنی دل به خاک دادن و لبخند کاشتن. اینجا هنوز وقتی یکی عروسی داره، همه کمک می‌کنن. یکی نون می‌پزه، یکی برنج پاک می‌کنه. دلمون برای هم می‌تپه.»همین همدلی، ریشه‌ای است که مازندران را در برابر تغییرات زمان استوار نگه داشته است.

جایی که طبیعت، زندگی است

جنگل‌های انبوه الیمستان، دریاچه‌ عباس‌آباد، قلعه‌ مارکوه، روستای فیلبند و ساحل خزر؛ هر گوشه‌ این استان، تکه‌ای از بهشت است. درختان توسکا و انجیلی، شالیزارهای بی‌انتها، و دریایی که از هر موجش صدای دعا و صبر می‌آید.یکی از گردشگران می‌گوید: «اینجا هر جا می‌ری، یه رنگ خاص داره. سبز جنگل، آبی دریا، طلای برنج. انگار خدا اینجا نقاشی کرده.»

مازندران؛ نامی برای هم‌دلی

مازندران فقط یک استان نیست، ترکیبی از خاک و ایمان است؛ سرزمینی که در آن، دین و زندگی به نرمی در هم تنیده‌اند.همان‌طور که صادق برزویی می‌گفت، روز مازندران یادآور این پیوند تاریخی میان مردم و باورشان است: «مازندران متعلق به همه مردم است و باید این موضوع را در بزرگداشت برنامه‌ها در نظر داشت.» اکنون که روز ملی مازندران هر سال در ۱۴ آبان گرامی داشته می‌شود، فرصتی است تا نسل امروز، قصه‌ این سرزمین را از نو بخواند؛ از مه صبحگاهی تا صدای دوتار، از دامن‌های گل‌دار تا شالیزارهای لبخند

جایی میان مه و برکت

شب که می‌رسد، مه دوباره روی روستا می‌نشیند. از دور صدای گوسفندان و زوزه‌ی باد می‌آید. پیرزن‌ها قالی می‌بافند و مردها چای می‌نوشند. مازندران در همین لحظه‌ها معنا می‌یابد؛ جایی که ایمان با طبیعت، و عشق با کار درهم آمیخته است.سرزمینی که هر برگش سبز است و هر نفسش بوی زندگی می‌دهد؛ دیار سبز علویان.#روز_مازندران#مازندران#سنتی
14:41 - 14 آبان 1404
زندگی
تفریح و نشاط
سفر

1 بازنشر6 واکنش
27٫5k بازدید




1 پاسخ

تصویر نمایه‌ی ‌فرید کیومرثیان‌
@Kiumarseyan14 آبان 1404
در پاسخ به @Dd434

« کَلدَر » قدیمی‌ترین انسان ایران

افسانه ( کَلدَر ) روایت تاریخی و علمی از مهاجرت قدیمترین انسان‌های نئاندرتال‌ به فلات ایران به نویسندگی فرید کیومرثیان افسانهٔ کَلدَربخش نخست : در آستانه‌ی کوچ بزرگ(۷۷ هزار سال پیش – در سرزمین‌های یخ‌زده‌ی شمالِ دریاچه‌ی اوزک)

نمایش گزارش