نقش رسانههای اجتماعی در شکلگیری نگرش سیاسی؛ راهبردهای مدیریت و حاکمیت سایبری از منظر جمهوری اسلامی
در این پژوهش، به صورت تحلیلی بررسی شده است که چگونه شبکههای اجتماعی در ذهن و رفتار سیاسی جامعه اثر میگذارند و جمهوری اسلامی ایرانچه راهبردهایی برای مدیریت، مصونسازی و بهرهگیری تمدنی از این فضا دارد.
مقدمه:رسانههای اجتماعی به سرعت تبدیل به اصلیترین بستر مصرف محتوای جوانان و شهروندان شدهاند و به تبع آن، نقش سنتی نهادهای رسمی نظیر مدرسه، خانواده و رسانه ملی در جامعهپذیری سیاسی و شکلدهی نگرشها را به چالش کشیدهاند. این پدیده، از دیدگاه نظام جمهوری اسلامی ایران، نه تنها یک تحول تکنولوژیک، بلکه یک میدان جدید نبرد محسوب میشود که هدف آن، تغییر باورها، محاسبات و در نهایت رفتار سیاسی جامعه است. اهمیت این فضا تا بدان جاست که رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران آن را هموزن با انقلاب اسلامی قلمداد کردهاند (مقام معظم رهبری، بیانات سال ۱۳۹۵).پژوهش حاضر، با هدف تبیین نقش رسانههای اجتماعی در فرآیند تغییر نگرش سیاسی و ارائه راهبردهای مدیریتی متناسب با منافع و اصول حاکمیتی نظام جمهوری اسلامی ایران، در شش فصل تدوین گردیده است. تمرکز بر این است که چگونه میتوان فرصتهای تبیینی و مشارکتی این فضا را فعال کرد و در عین حال، تهدیدات امنیتی، فرهنگی و اجتماعی ناشی از پروژه نفوذ و تحریف دشمن را خنثی نمود و عملکردی در جهت منافع نظام جمهوری اسلامی ایران داشت. رویکرد غالب، تهاجمی و پیشگیرانه بوده و بر مصونسازی درونی جامعه از طریق سواد رسانهای به عنوان کلید حل مسئله تأکید دارد.
فصل اول: چارچوب نظری حاکم بر فضای مجازی (دیدگاه فرصت-تهدید و سواد رسانهای)الف)فضای مجازی به مثابه ابرچالش، جبهه مقدم نظام و تمدنسازیاز منظر اندیشه ولایت مطلقه فقیه، فضای مجازی یک ابزار خنثی نیست؛ بلکه ابزاری بسیار قدرتمند است که کنترل و زیرساخت آن در حال حاضر در دست قدرتهای استکباری(آمریکا،رژیم صهیونیستی و..) است. بر این اساس، رویکرد نظام به فضای مجازی یک رویکرد پدافندی-تهاجمی و تمدنی است.1)تهدید بنیادین (تهاجم فرهنگی): تهدید اصلی، از دست رفتن مرزهای فرهنگی و هویتی و قرارگیری جامعه در معرض تهاجم فرهنگی سازماندهی شده است که هدف آن تغییر سبک زندگی، الگوی مصرف و تضعیف ایمان دینی ملت ایران است. این تهاجم نه تنها فرد را از دین، بلکه از هویت ملی و غرور تاریخی کشور خود،جدا میسازد.2)فرصت بنیادین (جهاد تبیین و تمدنسازی): فرصت اصلی، امکان برقراری ارتباط مستقیم، بیواسطه و مؤثر با نسل زد و تبیین دستاوردهای نظام ج.ا.ا و مقابله با پروژه سیاهنمایی و وارونهنمایی حقایق است. از منظر کلان، این فضا یک فرصت بیبدیل برای صدور انقلاب اسلامی، تبیین اندیشههای اسلامی و تسریع در روند تمدنسازی نوین اسلامی در سطح جهانی است.ب) تبیین نظری جنگ شناختی و جایگاه سواد رسانهای (آسیبپذیری کانونی)جنگ شناختی (Cognitive Warfare) هدف اصلی خود را بر مدیریت درک و شناخت مخاطب نسبت به واقعیات قرار میدهد تا معادلات ذهنی جامعه به نفع روایت دشمن تغییر کند. رسانههای اجتماعی با استفاده از ابزارهایی چون برجستهسازی گزینشی، چارچوببندی معکوس و انتشار سریع اخبار دروغ در پلتفرم های مورد نظر خود، به این هدف کمک میکنند و بهطور خاص، بر احساسات (Fear, Uncertainty, Doubt - FUD) متمرکز میشوند.
اهمیت سواد رسانهای: همانطور که در اندیشههای حاکمیتی تأکید شده، کلید بیاثر کردن عملیات روانی دشمن، تأمین بصیرت و سواد رسانهای کافی در عموم جامعه ایران است. زیرا ضعف در سواد رسانهای (آسیبپذیری کانونی)، زمینهای را فراهم میکند که حتی مشکلات معیشتی و اقتصادی نیز به ابزاری برای یأسآفرینی، سیاهنمایی و تضعیف مقاومت ملی مردم ایران تبدیل شوند. در مقابل، جامعهای با سواد رسانهای بالا، توانایی تفکیک بحران از تحریف، تشخیص منابع معتبر از جعلی و مقابله با جنگ روایتها را حتما خواهند داشت.
09:34 - 30 آبان 1404