اینستاگرام میتازد، کاربر میبازد! حکمرانی نامرئی الگوریتمها تا کجا خواهد رفت؟
اینستاگرام صرفاً یک بسترِ نمایش عکس و ویدیو نیست، بلکه توانسته به معمار بخشی از ساختارهای زندگی فردی و اجتماعی بشر امروز بدل شود. میتوان پیامدهای چنین پلتفرمی را که با نفوذ در ناخودآگاه انسان، شیوهی نگاه او به خود، خدا و جهان را تحت تأثیر قرار داده، در چند محور اصلی تبیین کرد.
۱. اختلال در تمرکز
اینستاگرام با طراحی اعتیادآور و جریان بیپایان ویدیوهای کوتاه، ذهن را در چرخهای از تماشای مداوم گرفتار میکند؛ چون هر ویدیو کوتاه است، ذهن با خود میگوید «فقط یکی دیگر»، اما این روند معمولا تا نیاز جسمی یا اتمام شارژ ادامه مییابد. نتیجه آن، انتقال ذهن از فهم عمیق به درکهای سطحی و گذراست. این سازوکار باعث اختلال تمرکز، فرسایش حوصله و عادت دادن مغز به واکنشهای لحظهای و شکرمانند میشود. شکرهایی که فاقد هرگونه ارزش غذایی هستند. مطالعات متعددی نشان دادهاند که استفاده طولانیمدت از این شبکهها میتواند به یادگیری، حافظه و سلامت روان آسیب بزند. حتی برخی پژوهشها کاهش حجم ماده خاکستری مغز، بروز زوال عقل، پارکینسون، مشکلات چشمی، اختلال خواب و کمردرد را با استفادهی مفرط از هر نوع شبکه اجتماعی محتمل دانستهاند؛ بخصوص اینستاگرام که با توجه به طراحی اعتیادآور، بیشتر مورد ابتلاء و اتهام میباشد.۲. ایجاد اختلال در سلامت رواننمایشِ بیوقفه مد، کالای لوکس و در یک کلمه برترها، تأثیراتی ناپیدا اما قدرتمند در ذهن بوجود میآورد؛ گویی زیبایی دستنیافتنی دیگران در برابر زیست معمولی ما قرار گرفته است. این مقایسه، در طول زمان منجر به بروز خشم، کاهش اعتمادبهنفس، خودزشتپنداری و در نهایت «افسردگی» میشود. در این چرخه، فرد گمان میکند اگر شبیه این شبه جماعت نشود، قافیه را باخته است؛ این میل تقلیدی موجب مصرفگرایی، توقع نابجا از اطرافیان، غرق شدن در دور باطل مُد و ارزش پنداشتن امور بیاهمیت میشود. در نتیجه، فشارهای اقتصادی، عاطفی و روانی به شکلی خزنده بر دوش جامعه پدیدار میشود. اینها فقط بخشی از زخمهای پنهانیست که زیر لایههای ترسناکی از روتوشها سر باز میکنند.
۳.بمباران اطلاعاتی و حبابهای جعلی
الگوریتمهای اینستاگرام، کاربر را در حبابهای محتوایی زندانی میکنند، بطوریکه او اغلب محتوایی را میبیند که با سلیقه قبلیاش هماهنگ است؛ البته این هماهنگی، عادلانه نیست و به سمت چارچوبهای ضدفرهنگی متمایل است؛ چراکه کارویژه این زندان شیشهای، خاموش کردن صدای جریانهای حقطلب و ضدظلم است؛ چنانکه بارها چنین کرده و هر زمان فردی اثرگذار واقع شده، بیدرنگ او را حذف یا محدود ساخته و امکان تأثیرگذاری متقابل را از بین برده است. البته حذف محتوا نیز بارها توسط اینستاگرام رخ داده است، از حذف تصاویر شهدای مقاومت و اخبار فلسطین گرفته تا حتی سانسور پرچم ایران در برخی برههها! در چنین ساختاری، کاربر محتوایی را که به او القاء میکنند، میبیند نه چیزی را که خودش میخواهد. محتوایی که دینداری را عقبافتادگی و کشور را در اوج بدبختی تصویر میکند؛ حاصل این بازنمایی کاریکاتوری، چیزی جز تزریق مداوم ناامیدی و خشم و در نتیجه شکلگیری افرادی چون مجیدرضا رهنورد و عباس کورکور نیست. افرادی که در اثر تحریک، دست به قتل زده و بعدها از اینستاگرام به عنوان عامل انحراف خود یاد کردهاند.۴. سوء استفاده از دادههاواقعیت این است که اینستاگرام، دادههای کاربرانش را در اختیار اسپانسرهای تامینکننده و غربیاش قرار میدهد. تحلیل این اطلاعات زمینه شناسایی و تغییر ذائقه کاربر را فراهم میکند. دادههای این سکو در موارد دیگری از جمله حوزههای امنیتی (مثل شناسایی افراد مستعد برای جاسوسی)، هدایت مصرف و ترور اشخاص مهم نیز کاربرد داشته است. بسیاری از مدیران ارشد شرکتهای فناوری آمریکایی ـ از جمله باسوورث، مدیر ارشد شرکت متا ـ عضو ارتش آمریکا هستند و سوگند خوردهاند که برای منافع کشورشان هر اقدامی لازم باشد انجام دهند.
سخن پایانی؛ مردم خود را به ساختارها میسپارند.
19:48 - 25 مهر 1404