#یاحسینشاعری گفت غزل قافیهاش ماتم بودخواست از نور بگوید که در آن عالم بودناگهان برگ لهوف از تو برایش دم زداشک او ریخت که تابندهتر از شبنم بوداز تو گفت ای گل زهرا که سرافراز شدیاولین گریهکنت روی زمین آدم بودخاک از یمن قدمهای تو تطهیر شده از ازل عهد تو با خالق خود محکم بود
سالها اشک به مظلومیتت ریخته شداشکها رود شد از بس که به دلها غم بودشاعر از غیب چه میدید که با خود میگفتکاش در کرببلا هم خبر از زمزم بود ...#حامد_فرد