حاجتها در این خانه با یک استکان گره میخورند
قصه این خانه از یک خواب آغاز میشود؛ خوابی که ۱۷۶ سال پیش سرنوشت یک خانه قجری را تغییر داد و آن را به یکی از متفاوتترین حسینیههای اصفهان تبدیل کرد؛ جایی که هنوز هم رسمهایش برای بسیاری از مردم شگفتانگیز است.
به گزارش خبرگزاری فارس از اصفهان، در دل کوچهپسکوچههای خیابان چهارباغ پایین، خانهای وجود دارد که قصه آن از جنس باورهایی است که ۱۷۶ سال در تاروپود دیوارهایش ریشه دوانده است. «خانه بنکدار» که امروز به نام «حسینیه بنکدار» شناخته میشود، بیش از آنکه یک بنای قجری ثبتشده در فهرست آثار ملی باشد، سنگ صبور مردمانی است که از پسِ قرنها، هنوز اینجا را پناهگاه ناامیدیهای خود میدانند.همه چیز از سال ۱۲۲۸ خورشیدی شروع شد. سید حسن بنکدار، تاجری خوشنام در بازار اصفهان، سودای آن داشت که مراسم روضه قدیمیاش را از «سرای گلشن» به مکانی بزرگتر منتقل کند. او چشم به خانهای قجری دوخت که متعلق به یکی از متنفذان شهر بود اما صاحبخانه، نهتنها حاضر به فروش نشد، بلکه با تحقیر، سید حسن را از خانهاش بیرون کرد.صاحبخانه همان شب بانویی نورانی را در خواب میبیند که او را بهخاطر رفتارش با سید حسن بهشدت سرزنش میکند. او هراسان از خواب میپرد، نیمهشب به دنبال سید حسن میگردد و با اصرار، خانه را به او میبخشد اما با یک شرط بزرگ: «قول بدهی تا زمانی که ممکن است، خودت و فرزندانت دست از دامن این خانواده برندارید و هر سال مراسم عزاداری امام حسین (ع) را در همینجا برگزار کنید.»سید حسن به عهدش وفا کرد و این عهد، حالا به نسل چهارم رسیده است.
آیین شگفتانگیز گرو گرفتن استکان نعلبکی
اگر به خانه بنکدار بروید، با رسمی مواجه میشوید که شاید در هیچ کجای دیگر ایران نظیر نداشته باشد. در میان مجلس روضه، وقتی خادمان سینیهای چای را میچرخانند، برخی عزاداران بهجای نوشیدن چای، یک استکان یا نعلبکی را برمیدارند و با خود به خانه میبرند.مردم به نیت حاجتروایی، این استکان را بهعنوان نشانهای از عهد و پیمان با صاحب این خانه میبرند و باور دارند که وقتی حاجتشان برآورده شود، باید سال بعد بهجای آن استکان، وسایلی کاربردی برای حسینیه (مثل قند، چای، یا وسایل پذیرایی) بیاورند.
سقفی که کربلا را روایت میکند
سقفِ این حسینیه، یک تابلو نقاشی از مفاهیم عرفانی است. روی پوشهای قلمکار، نقش درخت سرو و پرندگان دیده میشود. سرو در هنر ایرانی نماد جاودانگی است و پرنده نماد روح.نقاشِ این سقف، با ترسیم پرندگانی که به سمت یک مرکز در حال پروازند، میخواهد بگوید که حادثه کربلا، یک واقعه تاریخی در گذشته نیست؛ یک جریان جاری جاودانه است که روح را از خاک به افلاک میبرد.
روضهای که ناتمام ماند
عشق به روضه در این خانواده چنان عمیق بود که حتی مرگشان نیز با همان روضه گره خورد. میگویند سید حسن بنکدار، در پنجاه و ششمین سال برگزاری مراسم، درست در لحظهای که بر منبر نشسته بود و روضه ظهر عاشورا میخواند، از دنیا رفت.او در همانجا، در همان فضایی که وقف امام حسین (ع) کرده بود، جان به جانآفرین تسلیم کرد. این اتفاق، تقدس این مکان را در ذهن مردم صدچندان کرد.
ایستگاهی در مسیرِ چهلویک منبر
علاوه بر روضههای دهه اول محرم، خانه بنکدار یکی از ایستگاههای اصلی آیینِ چهل ویک منبری در روز تاسوعا استجوانان با پای پیاده، چهل ویک مکان مقدس را طی میکنند تا یادِ چهل منزل اسرای کربلا را گرامی بدارند، حتماً در خانه بنکدار توقف میکنند تا شمعی بیفروزند و از صاحبان این خانه طلب استجابت دعا کنند.
چراغی که ۱۷۶ سال خاموش نشد
خانه بنکدار با شماره ۱۰۲۲۲ در آثار ملی ایران ثبت شده، اما ثبت ملی شدن، دلیل ماندگاریاش نیست. دلیل ماندگاری این خانه، وفاداری است. وفاداریِ چهار نسلِ یک خانواده که هرگز چراغ این روضه را خاموش نکردند؛ وفاداریِ مردم اصفهان که با استکانهای نذری به این خانه گرهخوردهاند و وفاداریِ عزادارانی که اینجا در مجلس، روضه را نه فقط با گوش که با جان و دلشان میشنوند.درِ این خانه از اذان صبح باز است. اگر گذرتان به چهارباغ پایین افتاد، صدای روضه و نوای عزای سیدالشهدا، شما را به کوچه آقاجانبیک میکشاند. خانهای که در هر گوشهاش، از ستونهای چوبی گرفته تا کاشیهای قدیمی، هزاران راز مگو و هزاران حاجتروا شده نهفته است.#خانه_بنکدار #حسینیه_بنکدار #روضه_قدیمی #استکان #چهل_و_یک_منبر #تاسوعا #عاشورا #اصفهان #آیین_سنتی #میراث_فرهنگی #محرم 12:00 - 4 تیر 1405