خیابان،بهترین مسیر برای اصلاح دانشگاه

تعجب میکنید وقتی میبینید که برخی کسانی که تحصیل کرده دانشگاه های برتر کشور هستند چگونه بر سر جنازه های هموطنشان در حال رقص و پایکوبی هستند؟تعجب میکنید که چرا در روزهایی که همگان پیشبینی یک جنگ را میکردند چگونه دانشگاه شریف،تهران،امیرکبیر و ....بهم ریخت؟تعجب میکنید که چگونه دانشجوی ایرانی انواع فحاشی ها را در صحن دانشگاه میکرد و پرچم مقدس ایران را که امروز لباس آخرت صدها انسان ایرانی میشود آتش میزدند؟حق دارید تعجب کنید! ما هم ابتدائا که وارد دانشگاه شدیم متعجب بودیم اما کم کم متوجه شدیم که «دانشگاه» در واقع این است و آن کسانی که وصله ناجور در دانشگاه هستند«ما» هستیم. نامه اخیر رییس دانشگاه تهران به وزیر علوم را بخوانید تا کم کم ، تعجبتان تبدیل به خشم بشود. در میانه جنگ که دشمن به دانشگاه علم و صنعت و صنعتی اصفهان و چندین دانشگاه دیگر کشور حمله کرده است یادش افتاده به نمایندگی از پانزده دانشگاه از نیروهای مسلح بخواهند که به علت احترام به حقوق بین الملل و احترام به نهاد علم به دانشگاه های دشمن حمله نکنند. در واقع علاوه بر اینکه بیانیه نیروهای مسلح را که وعده تلافی داده بود بی اعتبار میکنند، راه را برای حمله دوباره دشمن به دانشگاه تهران و شیراز و دیگر دانشگاه ها باز می کنند. عمق فاجعه اینجاست که این رییس دانشگاه قطعا توانسته است از سد استعلامات وزارت اطلاعات،اطلاعات سپاه و نهاد نمایندگی بگذرد و به احتمال قوی در تمامی این نهاد ها روابط سببی و نسبی دارد که او را به چنین جایگاهی رسانده و این نامه او حتما نوک کوه یخ است. کوه یخی که بدنه آن را فوج فوج اساتیدی تشکیل داده است که در کلاس هایشان تحقیر هویت
۸ MB
ملی،توهین به سنت ها و تمسخر علائم دینی را به شاگردانشان القا می کنند. همان اساتیدی که صبح ها به دانشجویان تنفر از جمهوری اسلامی را درس میدهند،عصر ها در هییت مدیره شرکت های دولتی و خصولتی همین جمهوری اسلامی جیب ها را پر پول میکنند و با مسئولین نسبتا ساده کشور عصرانه میخورند و شب ها نیز در فضای مجازی آمار مشکلات کشور را به آن سوی مرزها میرسانند. توهین به دست جانباز رهبر شهیدمان،آتش زدن پرچم ایران و استقبال از حمله به کشور تنها در قاب ماهواره ها تبلیغ نمیشود بلکه در کلاس های درس تئوریزه میشود. چندین سال سعی کردم به خودم بقبولانم که قاطبه دانشگاه های ما اینگونه نیستند اما هرچه جلوتر رفتم مطمئن تر شدم که صدای این جماعت در دانشگاه صدای اصلی است و حتی اگر جمعیت کثیری هم مخالف باشد ساکت است. بیایید با هم بدون تعارف صحبت کنیم! توقع از اینکه فلان دستگاه یا تشکل استادی انقلابی جلوی این ها بیاستند توقع بیجایی است. به علل مختلف این ارگان ها نه میخواهند و نه میتوانند این وضعیت را بر هم بزنند. جمهوری اسلامی سال هاست دانشگاه ها را از دست داده و مسئولین مرتبط آن بسان کودکی که بیماری را تحمل میکند ولی حاضر نیست تلخی دارو را به جان بخرد حاضر به پذیرش این وضعیت نیست. هرگاه از این وضعیت سخن گفته میشود با پناه بردن به چند استاد شهید و دانشجوی متعهد خود را به ندانستن میزنند. دقیقا مانند کسی که سرطان دارد و با خوردن قرص آرام بخش میخواهد درد آن را ساکت کند و اصل بیماری را نپذیرد.من سال ها درباره این وضعیت دانشگاه نوشته ام و حتی در حد بضاعت خودم در جلسات علنی یا نامه نگاری ها با رهبر شهید انقلاب هم به آن اشاره نموده ام و البته جواب ایشان را هم میدانستم که
همان جواب امیرالمومنین بود که «لکن لا رای لمن لایطاع». امروز اما پس از برخاستن ایران از دل تحریم و جنگ اگر از من بپرسند راه اصلاح این وضعیت چیست جوابم دل بستن به دستگاه های مسئول و انذار آنان نخواهد بود. وقتی خداوند راه خیابان را به روی ملت غیور ما بازکرده چه نیازی به رفتن به راه باطل است؟ خیابان ها را بنگرید! ملت مبعوث ایران که سی شب هست دشمن را و منافق را و برخی از اساتید رسمی دانشگاه های کشور را این چنین عزادار کرده حتما اگر بداند در دانشگاه های ایران چه خبر است،اشکال آن کجاست و راه حل مشکل چیست حتما در همین تجمعات آن را تبدیل به مطالبه میکند و در کوتاه مدتی مطالبه را به ثمر مینشاند. از دوستانم میخواهم این شبها در خیابان ها بدون تعارف از وضعیتی که بر دانشگاه میگذرد صحبت کنند.✍🏻امیررضا بخشی‌پور
08:39 - 13 فروردین 1405

3 واکنش
2738 بازدید