ما ملت گریهٔ سیاسی هستیم!

ما ملت گریهٔ سیاسی هستیم. این سخن، روایت اندوه یک ملت نیست؛ اعلام هویت ملتی است که اشک را سلاح بیداری، عزاداری را سنگر آگاهی و عاطفه را سرچشمهٔ اراده می‌داند. این ملت در مکتب امام خمینی (رحمةالله‌علیه) آموخته است که اشک، اگر برای خدا و در مسیر حق جاری شود، نه نشانهٔ ضعف، بلکه آغاز قدرت است. اشکی که بر گونهٔ عاشقان حسین (علیه‌السلام) می‌لغزد، همان قطره‌ای است که سیل خروشان مقاومت را پدید می‌آورد و طومار ستمگران را درهم می‌پیچد. گریهٔ سیاسی یعنی اشکی که خواب غفلت را می‌شکند، دل‌ها را به هم پیوند می‌زند و ملت را برای ایستادن در برابر ظلم آماده می‌سازد. این اشک، اشکِ تسلیم نیست؛ اشکِ غیرت است. اشکِ شکست نیست؛ اشکِ قیام است. اشکی است که از کربلا می‌جوشد، در عاشورا به اوج می‌رسد و در هر عصر و هر میدان، پرچم حق را بر دوش آزادگان به اهتزاز درمی‌آورد. ملتی که چنین گریه‌ای را می‌شناسد، هرگز اسیر ترس، تهدید و فریب نخواهد شد، زیرا اشک او مقدمهٔ خروش است و عزای او آغاز مقاومت در برابر زورگویان.اما این راه بزرگ، تنها با شعار استمرار نمی‌یابد. هر نهضتی برای ماندگاری، نیازمند پرچمداری است که آنچه بر زبان می‌آورد، پیش از همه در زندگی خویش به آن عمل کند. امام خامنه‌ای با سیرهٔ ساده‌زیستانه، روحیهٔ زهد، پرهیز از اشرافی‌گری و پایبندی به آرمان‌های انقلاب اسلامی، این حقیقت را در برابر دیدگان ملت به تصویر کشید که مسئولیت، پیش از آنکه امتیاز باشد، امانتی الهی است.
همین صداقت در عمل، همین استواری در مسیر حق و همین پیوند ناگسستنی با مردم، اعتماد ملت را به سرمایه‌ای عظیم برای استمرار انقلاب تبدیل کرده است. رهبر شهید، خود پیشگام صبر، استقامت و ساده‌زیستی بود. وقتی پرچمدار انقلاب، عزت را بر رفاه، تکلیف را بر منفعت و خدمت را بر قدرت ترجیح می‌دهد، دل‌های مردم نیز استوارتر از همیشه گرد پرچم ولایت جمع می‌شوند. در چنین میدانی، اشک به ایمان تبدیل می‌شود، ایمان به اراده و اراده به حماسه‌ای که هیچ طوفانی توان مقاومت در برابر آن را ندارد. از همین جاست که دفاع از وطن، تنها یک وظیفهٔ سیاسی یا ملی نیست، بلکه عهدی مقدس با خدا، خون شهیدان و آرمان‌های عاشوراست. ملتی که با فرهنگ حسین (علیه‌السلام) زندگی کرده است، می‌داند که امنیت، استقلال و عزت، بدون ایثار و مقاومت به دست نمی‌آید. این ملت هرگز اجازه نخواهد داد که دشمن، ایمانش را هدف بگیرد، هویتش را تحقیر کند یا پرچم عزتش را بر زمین بیفکند. هر قطره خون شهیدی که بر خاک این سرزمین ریخته شده، درخت تناور مقاومت را آبیاری کرده و هر اشکی که بر مظلوم جاری شده، سوگندی دوباره برای ادامهٔ راه حق بوده است.تاریخ گواهی می‌دهد که ملت‌های بزرگ، نه در روزهای آسایش، بلکه در میدان‌های سخت ساخته می‌شوند. آنان که از تهدید نهراسیدند، از محاصره خسته نشدند و در برابر هیاهوی دشمنان زانو نزدند، همان‌هایی بودند که نام خود را با عزت در صفحات تاریخ ثبت کردند. قدرت حقیقی، نه در زرادخانه‌ها، بلکه در ایمان ملت‌هاست؛ نه در هیاهوی رسانه‌ها، بلکه در دل‌هایی است که برای خدا می‌تپند و برای حقیقت، همچون رهبر شهید از جان خویش می‌گذرند.
ملت گریهٔ سیاسی، ملتی است که از اشک، دریا می‌سازد؛ از دریا، موج می‌آفریند؛ از موج، طوفان برمی‌خیزاند و طوفانش کاخ‌های ظلم و استکبار را به لرزه درمی‌آورد. این ملت، فرزند عاشوراست؛ ملتی که هرگز پرچم حق را بر زمین نمی‌گذارد، هرگز در برابر زور سر فرود نمی‌آورد و هرگز امید را از دل خود بیرون نمی‌کند. اگر اشک می‌ریزد، برای آن است که برخیزد. اگر عزاداری می‌کند، برای آن است که قیام را از یاد نبرد. اگر یاد شهیدان را زنده نگه می‌دارد، برای آن است که راه آنان را تا تحقق آرمان‌های الهی ادامه دهد.حضور پرشور و حماسی ملت در تشییع رهبر شهید در روزهای آینده، تجدید بیعت ملتی است که راه عزت را شناخته، پرچم مقاومت را بر دوش گرفته و با الهام از فرهنگ عاشورا، آمادهٔ ایستادن در برابر هر جبهه‌ای از ظلم و استکبار است. این ملت، با پیوند اشک و شمشیر، ایمان و بصیرت، عاطفه و اراده، ثابت کرده است که هیچ قدرتی توان شکست مردمی را ندارد که خدا را پشتوانهٔ خود، عاشورا را مکتب خود، ولایت را پرچم خود و شهادت را افتخار خود می‌دانند. چنین ملتی شکست‌ناپذیر است، زیرا از مکتبی برخاسته است که در آن، خون بر شمشیر پیروز شد و حقیقت، برای همیشه بر تاریکی غلبه کرد.#هادی_ابراهیمی_کیاپی#حکمت_سیاسی
18:45 - 10 تیر 1405