چگونه ایران چهارمین کانون قدرت جهان شد؟

ظهور مقتدرانه‌ی جمهوری اسلامی ایران به عنوان «چهارمین کانون قدرت جهانی»، حاصل یک هم‌افزایی بی‌نظیر میان چهار عنصر بنیادین قدرت ملّی است که موازنه‌ی قدرت را در سطح بین‌المللی جابه‌جا کرده است. نخستین رُکن این اقتدار، تجلّی خیره‌کننده‌ی توانمندی موشکی و پهپادی کشور است که به‌عنوان ستون‌فقرات دکترین بازدارندگی، عملا بن‌بستی راهبردی برای پدافندهای پرهزینه‌ی رژیم صهیونیستی و آمریکا ایجاد کرد. در جنگ اخیر غرّش موشک‌های نقطه‌زن در کنار انبوه پهپادهای تهاجمی که با دقّت میلی‌متری و در شمار انبوه، اهداف استراتژیک را منهدم کردند به جهان ثابت کرد که دوران انحصار هوایی به سر آمده و ایران به چنان قدرت نظامی دست یافته که می‌تواند هرگونه تهدیدی را در نطفه خفه کند. این توانمندی موشکی و پهپادی نه تنها یک ابزار دفاعی بلکه زبانی جدید در دیپلماسی بین‌المللی است که محاسبات نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی را به کلی دگرگون کرده است.‌دومین عنصر حیاتی که به مثابه ابزاری برتر از سلاح هسته‌ای در جنگ اخیر برای ایران عمل کرد، کنترل تنگه‌ی هرمز است. در حالی که رقبای ایران به دنبال ابزارهای «کشتارجمعی» بودند تهران با هوشمندی ژئوپلیتیک، نبض انرژی و ثبات اقتصادی جهان را در اختیار گرفت. تنگه‌ی هرمز، امروز دیگر یک آبراهِ ساده نیست بلکه قدرتمندترین اهرم فشار ایران در میز مذاکرات بین‌المللی است؛ ابزاری که نفوذ آن از هر کلاهک اتمی بیشتر است؛ چرا که امنیت معیشتی و صنعتی جهان مستقیما به اراده‌ی حاکمیتی ایران در این گلوگاه، گره خورده است. شکست تلاش‌های ترامپ و نتانیاهو برای ایجاد تزلزل در ایران در نهایت به تثبیت حاکمیت ملّی ایران بر این شاهرگ حیاتی منجر شد.
اما این قدرت سخت‌افزاری بدون قدرت نَرم، هرگز اینچنین به ثمر نمی‌نشست. انتخاب هوشمندانه‌ی آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای به عنوان رهبر جدید در شرایط حسّاس کشور نشان‌دهنده‌ی استحکام بی‌نظیر ساختار سیاسی ایران بود که رویاهای دشمن را برای ایجاد خلاء قدرت به کابوس مبدّل ساخت. این ثبات در رأس هِرم قدرت، زمانی که با حضور میلیونی و منسجم مردم در خیابان‌ها پیوند خورد، قدرت ملّی را در برابر دشمنان دوچندان کرد؛ به‌نحوی‌که هیچ تهدید یا تهاجمی قادر به شکافتن آن نیست. حضور مردم نه‌تنها بر مشروعیت نظام صِحّه می‌گذارد بلکه به مثابه پشتوانه‌ای پولادین به فرماندهان نظامی ایران اجازه می‌دهد تا با تکیه بر اراده‌ی ملّی در برابر زیاده‌خواهی‌های دشمنان بایستند.در نهایت می‌توان گفت ایران با پیوند‌ زدن این چهار رُکن اساسی یعنی «توانمندی موشکی و پهپادی»،«تسلّط بر تنگه‌ی هرمز»،«اقتدار رهبری» و «حضور حماسی مردم»، الگوی جدیدی از قدرت را به جهان تحمیل کرده است. این جنگ ثابت کرد که قدرت واقعی تنها در زَرّادخانه‌های هسته‌ای نیست بلکه در توانایی یک ملت برای دفاع از آرمان‌هایش و ایجاد بن‌بست راهبردی برای بزرگترین ارتش‌های دنیاست. همانطور که رابرت پیپ استاد علوم سیاسی دانشگاه شیکاگو به درستی تحلیل کرده است، برآیند این جنگ، ایران را به چهارمین کانون قدرت جهان در کنار آمریکا، چین و روسیه تبدیل کرد؛ قدرتی که حالا دیگر نه با تهدید و تحریم، بلکه به‌عنوان یک واقعیت تغییرناپذیر در نظم نوین جهانی شناخته می‌شود. تهران با تکیه بر اراده‌ی‌ ملّی و ابزارهای نوینِ بازدارندگی خود نشان داد که دوران دیکته کردنِ اراده‌ی قدرت‌های غربی به پایان رسیده و حالا این ایران است که قواعد بازی را در یکی از حساس‌ترین نقاط جهان بازنویسی میکند
10:31 - 23 فروردین 1405

1 بازنشر6 واکنش
215٫7k بازدید