بررسی ابعاد هفت‌گانه یادداشت تفاهم ایران و آمریکا

با توجه به تأکید رهبر معظم انقلاب بر لزوم نظارت بر بندهای تفاهم‌نامه، رصد عینی شروط هفت‌گانه این سند ضرورت یافته است؛ چنانچه فرمودند: «از این لحظه، ما یعنی شما ملت سرافراز و این خادم ناچیز، منتظر تحقّق شروط گفته‌شده خواهیم بود. ۲۸/خرداد/۱۴۰۵»بر همین اساس، گزارش زیر به پایش، فرآیند و وضعیت تحقق این ابعاد می‌پردازد:
بررسی تجمیعی و گام‌به‌گام تعهدات مندرج در این سند و وضعیت کنونی آن‌ها به شرح زیر است:

۱. خاتمه عملیات نظامی (متناظر با بندهای ۱، ۲، ۳، ۹ و ۱۴):

طبق این بندها، دو طرف متعهد به پایان فوری و دائمی عملیات نظامی و پایان جنگ در تمامی جبهه‌ها از جمله جبهه لبنان پس از تفاهم نهایی شده بودند. با این حال، آتش‌بس مطلق برقرار نماند؛ از یک سو، شروع مجدد و گسترده حملات نظامی به جبهه لبنان عملاً این محور را ملغی ساخت و از سوی دیگر، ارتش آمریکا به بهانه حادثه پدیدآمده برای یک شناور در خلیج فارس، دست به تعرض نظامی به مواضع ساحلی و زیرساخت‌های دریایی زد که این حملات علاوه بر وارد آوردن تلفات مالی و خسارت‌های گسترده به زیرساخت‌های ایران، منجر به بروز تلفات جانی و شهادت تعدادی از نیروهای نظامی و مدافعان امنیت کشور شد.

۲. رفع محاصره دریایی ایران (متناظر با بند ۴):

بر اساس این بند، مقرر شده بود روند پایان دادن به هرگونه مزاحمت و محاصره دریایی بنادر ایران ظرف حداکثر ۳۰ روز کامل شود. اما در پی تنش‌های اخیر، ایالات متحده از اجرای کامل این تعهد عقب‌نشینی کرد و مقامات واشینگتن با اتخاذ مواضع کلامی تند علیه این چارچوب، ایران را به اعمال مجدد و سخت‌افزاری محاصره دریایی (Naval Blockade) علیه بنادر کشور تهدید کردند.

۳. تثبیت حاکمیت بر تنگه هرمز (متناظر با بند ۵):

مطابق این بند، تعیین نحوه اداره و خدمات دریایی در تنگه هرمز باید بر اساس حقوق بین‌الملل قابل اجرا و حقوق حاکمیتی کشورهای ساحلی تنگه هرمز (از طریق توافق با عمان و گفت‌وگو با کشورهای ساحلی خلیج فارس) پیش می‌رفت. در فاز اجرا، ناوها و شناورهای آمریکایی در چند نوبت تعمداً خارج از کریدورهای قانونی و مسیرهای ناوبری تعیین‌شده توسط ایران تردد کردند. هم‌زمان، واشینگتن تلاش کرد با محوریت حوادث اخیر خلیج فارس، سایر کشورهای ساحلی منطقه را برای صدور بیانیه‌های مشترک و دوقطبی‌سازی فضای دیپلماتیک تحریک کند.

۴. تأمین خسارت و بازسازی (متناظر با بند ۶):

این بند ناظر بر بازسازی توسعه اقتصادی ایران با تأمین ۳۰۰ میلیارد دلار از سوی آمریکا و شرکای منطقه‌ای، توافق بر سر برنامه و رفع تحریم‌ها برای ایجاد امکان سرمایه‌گذاری کشورها بود. این تعهد از همان ابتدا با مقاومت شدید در کنگره آمریکا روبه‌رو شد و با توقف گفتگوهای فنی در روزهای گذشته، دولت آمریکا اجرای این برنامه را به آغاز مذاکرات «توافق نهایی» گره زد و عملیاتی شدن این رقم کلان را به طور کامل به حالت تعلیق درآورد.

۵. لغو جامع تمامی تحریم‌ها (متناظر با بندهای ۷ و ۱۰):

طبق این مواد، تنظیم برنامه خاتمه تحریم‌های شورای امنیت، آژانس و تحریم‌های یک‌جانبه آمریکا در تفاهم نهایی، اصلی‌ترین مطالبات اقتصادی ایران را تشکیل می‌داد. اما روند تحولات نشان داد که نه تنها گشایشی در این بخش حاصل نشد، بلکه وزارت خزانه‌داری آمریکا در روزهای گذشته با صدور بیانیه‌ای رسمی، دستورالعمل‌های جدیدی برای اعمال تحریم علیه ۸ فرد و ۶ شرکت ایرانی صادر کرد و معافیت‌های قبلی را پس گرفت.

۶. خاتمه موضوعات هسته‌ای (متناظر با بندهای ۸ و ۹):

این محور بر به رسمیت شناختن حق غنی‌سازی جمهوری اسلامی ایران و پیشبرد گام‌های متقابل فنی استوار بود. کاخ سفید با فرار از پذیرش رسمی این حق حقوقی و با طرح مطالبات فراتر از متن در حوزه نظارت‌های آژانس، روند گفتگوهای این بخش را به بن‌بست کشاند.

۷. در دسترس قرار گرفتن دارایی‌های مسدود (متناظر با بند ۱۱):

این بند وظیفه تضمین دسترسی کامل بانک مرکزی به تمامی وجوه مسدودشده جمهوری اسلامی ایران را بر عهده داشت. با این حال، منابع مالی مذکور کماکان مسدود باقی ماندند و با لغو مجوزهای عمومی و وضع تحریم‌های بانکی جدید در روزهای اخیر، کانال‌های مالی اولیه نیز مجدداً قفل شدند.

🔻 نتیجه‌گیری نهایی

تجمیع جزئیات نشان می‌دهد تفاهم‌نامه اسلام‌آباد کارایی عینی خود را از دست داده است. ۶ شرط از این ساختار (شروط ۱، ۳، ۴، ۵، ۶ و ۷) به طور کامل از سوی آمریکا نقض شده یا بلااجرا مانده و شرط ۲ (رفع محاصره) نیز با تهدید دائم مقامات آمریکایی در آستانه نقض کامل است. این روند مبین بازگشت واشینگتن به الگوی تقابل پیشین است.
19:10 - 20 تیر 1405

1 بازنشر6 واکنش
31٫5k بازدید