تبیین جهاد همهجانبه امام باقر (ع) در نگاه آیتالله خامنهای
شخصیت و سیره مبارزاتی امام محمد باقر (علیه السلام) در اندیشه آیتالله خامنهای، فراتر از تصویر رایج و تقلیلیافتهای است که ایشان را صرفاً به عنوان یک مدرس فقه و حدیث معرفی میکند. در دیدگاه ایشان که در کتاب انسان ۲۵۰ ساله تبیین شده است ، زندگی امام باقر (علیه السلام) جلوهای برجسته از یک جهاد هوشمندانه، عمیق و همهجانبه برای پایهریزی نظام عادلانه توحیدی است. این حرکت جامع را میتوان در سه محور متوازن و اساسی تحلیل کرد:
۱. مبارزه با تحریف و دگرگونسازی ذهنیت جامعه (جهاد فرهنگی)
پس از دوران سخت و خفقانآورِ پس از عاشورا، جامعه اسلامی با موج شدیدی از انحرافات عقیدتی و فکری روبهرو بود. دستگاه خلافت اموی برای مشروعیتبخشی به ظلم، تبعیض و حاکمیت غاصبانه خود، دست به تحریف گسترده معارف و احکام اسلامی میزد. آنها با تطمیع یا تهدید برخی از علما و محدثان، تفاسیر نادرستی (مانند تعمیم مفهوم اولیالامر به هر حاکم زورگو یا ادعای بالاتر بودن خلافت از نبوت) را به خورد مردم میدادند. در چنین فضایی، اصلیترین کار امام باقر (علیه السلام) «مبارزه با تحریف» بود. آیتالله خامنهای تاکید میکنند که این فعالیت علمی، یک نشستن بیهدف نبود؛ بلکه یک «مبارزه فرهنگی با جهتگیری انقلابی» بود. امام به عنوان «شکافنده حقایق قرآنی و دانشهای اسلامی» تلاش کردند تا «فرهنگ ضد اسلامی را که در ذهن مردم رسوخ کرده بود» از آنها بگیرند و راه را برای حکومت الهی هموار کنند. هر مصلح و توده مردمی که با این معارف ناب روبهرو میشد، نگاهش به مشروعیت حاکمان وقت کاملاً دگرگون میگشت.
۲. سازماندهی پنهانی و کادرسازی تشکیلاتی (جهاد تربیتی و تشکیلاتی)
محور دوم و کمتر دیده شده در سیره امام باقر (علیه السلام)، عنصر تشکل و سازماندهی پنهانی است. آیتالله خامنهای با تشبیهی جالب اشاره میکنند که معارف الهی مانند بذری هستند که اگر بدون حساب در جامعه رها شوند، لگدمال شده یا خشک میشوند؛ اما یک «باغبان ماهر و زراعتگر چیره دست» این بذرها را حفظ میکند. امام باقر (علیه السلام) همان باغبان چیره دست بود که با تربیت شاگردان ویژه، «سازماندهی پنهانی» را پیش بردند و حلقههای وصل را در سراسر جهان اسلام (از مدینه و کوفه تا خراسان بزرگ) ایجاد کردند. این سازماندهی به قدری دقیق و خطرناک بود که برخی از یاران نزدیک امام مانند جابر بن یزید جعفی به عنوان «اصحاب السر» (رازداران) شناخته میشدند. ماجرای تظاهر جابر به دیوانگی برای خنثی کردن دستور ترور خلیفه مقتدر اموی (هشام بن عبدالملک)، به خوبی پیچیدگی این کار تشکیلاتی را نشان میدهد. این اقدامات ثابت میکند که دستگاه خلافت، کارهای امام را یک تهدید ساختاری برای بقای خود میدید و وجود ایشان را «تحملناپذیر» مییافت.
۳. تقابل با طاغوت (جهاد سیاسی و رسانهای)
بخش سوم این پازل متوازن، مواجهه مستقیم با رژیم سیاسی وقت و هوشمندی امام در تداوم این مبارزه است. احضار اجباری امام باقر (علیه السلام) به شام توسط هشام بن عبدالملک، با هدف تضعیف روحیه و تحقیر ایشان طراحی شده بود. اما امام با تغییر رفتارهای مرسوم (مانند سلام نکردن با لقب خاص خلیفه) و ایراد سخنرانی کوبنده و تاریخی در کاخ، مشروعیت پوشالی آنها را به چالش کشید و حتی فضای زندان شام را نیز دگرگون ساخت. اوضاع به گونهای رقم خورد که امام حتی برای دوران پس از حیات خود نیز برنامهریزی کردند. ایشان دستور دادند تا بخشی از اموالشان را به مدت ده سال در «موسم حج و در صحرای منا» صرف برپایی مجالس عزاداری برای ایشان کنند. انتخاب «منا» به عنوان شلوغترین ایستگاه حج که حاجیان چند شبانهروز در آن اتراق دارند و فرصت گفتگو دارند، یک برنامه دقیق بود. این مجالس هرساله هزاران علامت سؤال در ذهن زائران سراسر جهان اسلام ایجاد میکرد و شهادت امام را به «عظیمترین شبکه تبلیغاتی جهانی آن روزگار» و کانونی برای «نقشه جهاد پس از شهادت» تبدیل نمود.
نتیجهگیری
در تحلیل آیتالله خامنهای، دوران رهبری امام باقر (علیه السلام) خطی مستقیم، روشن و جامع از همافزایی ایدئولوژی، کادرسازی، «تقیه سیاسی» و برافروزندگی امید است. ایشان با تکیه بر کار عمیق فکری و تشکیلاتی، شالودهای را بنا نهادند که هرچند رژیمهای حاکم و تاریخنگاران رسمی، بهویژه مورخان «دارای صبغه عباسی» تلاش کردند جزئیات پنهانی آن را سانسور کرده یا در هاله ابهام باقی بگذارند، اما تداوم نهضت شیعی را برای همیشه تضمین کرد.
01:19 - 3 خرداد 1405