معمای نام «الموت» که پس از ثبت جهانی دوباره داغ شد
همزمان با قرار گرفتن نام الموت در فهرست میراث جهانی، پرسش دیرینهٔ «فارسی یا عربی بودن این واژه» دوباره در محافل تاریخی داغ شد؛ برخی آن را برگرفته از لهجهٔ دیلمی به معنی «آموزش عقاب» و برخی دیگر، به نقل از تاریخ جهانگشا، آن را «آشیانهٔ عقاب» میدانند.
به گزارش خبرگزاری فارس از قزوین، ثبت جهانی قلعه الموت و استحکامات وابسته به آن، نقطهعطفی در تاریخ حفاظت از میراث کهن ایران رقم زد؛ رویدادی که حاصل یکچهارم قرن پشتکار بیوقفه باستانشناسان و مسئولان ملی و استانی بود و اکنون نام این دژ اسرارآمیز را بر سرِ زبانهای جهانی انداخته است.همزمان با اعلام یونسکو، خبر ثبت جهانی قلعه الموت و قلاع وابسته به آن، چون برقی در فضای حقیقی و مجازی پراکنده شد. آنچه این خبر را از یک اطلاعیهٔ رسمی فراتر برد، واکنش پرشتاب مخاطبان در شبکههای اجتماعی و حتی رسانههای خارجی بود. اخبار مرتبط به چندین زبان زندهٔ دنیا ترجمه شد و توجه جامعهٔ جهانیِ میراثفرهنگی را برانگیخت.با این حال، در میان موج شادیها، یک پرسش دیرینه بار دیگر قد علم کرد: «الموت» از کجا آمده؟ آیا این نام ریشهٔ فارسی دارد یا عربی؟
هویت تاریخی
مرکز پژوهشهای اسلامی و ایرانی، الموت را «قلعه و ناحیهای در رودبار دیلم، در ۱۰۵ کیلومتری شمال قزوین» معرفی میکند که روزگاری دژی تسخیرناپذیر و مقر فرمانروایی اسماعیلیان بود. اما ریشهشناسی نام، خود روایتی جذاب دارد:·پورداوود این واژه را دوپاره میکند: «اله» (مرغی بزرگ و نیرومند همچون عقاب) + «آموت» (به لهجهٔ دیلمی به معنی آموزش). داستان از آنجا آغاز میشود که یکی از سلاطین دیالمه، عقابی را به شکار میفرستد و در تعقیب او به این مکان میرسد؛ حصانت بینظیر آنجا وی را شیفته میکند و قلعهای به نام الموت بنا مینهد. جوینی در تاریخ جهانگشا نظر دیگری دارد: «الموت، اله اموت است یعنی آشیانهٔ عقاب» و تأکید میکند که عقابان در آن آشیانه داشتهاند.·ستوده نیز با نگاهی جغرافیایی، الموت را بخشی کوهستانی میداند که از شمال به مازندران، از جنوب به طالقان، از شرق به گردنهٔ شیرپشم و از غرب به نواحی کلایه، معلمکلایه و خشکهرودبار محدود میشود.
بازخوانی تاریخی یک نام
در جامعالتواریخ، الموت قلعهای «بهغایت مستحکم» وصف شده که با گذر زمان، عمارتش کهنه و هوایش نامساعد گشته بود. اما با دستور سیدنا، جویهایی از کوه و ماهروت به الموت هدایت شد و کشتزارهای وسیع پدید آمد؛ هوایی خوشتر و عماراتی فزونتر.با این پیشینه، حسن صباح الموت را نه از سر تصادف، بلکه با شناخت دقیق از وضع طبیعی درهها و روحیهٔ فکری ساکنان آن برگزید و آن را به پایگاهِ مستحکم خود تبدیل کرد. جوینی که خود قلعه را از نزدیک دیده، آن را «به زمین نزدیک و از آسمان دور و از حصانت مهجور» میخواند – تعبیری که بهخوبی نماد دوردستی این مکان است.ثبت جهانی الموت، نه فقط یک افتخار میراثی، بلکه فرصتی برای بازخوانی لایههای تاریخیِ یک نام، یک دژ و یک تمدن است. از روایت عقاب و دیالمه تا استراتژی حسن صباح و تلاش ۲۵ سالهٔ پژوهشگران، همگی در این رویداد به هم رسیدهاند تا پیامی روشن بدهند: هر اثر تاریخی، قصهای تمامنشدنی است که با هر ثبت جهانی، یک صفحهٔ تازه از آن ورق میخورد.#یونسکو #الموت #ثبت_جهانی 14:04 - 12 مرداد 1405