روایت حال و هوای آبیک در چهل‌وهفتمین بهار انقلاب

همزمان با چهل و هفتمین سالگرد پیروزی انقلاب، مردم آبیک با برپایی راهپیمایی باشکوه، وفاداری عمیق خود را به آرمان‌ها فریاد زدند؛ حضوری که نه تنها در صفوف فشرده، بلکه در تماشاگران صبوری که شاهد این حرکت بودند، تجلی یافت.
به گزارش خبرگزاری فارس از آبیک، صبح آبیک با ابرهایی خاکستری و نسیمی سرد آغاز شد، اما این سرمای زمستانی در برابر گرمای شعوری که از شب قبل در دل خانه‌ها جوانه زده بود، توان مقاومت نداشت. در چهل و هفتمین سالگرد طلوع خورشید انقلاب، خیابان‌های شهر آبیک دیگر تنها یک مسیر آسفالت نبودند؛ آن‌ها رودی جاری از انسان‌ها بودند که با هدفی واحد به سمت حوزه مقاومت بسیج ثارالله سرازیر می‌شدند.
از همان ساعات اولیه، ترکیب رنگ‌ها و چهره‌ها تابلویی زنده از استمرار تعهد را ترسیم می‌کرد: کودکانی که در آغوش والدینشان، چشمانی کنجکاو به پرچم‌های سه رنگ دوخته بودند؛ نوجوانانی با چهره‌هایی که هنر نقاشی، رنگ وطن بر آن‌ها پاشیده بود؛ و در کنار آن‌ها، کارگران صنایع و کارخانجات، به‌ویژه نیروهای نیروگاه شهید رجایی، با لباس فرم و بنرهای مخصوص، ستونی نمادین از عزم تولید و سازندگی را تشکیل می‌دادند.

قصه‌هایی در حاشیه مسیر

اما در میان این سیل عظیم، روایت‌ها در جزئیات کوچک‌تر شکل می‌گرفتند. در ورودی مسیر، در انتظار لحظه شروع رسمی، مردی صبور ایستاده بود: حاج قربان بیکپور. او نه یک تازه‌وارد، بلکه یک تداوم بود؛ اعلام کرد که این چهل و هفتمین سالی است که قدم به این راهپیمایی می‌گذارد. انتظار او، در پسِ هوای سرد، حکایت از ریشه‌دار بودن پیوندی داشت که با انقلاب بسته بود.این شهروند در ورودی خیابان شهرداری، جایی که راهپیمایان در حال تجمع بودند، به همراه دو نفر دیگر بر صندلی آهنی نشسته بود تا شاهد آغاز رسمی این حماسه باشد.
همزمان، در حاشیه، فضایی برای فرهنگ و هنر تدارک دیده شده بود. غرفه‌های اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی، با نمایش تصاویری از گذشته، خاطرات را زنده می‌کردند و طراحی چهره شهید صیاد شیرازی در میان جمعیت، بر لزوم پاسداری از میراث شهدا تأکید می‌کرد.در گوشه‌ای دیگر، صدای ورق خوردن کتاب در غرفه کتابخانه‌ها، نشان می‌داد که مسیر انقلاب، مسیری روشن با دانایی است، و کودکان نیز با قلم‌های رنگی خود، فردایی شاد را بر بوم نقاشی ترسیم می‌کردند.

پژواک شعارها و نگاه‌های عمیق

وقتی راهپیمایی شکل رسمی به خود گرفت، فریادهای متحد «لبیک یا حسین»، «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» از عمق صفوف به گوش رسید. این‌ها نه صرفاً کلمات، که بیانگر روح استکبارستیزی مردم آبیک بود. در میان این شعارها، سپاسگزاری از حافظان امنیت نیز جاری شد: «نیروی انتظامی تشکر تشکر، بسیجی و سپاهی تشکر تشکر»؛ قدردانی مردمی از بازوان محافظ کشور.
اما همان‌طور که در امتداد پیاده‌روها حرکت می‌کردیم، چشم‌هایی مسن‌تر توجه را به خود جلب می‌کردند. پیرانی که قامتشان از سنگینی سال‌ها خمیده شده بود، اما نگاهشان هوشیار و عمیق بود. آن‌ها تماشاچی نبودند؛ آن‌ها شاهدانی بودند که هر لحظه را با کوله‌باری از خاطرات و درکی ژرف از اهمیت این روز ثبت می‌کردند. شور کودکان در آغوش والدین و شور جوانان در فریادها، در نگاه این سالمندان، با سکوتی پرمعنا در هم می‌آمیخت.
در حاشیه، در امتداد پیاده‌روها، تماشاگرانی بودند که انگار بخشی از این حرکت بودند، بدون آنکه در آن گام بردارند. زمزمه شعارها، هرچند از فاصله‌ای اندک، به گوششان می‌رسید و آن‌ها نیز با همراهی کوبنده، به این همخوانی پیوسته بودند.

آغازی دوباره

با قرائت بیانیه و رسیدن مراسم به نقطه اوج، نمادهای پوشالی دشمنان به آتش کشیده شدند. نوجوانان با هیجان پرچم‌های ملعون را بر زمین انداختند و با لگدمال کردن آن‌ها، تأکیدی دوباره بر شکست اهداف شوم آنان گذاشتند.راهپیمایی به پایان رسید، اما رخداد خاتمه نیافت. غبار حرکت که فرو نشست، گروه‌های کوچک خانوادگی، دوستان و حتی پاکبانان شهر، جداگانه به ثبت تصاویر یادگاری پرداختند. این صحنه‌ها، گویی پیامی داشتند: این گردهمایی تنها ادای دین به یک سال گذشته نبود؛ بلکه تجدید عهد و میثاق برای بهمنی دیگر بود که در انتظار سال آینده شکوفا خواهد شد.#راهپیمایی #جشن_انقلاب #مردم #راهپیمایی_۲۲_بهمن
13:55 - 22 بهمن 1404
حماسه و مقاومت
استان ها
قزوین