جناب آقای مجیدیبا احترامبنده سال هاست که در لبنان زندگی می کنم و به محیط فرهنگی این کشور آشنا هستم.اما پیرو فرمایشات شما، چند سؤال مطرح است تا بتوانیم در نتیجه گیری ها، با منطق بیشتری به ریشه مشکلات بپردازیم.چه کسی مدعی ست که جامعه ما مذهبی، از نوع مطلوب حاکمیت است؟ آیا در این زمینه اطلاعات آماری جمع آوری شده که مبنای قضاوت ما باشد؟آیا در بحث پوشش، نظر جامعه را جویا شدیم؟وضعیت فرهنگی ما فارغ از شرایط سیاسی، در دوران پهلوی هم بمثابه همین وضعیت امروز لبنان بود. این که پس از انقلاب برخی به دنبال تحمیل سیاست های سلیقه ای خود برای مدیریت یک کشور بودن، سرآغاز خطایی شد که امروز با تبعات آن مواجه هستیم.برای مثال، شما ممنوعیت دستگاه ویدئو را باید خاطرتان باشد، نهایت آن بگیر و ببندهایی که حکم اسارت برای مردم داشت، به چی ختم شد؟تجربه نشان داد که ابزار تحمیل تنها به شکاف های امنیتی و گسست های اجتماعی منجر خواهد شد که هزینه های آن بیش از فواید است.بنده موافق این وضعیت نابسامان فرهنگی نیستم، اما معتقدم که ایجاد جامعه متحدالشکل، توهمی ست که رضاخان برای ممنوعیت پوشش بخش متدین جامعه داشتقطعا باید بر اساس عرف و فرهنگ به مدیریت پوشش پرداختاما باید حقایق جامعه را پذیرفتما با اصرار بر نادیده گرفتن حق آزادی پوشش بر اساس عرف که همان باحجاب و بی حجاب است، به پیدایش بدحجابی در جامعه دامن زدیم.جامعه بی حجاب و کم حجاب جامعه ما هم در مقابل بدحجابی، موضع گیری دارد.نه این مستند که سراسر نقاط ضعف است و به نوعی انگار تحت تأثیر جامعه لبنان قرار گرفته و نه اصرار صداسیمایی برای به تصویر درآوردن ترسیم دلخواه و نادیده گرفتن دیگر لایه ها، هیچ کدام حقیقت نیست.
00:36 - 3 مرداد 1405