ائمه جمعه مأمن مردم و گوش شنوا
دکتر بهمن اکبری طی یاداشتی پیام مقام معظم رهبری حفظهالله خطاب به ائمه جمعه و جماعات را به شرح زیر تحلیل نموده است.در پیام رهبر انقلاب به سیوسومین اجلاس سراسری نماز، بر ضرورت تبدیلشدن ائمه جمعه و جماعات به «مأمن مردم» و «گوش شنوا و پذیرای درد دلهای آنان» تأکید شده است؛ توصیهای که اگر از سطح یک گزاره اخلاقی فراتر رود، میتواند الگویی باشد برای "بازسازی اعتماد اجتماعی": امام جمعه باید پیش از آنکه سخن بگوید، بشنود؛ پیش از آنکه قضاوت کند، بفهمد و پس از شنیدن درد مردم، در حد توان برای گرهگشایی از مشکلات آنان گام بردارد.مسجد در سنت اسلامی تنها محل اقامه نماز نیست؛ بلکه کانون ارتباط اجتماعی، اخلاقی و معنوی جامعه است. امام جمعه نیز تنها صاحب تریبون و خطیب جمعه نیست؛ او میتواند حلقه واسط میان مردم، جامعه دینی و ساختارهای مسئولیت عمومی باشد. ازاینرو، تأکید رهبر انقلاب بر "مردمیبودن ائمه جمعه" و ضرورت تبدیل آنان به «مأمن مردم» و «گوش شنوا و پذیرای درد دلهای آنان» را باید فراتر از یک توصیه اخلاقی و در قالب یک "ضرورت اجتماعی" و سرمایهساز فهم کرد.مأمن بودن، بیش از آنکه به ساختمان و جایگاه مربوط باشد، به کیفیت رابطه با مردم بازمیگردد. مردم زمانی درد دل خود را با یک عالم دینی در میان میگذارند که احساس کنند قرار نیست سخنشان بلافاصله به قضاوت، سرزنش یا برچسبگذاری بیانجامد. اینجاست که «سلوک مردمی: سلوک ایمانی انسانی» اهمیت پیدا میکند.از جایگاه رسمی تا رابطه پدرانهیکی از مهمترین مؤلفههای سلوک مردمی، فاصله نگرفتن از زندگی واقعی مردم است. در توصیههای رهبر انقلاب به ائمه جمعه، بر «رفتار پدرانه با همه» تأکید شده است.
تعبیری که اگر درست فهم شود، به معنای ترجیح دادن گروهی بر گروه دیگر نیست، بلکه دعوت به گشودگی، مهربانی و پذیرش همگان است.رفتار پدرانه یعنی امام جمعه خود را در برابر جامعه، صاحب جایگاه برتر و دور از دسترس نبیند؛ بلکه همچون پناهگاهی اخلاقی، در کنار مردم بایستد. حضور در میان مردم، سرزدن به خانوادهها، احوالپرسی، دیدار با اقشار مختلف و شناخت مستقیم مسائل جامعه، رفتارهایی تشریفاتی نیست؛ بلکه ابزارهای است برای ایجاد اعتماد اجتماعی.جامعه امروز، بهویژه نسل جوان، بیش از گذشته به ارتباط بیواسطه نیاز دارد. جوان منتقد الزاماً جوان مخالف نیست و پرسشگر بودن الزاماً به معنای بیاعتمادی نیست. گاه اتفاقاً نقد صریح، نشانه تعلق، دغدغهمندی و امید به اصلاح است. اگر جوان دلسوز نتواند پرسش خود را در محیط دینی و اجتماعی با آرامش مطرح کند، پرسش او از بین نمیرود؛ تنها ممکن است به فضایی منتقل شود که امکان گفتوگوی سازنده در آن کمتر است.شنیدن؛ فضیلتی فراموششدهدومین گام، «شنیدن» است؛ اما شنیدنی که با پاسخدادن یا قضاوتکردن اشتباه گرفته نشود.در توصیههای رهبر انقلاب درباره مواجهه با سخنان دیگران، حتی در جایی که با دیدگاه آنان موافق نیستیم، بر شنیدن تأکید شده است: ممکن است سخنی را قبول نداشته باشیم، اما باید به آن گوش کنیم.این نکته، از نظر ارتباط اجتماعی، بسیار مهم است. شنیدن به معنای پذیرفتن نیست؛ همانگونه که نقد کردن به معنای دشمنی نیست.امام جمعهای که بتواند به جوان منتقد، خانواده گرفتار، کارگر نگران، دانشجوی پرسشگر و حتی شهروند ناراضی فرصت سخن گفتن بدهد، پیش از آنکه به مسئله آنان پاسخ دهد، بخشی از مسئله را حل کرده است.
زیرا انسان پیش از آنکه به پاسخ نیاز داشته باشد، نیازمند آن است که احساس کند دیده و شنیده شده است.از این نگاه، جلسات صمیمی، دیدارهای بیواسطه و گفتوگو با جوانان و اقشار مختلف جامعه نباید تنها برنامههای مناسبتی تلقی شوند. این دیدارها زمانی اثرگذارند که سخن مردم در آنها واقعاً شنیده شود؛ نه اینکه صرفاً فرصتی برای بیان سخنان مسئولان باشد.از شنیدن تا گرهگشاییاما «گوش شنوا» اگر به «دست گرهگشا» متصل نشود، پس از مدتی کارکرد خود را از دست میدهد.مردم هنگامی به یک نهاد یا شخصیت اجتماعی اعتماد میکنند که میان شنیدن و اقدام، رابطهای واقعی ببینند. امام جمعه قرار نیست جای دستگاه اجرایی، قضایی یا خدماتی را بگیرد؛ اما میتواند در شناسایی مسائل، پیگیری مطالبات، میانجیگری اجتماعی و فعال کردن ظرفیتهای خیرخواهانه و مردمی نقشآفرین باشد.مشکلات معیشتی، آسیبهای اجتماعی، مسائل جوانان، حوادث طبیعی، مشکلات خانوادهها و بسیاری از مسائل محلی، تنها با سخنرانی حل نمیشود. گاه یک تماس، یک پیگیری، معرفی یک مشکل به مسئول مربوط یا بسیج ظرفیت خیرین و نهادهای مردمی میتواند گرهی را باز کند.بنابراین، امام جمعه موفق کسی نیست که تنها مشکلات بیشتری را از مردم بشنود؛ بلکه کسی است که شنیدن را به پیگیری، و پیگیری را تا حد امکان به نتیجه تبدیل کند.مأمن بودن؛ فراتر از جناح و سلیقهمأمن مردم بودن، یک الزام مهم دیگر نیز دارد: گشودگی نسبت به همه مردم.تریبون نماز جمعه، اگر قرار است تریبون عمومی جامعه باشد، نباید فقط پژواک صدای یک طیف اجتماعی باشد. شهروندی که با یک دیدگاه سیاسی موافق نیست، جوانی که پرسشی متفاوت دارد و حتی فردی که نسبت به عملکرد یک مسئول یا نهاد نقد جدی دارد، نیز بخشی از همین جامعه است.
البته این به معنای نفی مرزبندیهای فکری یا چشمپوشی از اصول نیست. گفتوگوی اجتماعی بدون اصول ممکن نیست؛ اما دفاع از اصول نیز الزاماً به معنای بستن راه گفتوگو نیست. جامعه سالم، جامعهای است که در آن نقد، پیش از آنکه به تقابل تبدیل شود، امکان گفتوگو پیدا کند.ازاینرو، یکی از مهمترین کارکردهای اجتماعی امام جمعه میتواند ایجاد فضایی باشد که در آن «منتقد بودن» با «دشمن بودن» یکی تلقی نشود و «پرسشگری» با «بیدینی» یا «بیتفاوتی» خلط نگردد.اعتماد، سرمایهای که با رفتار ساخته میشوددر نهایت، «مأمن مردم» بودن بیش از آنکه یک عنوان باشد، یک سرمایه اجتماعی است؛ سرمایهای که با حکم و بخشنامه ایجاد نمیشود و با سخنرانی نیز حفظ نمیگردد.این سرمایه از رفتار روزمره ساخته میشود: از نحوه برخورد با یک جوان، از صبر در شنیدن یک اعتراض، از احترام به یک منتقد، از پیگیری مشکل یک خانواده و از حضور در کنار مردم در روزهای سخت.امام جمعهای که پدرانه در میان مردم حضور دارد، با حوصله به سخن آنان گوش میدهد، پیش از قضاوت میکوشد مسئله را بفهمد و پس از شنیدن، برای گرهگشایی از آن در چارچوب مسئولیت و ظرفیت خود تلاش میکند، بهتدریج از یک «صاحب تریبون» به یک مرجع اعتماد اجتماعی تبدیل میشود.شاید امروز بیش از هر زمان دیگری به چنین مأمنی نیاز داریم؛ جایی که جوان منتقد بتواند بدون ترس از برچسبخوردن سخن بگوید، خانواده گرفتار بتواند درد دل کند، شهروند ناراضی بتواند اعتراض خود را بیان کند و انسان مؤمن بتواند برای پرسشهایش پاسخ بجوید.مسجد، زمانی دوباره به خانه مردم تبدیل میشود که مردم در آن فقط نمازگزار نباشند؛ بلکه خود را شنیدهشده، محترم و صاحب حق گفتوگو بدانند.
این همان سلوک مردمی است که میتواند فاصله میان تریبون و جامعه را کاهش دهد و «امام جمعه» را، نه فقط خطیب جمعه، بلکه مأمن مردم و سنگ صبور جوانان منتقد و دلسوز کند.#امام_جمعه#مأمن_مردم#گوش_شنوا 22:56 - 10 مهر 1405