ترورهایی که در بایگانیها محو شدند
کتاب «ترور در تهران» اثری که بیش از آنکه یک روایت داستانی باشد، به مجموعهای از مستندات تصویری و خبری شباهت دارد که در کنار هم چیده شدهاند تا تصویری کلی از آن مقطع تاریخی ارائه دهند.
به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از خبرگزاری ایبنا، کتاب «ترور در تهران» تالیف محمد گرشاسبی در انتشارات ۲۷ بعثت به چاپ رسیده است.این کتاب، اثری است که با رویکردی مستند و آرشیوی به بازخوانی بخشی از رخدادهای سیاسی و امنیتی دهه ۱۳۶۰ در ایران میپردازد.این کتاب تلاش میکند از طریق تصاویر، بریدههای مطبوعاتی و اسناد تاریخی، فضای پرتنش آن دوره را بازسازی کند؛ فضایی که با ترور شخصیتهای سیاسی، بمبگذاریها و تحولات پرشتاب سیاسی همراه بوده است.در نگاه کلی، اثر بیش از آنکه یک روایت داستانی باشد، به مجموعهای از مستندات تصویری و خبری شباهت دارد که در کنار هم چیده شدهاند تا تصویری کلی از آن مقطع تاریخی ارائه دهند.در طراحی جلد کتاب، عنوان «ترور در تهران» با فونت مشکی برجسته بر زمینهای از بریدههای روزنامه قرار گرفته است.این بریدهها شامل اخبار مهمی همچون شهادت مرتضی مطهری، شهادت ۱۴ پاسدار، جزئیات حادثه بمبگذاری نیاوران، شهادت رئیسجمهور و نخستوزیر (رجایی و باهنر) و همچنین خبر مربوط به سوءقصد نافرجام به آیتالله خامنهای است.تصویری بزرگ از بمبگذاری خیابان ناصرخسرودر صفحات ابتدایی، پیش از شناسنامه کتاب، تصویری بزرگ از بمبگذاری خیابان ناصرخسرو در شهریور ۱۳۶۱ دیده میشود که عنوان کتاب با رنگ سفید بر آن قرار گرفته است. در بخش شناسنامه، نام محمد گرشاسبی بهعنوان مؤلف ذکر شده و مجریان و عوامل پروژه از جمله سعید زاهدی، شهید محمدحسن محققی، محمدحسن روزیطلب و جواد کلاته عربی معرفی شدهاند.طراحی جلد اثر را محمد صمدی انجام داده و صفحهآرایی بر عهده فاطمه صداقت و محمد عباسپور بوده است. ویرایش تصاویر نیز توسط شبنم رضوانی صورت گرفته است.
تصویری که شناسنامه بر آن قرار گرفته، مربوط به مراسم سالگرد دکتر محمد مصدق در دانشگاه تهران (۱۴ اسفند ۱۳۵۹) است؛ مراسمی که با حضور گسترده دانشجویان برگزار شد. در توضیح این تصویر، به نقش ابوالحسن بنیصدر در تشدید شکافهای سیاسی و تنش میان گروههای دانشجویی اشاره شده است.روایتهای مستقیم و دستاول از تروردر مقدمه ناشر، یکی از نکات مهم و در عین حال تأثیرگذار کتاب، شیوه پژوهش میدانی آن است؛ جایی که صرفاً به اسناد آرشیوی بسنده نشده و تلاش شده رد ترورها در دل شهر دنبال شود.پژوهشگران با شناسایی محلات و نقاط وقوع حوادث، قدم به قدم به سراغ محلهایی رفتهاند که زمانی صحنه ترور بودهاند.در ادامه، با دقت و حساسیت، به سراغ خانواده قربانیان و شاهدان عینی رفتهاند و روایتهای مستقیم و دستاولی از آن رخدادها گردآوری کردهاند: «همزمان با این تحقیقات و پس از کسب اطلاعات ابتدایی درباره مناطق و محلاتی که ترورها در آنجا انجام گرفته، پژوهشگران این مرکز با دقت و حساسیت فراوان به نقطهیابی مکانهای وقوع این جنایات پرداختند. در ادامه، با مطالعه و انجام تحقیقات میدانی دقیق، توانستند با برخی از خانوادهها و شاهدان عینی گفتوگو کرده و اطلاعات دستاولی از جزئیات ترورها به دست آورند.»در پیشگفتار، محمد گرشاسبی با عنوان «رعیتی برای چند پادشاه» تلاش میکند چارچوب کلی اثر را روشن کند. او کتاب را نه صرفاً مجموعهای از روایتها، بلکه بازخوانی یک مسیر تاریخی میداند؛ مسیری که به گفته او، از شکلگیری یک سازمان پیچیده در تاریخ معاصر ایران آغاز میشود و در ادامه به انشعابات سیاسی، ایدئولوژیک و اجتماعی سال ۱۳۴۴ میرسد؛ نقطهای که به زعم او، سرآغاز تولد ساختاری تازه است.
به تعبیر نویسنده، «کتاب ترور در تهران» روایت تطور این سازمان است؛ از «سازمان اول» تا «سازمان دوم» و در نهایت تا وضعیت کنونی و شاخههای خارجنشین آن. این روایت، تلاشی است برای دنبال کردن مسیر یک جریان سیاسی از شکلگیری تا دگردیسیهای بعدی آن.در نهایت، به نظر میرسد هدف اصلی کتاب، بازخوانی مجموعه ترورهایی است که در تهران رخ داده و بنا بر روایت اثر، بیش از ۸۴۰ قربانی برجای گذاشته است؛ قربانیانی که بخش قابل توجهی از آنها در میان انبوه اسناد امنیتی و پژوهشی کمتر دیده شدهاند و این کتاب میکوشد آنها را دوباره به حافظه تاریخی بازگرداند.مسیر پیدایش ترور در بستر تحولات سیاسیدر چهار فصل کتاب، ساختار روایت بهصورت مرحلهبهمرحله پیش میرود؛ ابتدا با یک گاهشمار از فعالیتهای سازمان مجاهدین خلق آغاز میشود و سپس به سراغ ریشهها و چگونگی شکلگیری این سازمان میرود؛ جایی که مولف تلاش میکند مسیر پیدایش آن را در بستر تحولات سیاسی و اجتماعی ترسیم کند.در فصل دوم، دامنه بحث گستردهتر میشود و کتاب وارد بررسی گروههای مسلح و جریانهای درگیر در خشونت سیاسی میگردد؛ از گروههای مسلح پیش و پس از انقلاب گرفته تا سازمان چریکهای فدایی خلق، حزب توده، کومله، و تشکیلات فرقان. در همین چارچوب، تغییرات و تحولات سازمان مجاهدین خلق پس از انقلاب اسلامی نیز مورد واکاوی قرار میگیرد.از فصل سوم به بعد، تمرکز روایت بهتدریج محدودتر و دقیقتر میشود و تمام توجه کتاب بر خودِ سازمان مجاهدین خلق و کارنامه عملی آن قرار میگیرد؛ از شکلگیری ساختارهای داخلی گرفته تا روند فعالیتها و ترورهایی که به آن نسبت داده شده است.در این بخش، کتاب تلاش میکند با ذکر جزئیات مکانی، تصویری مستندتر از وقایع ارائه دهد.
فصل چهارم اما وجه دیگری از این ساختار را آشکار میکند؛ جایی که فهرستی از خانههای تیمی سازمان ارائه شده و یکی از نمونههای شاخص آن، «خانه تیمی گاندی» است. تصویری از این خانه نیز در کتاب آمده و در توضیح آن، از فضای بسته و کنترلشدهای سخن گفته میشود که در آن، زمان و «وقت» مهمترین سرمایه افراد به شمار میرفت. هر عضو موظف بود گزارش روزانهای از فعالیتهای خود ارائه دهد و جزئیترین رفتارهایش را به مسئول بالاتر منتقل کند.در این روایت، زندگی فردی جایی نداشت؛ هر نوع علاقه شخصی نهتنها بیارزش، بلکه مانعی برای بهرهوری تشکیلات تلقی میشد. هدف، در نهایت، تسلط کامل سازمان بر زمان، رفتار و ارتباطات اعضا و قطع پیوند آنان با دنیای بیرون عنوان شده است؛ سازوکاری که کتاب آن را بخشی از منطق درونی خانههای تیمی توصیف میکند.ترور در نمایشگاه جنگمطلب دیگری که در این فصل خواندنی است، مربوط به ترور در نمایشگاه جنگ است که شرحش از این قرار است: «در ساعت ۱۹ شامگاه ۲۹ شهریور ۱۳۶۰ وقتی جبلی، پورفرقانی و عیسیوند از نمایشگاه دفاع مقدس واقع در تقاطع خیابان مطهری- سهروردی حفاظت میکردند مورد حمله سه تن از مجاهدین خلق (مجید ابوالحسنی فرمانده واحد ترور، امیر فخاریان، و امیرعلی مولایی) قرار گرفت و به شهادت رسیدند.پس از آنکه صدای تیراندازی از محل نمایشگاه به گوش غلامرضا یوسفیان رسید، برخاست که به سمت محل صدا برود. دوستانش گفتند جلویش را بگیرید، اما غلامرضا گفت: «من پاسدارم و مسئول.» با شتاب به محل حادثه رفت و پیکرهای غرق به خون بسیجیان را دید.
با عجله به کوچه بنبستی که هنوز صدای تیراندازی در آن بود، رفت و با یکی از مجاهدین خلق که لباس پاسداری بر تن داشت، مواجه شد و با خیال آنکه او پاسدار است پرسید: «برادر کاری از دست من ساخته است.» مجاهد هم به سر یوسفیان شلیک کرد و او به شهادت رسید.»
وضعیت یک سازمان در حال تضعیفسه فصل پایانی کتاب «ترور در تهران» یعنی «سازمان در عراق»، «سازمان بعد از جنگ» و «شهدای مردمی» بیشتر نقش جمعبندی و تکمیل روایت کتاب را دارند و نشان میدهند که فعالیتهای سازمان مجاهدین خلق در یک بستر زمانی محدود خلاصه نمیشود، بلکه در چند مرحله تاریخی قابل بررسی است.در فصل «سازمان در عراق»، نویسنده به دورهای اشاره میکند که سازمان پس از خروج از ایران، در خاک عراق مستقر شد و در فضای جنگ ایران و عراق، امکانات نظامی و پشتیبانی گستردهای در اختیار گرفت. این فصل بیشتر روی سازماندهی نیروها، آموزشهای نظامی و انجام عملیاتهای مرزی و شهری تمرکز دارد و نشان میدهد که این دوره چگونه به گسترش درگیریها و خشونتها کمک کرده است.فصل «سازمان بعد از جنگ» به تغییر شرایط پس از پایان جنگ میپردازد. در این مقطع، با تغییر فضای سیاسی و امنیتی منطقه، سازمان با محدودیتها و چالشهای جدی مواجه شد و بخشی از نیروها نیز دچار ریزش یا تغییر موضع شدند.این فصل در واقع وضعیت یک سازمان در حال تضعیف و بازتعریف نقش خود را بررسی میکند.در فصل «شهدای مردمی»، نویسنده بر پیامدهای انسانی ترورها تأکید دارد و توضیح میدهد که در کنار اهداف سیاسی، در برخی عملیاتها افراد غیرنظامی نیز قربانی شدند. این بخش بیشتر به بُعد انسانی ماجرا میپردازد و نشان میدهد که خشونت سیاسی چگونه میتواند بر زندگی عادی مردم اثر بگذارد.در مجموع، این سه فصل تلاش میکنند تصویری مرحلهبهمرحله از تحولات، تغییرات و پیامدهای فعالیتهای سازمان ارائه دهند، بدون اینکه وارد جزئیات پراکنده شوند و بیشتر روی خط اصلی روایت تمرکز دارند.#ترور #کتاب #تهران #بایگانی 17:09 - 27 خرداد 1405