طبقه اپستین در برابر پاپ
جنگ با ایران تنها یک درگیری نظامی در غرب آسیا نبود؛ این جنگ پرده از رویارویی عمیق دونالد ترامپ با پاپ لئو چهاردهم برداشت. دو ماه تنش لفظی میان رم و واشنگتن، جهان را در برابر دو جهانبینی متضاد درباره جنگ، مهاجرت و اخلاق مداری قرار داده است.
گروه دیدهبان غرب: آغاز رویارویی؛ واتیکان به جنگ «نه» میگویدنخستین نشانههای این اختلاف به هفتههای نخست جنگ بازمیگردد. واتیکان که در ماههای پایانی عمر پاپ فرانسیس نیز به جنگها و سلاحهای هستهای معترض بود، با استقرار پاپ جدید، با صراحت بیشتری وارد میدان شد. وزیر خارجه وقت واتیکان، کاردینال پیترو پارولین، هشدار داد که حمله به ایران «موجب تضعیف مبانی حقوق بینالملل میشود و جهان را در معرض خطر قرار میدهد».این بیانیهها در رم چندان غافلگیرکننده نبود. واتیکان از دیرباز با سلاحهای هستهای و جنگهای تهاجمی مخالفت کرده است. اما پاپ لئو چهاردهم – نخستین پاپِ زاده آمریکا – گام را فراتر نهاد. او در موعظههای خود، جنگ را «رسوایی انسانی» خواند و از «توهم قدرت مطلق» به عنوان عامل اصلی این فاجعه نام برد. این ادبیات صریح، برای تازه نفس در واتیکان، شگفتانگیز و برای کاخ سفید، شعلهای در انبار مهمات بود. ترامپ در پوشش «مدافع غرب» به ضدحمله میپردازدواکنش ترامپ دیری نپایید. او ابتدا در شبکه «تروث سوشال» پاپ را به «ضعف در برابر جرم و جنایت» و «وحشتناکی در سیاست خارجی» متهم کرد و بهسرعت اتهامات خود را به بزرگترین برگ برندهاش گره زد: برنامه هستهای ایران. ترامپ در تماسهای رادیویی گفت: «پاپ ترجیح میدهد درباره این حرف بزند که داشتن سلاح هستهای برای ایران اشکالی ندارد. من فکر نمیکنم این خیلی خوب باشد».اما نقل قولهای پاپ گویای چیز دیگری بود. او هرگز از حق ایران برای بمب اتم دفاع نکرده بود. در حقیقت، پاپ لئو ضمن انتقاد از تمام سلاحهای هستهای، تهدید کرد: «نمیتوانم از جنگی حمایت کنم که هدفش نابودی یک ملت است».ترامپ نه تنها عقب ننشست، بلکه حملات خود را به ابعاد دیگر سیاست خارجی پاپ نیز کشاند و او را به باد انتقاد گرفت که «در برابر مشکل مهاجران ضعیف عمل میکند» و حتی مدعی شد مواضع پاپ «زندگی بسیاری از کاتولیکها را به خطر میاندازد». این واژگونسازی حقیقت – متهم کردن صلحطلب به خطرناکی – به استراتژی همیشگی او در پروژههای داخلی و خارجی شباهت داشت.واکنش اروپا و گسست معادلات سنتیاما این جنگ کلامی در انحصار رم و واشنگتن باقی نماند. متحدان سنتی آمریکا در اروپا – که خود زیر یوغ جنگافروزی ترامپ مجروح شده بودند – بیدرنگ وارد عمل شدند. جورجیا ملونی، نخستوزیر ایتالیا و از متحدان نزدیک ترامپ، با لحنی بیسابقه، اظهارات او علیه پاپ را «غیرقابل قبول» توصیف کرد و آن را محکوم نمود.
تناقضآمیزترین جلوه؛ تفرقه در صف کاتولیکهای آمریکاچالش برای ترامپ زمانی پیچیدهتر شد که صدای مخالف از درون آمریکا نیز بلند شد. اگرچه پاپ فرانسیس پیشتر از اسقفهای آمریکا خواسته بود در برابر ترامپ از حقوق مهاجران دفاع کنند، اما پاپ لئو اکنون عمیقاً در تقابل مستقیم با او بود. گروهی از کاتولیکهای تندرو که رأیهای کلیدی ترامپ را تشکیل میدهند، با پاپ لئو درگیر شدند و برخی اسقفهای محافظهکار نیز مواضع پاپ را زیر سوال بردهاند. این انشعاب میتواند پیامدهای جدی برای انتخابات آینده داشته باشد. با این حال، دادههای نظرسنجی معتبر نشان میدهد کاتولیکهای آمریکایی همسویی بالایی با مواضع پاپ لئو در مورد نگرانیهای بشردوستانه دارند و جامعه بزرگتری از کاتولیکهای آمریکا، بهویژه نسل جوان، از مواضع ضد جنگ او حمایت میکنند تا سیاستهای کاخ سفید.برای ترامپ که میخواهد خود را «مسیحی برگزیده» جلوه دهد، این وضعیت دشوار است. او برای اثبات حقانیت خود تصاویر جعلی تولیدشده با هوش مصنوعی از خود در هیبت مسیح منتشر کرد که بعدها ناچار به حذف آن شد و اعتبارش را در این نبرد درونیآمریکایی خدشهدار ساخت.
خط قرمز پاپ: «اگر میخواهید انتقاد کنید، بر پایه حقیقت باشد»پاپ لئو در برابر این موج انتقادات ایستاد. پس از اتهامات جدید ترامپ، بیانیهای کوتاه اما پرمعنا صادر کرد: «اگر کسی میخواهد به خاطر موعظه انجیل از من انتقاد کند، باید این کار را بر پایه حقیقت انجام دهد».این شاید شیواترین توبیخ اخلاقی از سوی بالاترین مقام مسیحیت در قرن حاضر بود که بیپرده به رئیسجمهور آمریکا یادآوری کرد: برای نقد، باید راست گفت.پاپ در ماههای گذشته در سفر تاریخی خود به الجزایر – نخستین سفر یک پاپ به این کشور پس از استقلال – پا برهنه وارد مسجد شد، در کنار امام جماعت به دعا ایستاد و فریاد زد: «از اسلام نترسید!». این تصاویر در شبکههای پادگانی غرب چنان تکاندهنده بود که حتی تندترین حامیان ترامپ نیز نتوانستند آن را نادیده بگیرند.دو پارادایم غیرقابل آشتیتقابل میان دونالد ترامپ و پاپ لئو چهاردهم، فراتر از چند کنایه سیاسی در تارنمای «تروث سوشال» بود. این دوراهی، نمایش عریان دو پارادایم متفاوت از اداره جهان است: از یک سو مدلی که «قدرت را در بمب» میجوید و برای تحقق اهداف خود، از دروغ، اتهامزنی و تغییر حقیقت ابایی ندارد و از سوی دیگر، گفتمانی که «اخلاق و صلح» را اصل میداند و برای خدا و حقیقت، ارزشی بنیادین قائل است.این نبرد در افکار عمومی کاتولیکهای جهان و آمریکا واکنشهای متفاوتی در پی داشته است و این یک رویارویی ساده نیست: دو رهبر با دو جهانبینی متفاوت؛ کسی که «قدرت را در بمب» و دیگری که «صلح را در گفتوگو» میجوید. این تضاد، پایههای یک ائتلاف دیرینه را نشانه رفته است.
برای دنبالکردن تحلیلها و گزارشهای مرتبط با حوزه غربشناسی، رسانه های معاند، پهلوی، اپوزیسیون و گروهکهای ضدانقلاب به صفحه «دیدهبان غرب» مراجعه کنید. 10:32 - 17 اردیبهشت 1405