افول هژمونی غرب و بن بست اخلاقی اسرائیل
جنگ غزه تنها یک رویارویی منطقهای نیست بلکه به آیینهای برای سنجش قدرت و مشروعیت غرب بدل شده است. همزمان با بحرانهای اقتصادی و شکافهای اجتماعی در آمریکا و اروپا حمایت بیقید و شرط واشنگتن از اسرائیل پرسشهای جدی درباره آینده نظم غربی و انتقال تدریجی قدرت در جهان ایجاد کرده است.
گروه دیدهبان غرب: در ماههای اخیر رأی دیوان بینالمللی دادگستری درباره غیرقانونی بودن تداوم اشغال سرزمینهای فلسطینی و همچنین تداوم جلسات بررسی اتهام نسلکشی علیه اسرائیل در پی شکایت آفریقای جنوبی بار دیگر شکاف عمیق میان افکار عمومی جهانی و سیاست رسمی غرب را آشکار کرده است. همزمان مجمع عمومی سازمان ملل چندین بار با اکثریت قاطع خواستار آتشبس فوری در غزه شده اما ایالات متحده در شورای امنیت با استفاده از حق وتو مانع صدور قطعنامه الزامآور شده است. این دوگانه رفتاری به نماد بحران مشروعیت غرب در عرصه بینالمللی تبدیل شده است.آمارها نشان میدهد که جنگ غزه به یکی از پرهزینهترین بحرانهای انسانی دهههای اخیر بدل شده است. طبق گزارشهای نهادهای وابسته به سازمان ملل تا پایان سال ۲۰۲۴ دهها هزار فلسطینی کشته و صدها هزار نفر آواره شدهاند و زیرساختهای حیاتی غزه از جمله بیمارستانها و مدارس آسیب جدی دیده است. در چنین شرایطی استمرار ارسال تسلیحات آمریکایی به اسرائیل و تصویب بستههای کمک نظامی چند ده میلیارد دلاری در کنگره آمریکا تصویری متناقض از ادعاهای حقوق بشری غرب ارائه میدهد. شکاف میان دولتها و ملتهایکی از مهمترین نشانههای زوال نرم قدرت غرب شکاف روزافزون میان دولتهای غربی و افکار عمومی خود آنهاست. در ماههای گذشته شهرهای بزرگ آمریکا اروپا و استرالیا شاهد بزرگترین تظاهرات ضدجنگ در سالهای اخیر بودهاند. دانشگاههای معتبر آمریکایی از هاروارد تا کلمبیا صحنه اعتراضات دانشجویی علیه حمایت واشنگتن از اسرائیل شدند و صدها استاد و پژوهشگر نسبت به محدود شدن آزادی بیان در دفاع از فلسطین هشدار دادند.نظرسنجیهای مؤسسات معتبر آمریکایی نشان میدهد که میزان حمایت نسل جوان آمریکا از اسرائیل نسبت به دهههای گذشته به شکل محسوسی کاهش یافته است. بخشی از جامعه آمریکا سیاست خارجی کشور را متناقض با ارزشهای اعلامی مانند دموکراسی و حقوق بشر میداند. این شکاف نسلی و اجتماعی در بلندمدت میتواند بر جهتگیری سیاست خارجی آمریکا اثرگذار باشد.در اروپا نیز شرایط مشابهی حاکم است. دولتهای اروپایی که در بحران اوکراین خود را مدافع تمامیت ارضی و حقوق بینالملل معرفی میکردند در قبال غزه با استانداردی متفاوت عمل کردهاند. همین دوگانگی باعث افزایش بدبینی افکار عمومی جهانی نسبت به مفهوم نظم مبتنی بر قواعد شده است. کشورهای جنوب جهانی از آمریکای لاتین تا آفریقا این رفتار را نشانهای از سیاسی بودن معیارهای غربی میدانند.
بحران درونی تمدن غربدر کنار تحولات ژئوپلیتیک بحرانهای ساختاری در درون جوامع غربی نیز روند افول را تسریع کرده است. رشد بدهی عمومی آمریکا که از مرز ۳۴ تریلیون دلار عبور کرده فشار سنگینی بر اقتصاد این کشور وارد کرده است. تورم بالا در سالهای اخیر و کاهش قدرت خرید طبقه متوسط شکافهای اجتماعی را تعمیق کرده است. در اروپا نیز پیامدهای جنگ اوکراین از جمله افزایش قیمت انرژی و رکود صنعتی به نارضایتی عمومی دامن زده است.همزمان موج پوپولیسم راست و چپ در بسیاری از کشورهای غربی قدرت گرفته است. از فرانسه و آلمان تا ایتالیا و هلند احزاب منتقد ساختار سنتی اتحادیه اروپا جایگاه خود را تقویت کردهاند. در آمریکا نیز قطبیسازی سیاسی به سطح بیسابقهای رسیده و اعتماد عمومی به نهادهای رسمی کاهش یافته است. این روندها نشانههایی از فرسایش سرمایه اجتماعی در غرب به شمار میرود.در حوزه فرهنگی نیز منتقدان از گسترش فردگرایی افراطی و تضعیف نهاد خانواده سخن میگویند. آمارهای رسمی در بسیاری از کشورهای اروپایی کاهش نرخ زاد و ولد را نشان میدهد که در برخی موارد به کمتر از سطح جانشینی رسیده است. پیر شدن جمعیت و وابستگی به مهاجرت برای حفظ نیروی کار چالشهای جدیدی ایجاد کرده است. در چنین فضایی انسجام هویتی و اعتماد به نفس تمدنی غرب با پرسشهای جدی روبهروست.
جنگ غزه و فرسایش اعتبار آمریکاحمایت بیقید و شرط آمریکا از اسرائیل در جنگ غزه به عاملی کلیدی در فرسایش اعتبار جهانی این کشور تبدیل شده است. واشنگتن که پس از جنگ سرد خود را رهبر نظم لیبرال معرفی میکرد اکنون با اتهام معیارهای دوگانه مواجه است. در حالی که آمریکا در قبال بحران اوکراین بر لزوم احترام به مرزهای بینالمللی تأکید دارد در قبال تداوم شهرکسازی اسرائیل و محاصره غزه رویکردی متفاوت اتخاذ کرده است.رأی مشورتی دیوان بینالمللی دادگستری در سال ۲۰۲۴ که تداوم اشغال سرزمینهای فلسطینی را مغایر حقوق بینالملل دانست فشار حقوقی و اخلاقی بر حامیان اسرائیل را افزایش داده است. هرچند این رأی الزامآور نیست اما از منظر سیاسی اهمیت بالایی دارد. بسیاری از کشورهای جنوب جهانی آن را سندی بر ضرورت بازنگری در ساختار قدرت جهانی میدانند.از سوی دیگر رشد نقش بازیگرانی مانند چین روسیه و قدرتهای منطقهای در خاورمیانه نشان میدهد که انحصار آمریکا بر مدیریت بحرانهای جهانی در حال کاهش است. میانجیگری چین در توافق ایران و عربستان در سال ۲۰۲۳ نمونهای از این تغییر موازنه بود. اکنون نیز برخی کشورها تلاش دارند در موضوع فلسطین نقش فعالتری ایفا کنند و این خود نشانهای از گذار تدریجی به نظمی چندقطبی است.
برای دنبالکردن تحلیلها و گزارشهای مرتبط با حوزه غربشناسی، رسانه های معاند، پهلوی، اپوزیسیون و گروهکهای ضدانقلاب به صفحه «دیدهبان غرب» مراجعه کنید. 18:00 - 25 بهمن 1404