دلار زیر آوار افول قدرت آمریکا
در سالهای اخیر، دلار آمریکا با چالشهایی روبهرو شده که بهطور منحصربهفردی موقعیت آن را در نظام مالی جهانی به پرسش کشیده است. از کاهش ارزش و نقش سنتیاش در تجارت جهانی تا تلاشهای چندجانبه برای کاهش وابستگی به دلار، نظم تکقطبی آمریکا با تردیدهای جدی مواجه شده است.
گروه دیدهبان غرب: آمریکا از سال ۲۰۲۵ شاهد افت قابلتوجه ارزش دلار بوده است. ارزش دلار بیش از ۱۰ درصد کاهش یافته و کارشناسان آن را ناشی از سیاستهای اقتصادی نامطمئن، بدهیهای رو به رشد و خروج سرمایهگذاران خارجی میدانند. این روند نه تنها موجب افزایش قیمت کالاهای وارداتی و تورم شده، بلکه نگرانیهای نسبت به اعتماد جهانی به دلار را نیز تشدید کرده است. اگرچه دلار هنوز ارز رزرو غالب جهان باقی مانده و بخش زیادی از معاملات بینالمللی با آن انجام میشود، وضعیت فعلی نشان میدهد که پایههای قدرت اقتصادی و مالی آمریکا دستخوش فشار شده است. بر اساس دادهها، تقریباً ۶۰ درصد ذخایر ارزی جهان به دلار اختصاص دارد، اما سهم دلار در تجارت و ذخایر بینالمللی نسبت به دهههای پیش کاهش یافته است. این افت ارزش نمیتواند بهسرعت به فروپاشی هژمونی منجر شود، اما نشانههای فرسایش تدریجی آن در منظر جهانی را برجسته میکند. چالش رقبای اقتصادی بزرگیکی از مهمترین عوامل فشار بر دلار، تلاش قدرتهای اقتصادی مانند چین برای کاهش وابستگی به ارز آمریکا است. کشورها در سالهای اخیر بهصورت فزایندهای ذخایر خود را متنوع کرده و بهویژه چین حجم داراییهای خود در اوراق قرضه آمریکایی را کاهش داده و به سمت ذخیره طلا و داراییهای دیگر رفتهاند. چین بهدنبال توسعه یوآن و ایجاد گزینههای ارزی رقیب برای معاملات بینالمللی است، هرچند که کارشناسان اشاره میکنند جایگزینی دلار کار سادهای نیست و به زیرساختهای عمیق مالی، اعتماد بلندمدت سرمایهگذاران و تغییرات نهادی گسترده نیاز دارد. این تلاشها بخشی از روند بزرگتری است که به آن «دلارزدایی» گفته میشود؛ فرایندی که در آن کشورها سعی دارند بخش بیشتری از تجارت و ذخایر خارجی را به ارزهای دیگر اختصاص دهند.
نظم چندقطبی در حال شکلگیریبا افزایش قدرت اقتصادی و مالی اقتصادهای نوظهور، نظام جهانی بهسوی چندقطبی شدن پیش میرود. این بدان معنا نیست که دلار بهسرعت فرو میریزد، بلکه به این معناست که توازن قدرت در اقتصاد جهانی در حال بازتنظیم است.در یک نظم چندقطبی، کشورهای مختلف تلاش میکنند تا جایگاه مستقل اقتصادی و مالی خود را تقویت کنند و بهتدریج از تسلط دلار فاصله بگیرند، اما این تغییرات اغلب تدریجی و بلندمدت هستند، نه ناگهانی یا سریع. البته حذف کامل دلار بهعنوان ارز غالب نیازمند توافقها، ساختارهای مالی و نهادهای جایگزین قوی است که هنوز در سطح جهانی شکل نگرفتهاند.
هزینههای احتمالی تغییر نظام ارزیاگر تغییر در نقش دلار بهصورتی جدی رخ دهد، پیامدهای گستردهای بر اقتصاد جهانی خواهد داشت. بر اساس تحلیلها، گسترش نقش ارزهای دیگر یا سیستمهای مالی موازی میتواند:نرخ بهره جهانی را تحت تأثیر قرار دهدتجارت بینالمللی را پیچیدهتر کندهزینههای مالی برای دولتها افزایش یابداین تغییرات میتوانند رشد اقتصادی جهانی را کاهش دهند و خطر بحرانهای مالی را افزایش دهند، بهویژه اگر بازارها بدون برنامه و هماهنگی بهسمت چندگانه شدن حرکت کنند. به هر حال، این فرایند نهفقط یک چالش برای آمریکا، بلکه یک پدیده ساختاری در اقتصاد جهانی است که نیازمند بازتعریف نقش ارزها، نهادهای مالی و همکاریهای بینالمللی است.
گذار آرام یا نظم نوین؟تحولات اخیر نشان میدهد که هژمونی دلار تحت فشار است، اما فروپاشی ناگهانی و سریع ساختار آن فعلاً در افق نزدیک قابل انتظار نیست. در عوض، اقتصاد جهانی در حال تجربه گذار تدریجی به یک نظام چندقطبی است، جایی که دلار دیگر تنها بازیگر مسلط نیست، اما هنوز نقش کلیدی خود را حفظ میکند.این گذار، هرچند ممکن است برای ایالات متحده و دلار چالشهایی ایجاد کند، همچنین فرصتی برای بازتعریف همکاریهای مالی جهانی و شکلدهی به فرهنگ مالی جدید در جهان است که در نهایت میتواند نظام اقتصادی را انعطافپذیرتر و چندصداییتر کند.
برای دنبالکردن تحلیلها و گزارشهای مرتبط با حوزه غربشناسی، رسانه های معاند، پهلوی، اپوزیسیون و گروهکهای ضدانقلاب به صفحه «دیدهبان غرب» مراجعه کنید. 19:02 - 16 بهمن 1404