پشت پرده عقب نشینی آمریکا از ادعای حمله به ایران
در حالی که واشنگتن همزمان با ناآرامیهای داخلی ایران سناریوی تشدید تنش را بررسی میکرد، هشدارهای محرمانه کشورهای منطقه و حتی برخی متحدان آمریکا نشان داد حمله نظامی نهتنها معادله قدرت را تغییر نمیدهد، بلکه میتواند جامعه ایران را در برابر تهدید خارجی به یک بلوک منسجم تبدیل کند.
گروه دیدهبان غرب: گزارش اختصاصی شبکه انبیسی آمریکا، که به نقل از منابع مطلع منتشر شده، از یک واقعیت مهم پرده برمیدارد: در روزهای اخیر، برخی مقامات اسرائیلی و عربی به دولت دونالد ترامپ هشدار دادهاند که حمله نظامی به ایران، برخلاف تصورات اولیه، نه به فروپاشی سیاسی بلکه به انسجام اجتماعی منجر خواهد شد. این هشدارها در مقطعی مطرح شده که واشنگتن همزمان با آشوبهای داخلی در ایران، در حال ارزیابی گزینههای سخت علیه تهران بوده است.بر اساس این گزارش، ارزیابی مشترک این مقامات آن است که ساختار سیاسی ایران، علیرغم فشارهای اقتصادی، عملیات روانی و ناآرامیهای خیابانی، به اندازهای تضعیف نشده که یک حمله خارجی بتواند آن را از درون فرو بریزد. برعکس، تجربههای پیشین نشان داده است که تهدید بیرونی، شکافهای داخلی را موقتاً به حاشیه میراند و اولویت امنیت ملی را در صدر مطالبات اجتماعی قرار میدهد. هشدارهایی که پشت درهای بسته داده شدنکته قابل توجه در گزارش انبیسی، «خصوصی بودن» این هشدارهاست. برخلاف مواضع علنی که معمولاً با ادبیات تند علیه ایران همراه است، در جلسات غیررسانهای، نگاه واقعگرایانهتری حاکم بوده است. یکی از مقامات منطقهای به صراحت به دولت ترامپ گفته است که هرگونه حمله یا تشدید تنش، ایرانیان را همانند تجربههای گذشته، زیر پرچم جمهوری اسلامی متحد خواهد کرد.این ارزیابی، صرفاً مبتنی بر تحلیل سیاسی نیست، بلکه ریشه در تجربههای تاریخی منطقه دارد. از جنگ تحمیلی دهه ۶۰ گرفته تا ترور فرماندهان نظامی ایران در سالهای اخیر، واکنش اجتماعی در ایران همواره نشان داده که تهدید خارجی میتواند موقتاً اختلافات داخلی را به انسجام ملی تبدیل کند.
محاسبه اشتباه درباره ناآرامیهادر مقطع ناآرامیهای داخلی، برخی محافل در واشنگتن و تلآویو تصور میکردند که ایران در موقعیتی شکننده قرار دارد. عملیات رسانهای گسترده، تحریمهای فشرده و حمایت آشکار از آشوبها، بخشی از پازل فشار حداکثری بود. اما هشدار مقامات منطقهای نشان میدهد این تصویر، دستکم در سطح تصمیمسازی، مورد تردید جدی قرار گرفته است.بر اساس همین گزارش، این مقامات معتقدند ناآرامیهای داخلی، اگرچه هزینهزا بوده، اما به سطحی نرسیده که مشروعیت سیاسی نظام را بهطور برگشتناپذیر تضعیف کند. از نگاه آنها، پیوند زدن این شرایط به یک حمله نظامی، نه یک فرصت، بلکه یک ریسک بزرگ برای آمریکا و متحدانش خواهد بود.
تجربه جنگ ۱۲ روزه و درسهای فراموشنشدهاشاره یکی از مقامات منطقهای به «حمله ماه ژوئن» در گزارش انبیسی، اهمیت ویژهای دارد. تجربه آن مقطع نشان داد که حتی در شرایط فشار اقتصادی و نارضایتی اجتماعی، واکنش عمومی در برابر تهدید خارجی، تغییر میکند. صفبندیها بازتعریف میشود و مفهوم «دفاع از کشور» جایگزین مطالبات پراکنده میگردد.این تجربه، بهویژه برای کشورهای منطقه غرب آسیا که مستقیماً در معرض پیامدهای هرگونه درگیری هستند، یک زنگ خطر جدی محسوب میشود. تشدید تنش با ایران، نهتنها معادلات داخلی تهران، بلکه کل توازن امنیتی منطقه را دستخوش تغییر میکند.
اجماع نانوشته علیه گزینه نظامیمجموع این دادهها نشان میدهد که در پسِ مواضع رسمی و شعارهای رسانهای، نوعی اجماع نانوشته علیه گزینه نظامی در حال شکلگیری است. حتی بازیگرانی که در سطح علنی از فشار بر ایران حمایت میکنند، در محاسبات واقعی خود به این جمعبندی رسیدهاند که حمله نظامی، هزینهای بیش از دستاورد خواهد داشت.برای واشنگتن، این به معنای محدود شدن گزینههاست؛ و برای ایران، نشانهای از آنکه علیرغم همه فشارها، همچنان یکی از متغیرهای تعیینکننده در معادلات منطقهای باقی مانده است. واقعیتی که نه با آشوبهای داخلی از بین میرود و نه با تهدیدهای نظامی قابل حذف است.
برای دنبالکردن تحلیلها و گزارشهای مرتبط با حوزه غربشناسی، رسانه های معاند، پهلوی، اپوزیسیون و گروهکهای ضدانقلاب به صفحه «دیدهبان غرب» مراجعه کنید. 17:57 - 2 بهمن 1404