عاقبت وطن‌فروشی

ونس گفته است: ترامپ هرگز نگفت هدفش از آغاز جنگ علیه ایران روی کار آوردن رضا پهلوی است.
به گزارش خبرگزاری فارس، وطن امروز نوشت: پس از پایان جنگ ۴۰ روزه و تفاهم آمریکا با ایران برای پایان دادن به جنگ، حالا نوبت به اظهارات صریح و بی‌پرده مقامات ارشد آمریکا رسیده تا آخرین میخ را بر تابوت آرزوهای واهی اپوزیسیون خارج‌نشین، بویژه جریان تروریست سلطنت‌طلب و حامیان ربع پهلوی بکوبند.این جریان که سال‌ها با لابی‌گری گسترده در واشنگتن و تل‌آویو، خود را آلترناتیو و نماینده مشروع مردم ایران جا زده بود، رؤیای بازگشت به قدرت از طریق دخالت نظامی خارجی را به عنوان تنها راه نجات خود می‌دید اما اظهارات اخیر دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا و جی‌دی ونس، معاون او، مانند تیر خلاصی عمل کرد که نه‌تنها این رؤیاها را بر باد داد، بلکه ماهیت وابسته و متوهم این گروهک‌ها را بیش از پیش آشکار کرد.ونس روز گذشته در گفت‌وگوی زنده و آنلاین با برنامه مگین کلی، با صراحت تمام خط بطلان بر انتظارات سلطنت‌طلبان کشید. او گفت: «ترامپ هیچ‌وقت نگفت ما می‌خواهیم رضا پهلوی را به‌ عنوان رهبر جدید ایران منصوب کنیم. چیزی که او گفت این بود که اگر مردم ایران می‌خواهند به ‌پا خیزند، مربوط به خودشان است. چیزی که برای ما مهم است، پایان برنامه هسته‌ای ایران است». این سخنان که مستقیماً به یکی از اصلی‌ترین توهمات اپوزیسیون اشاره داشت، نشان‌دهنده تغییر اولویت‌های سیاست خارجی آمریکا پس از جنگ اخیر علیه ایران است. معاون رئیس‌ جمهور آمریکا تأکید کرد واشنگتن به دنبال مهندسی تغییر رژیم از بیرون نیست و هرگونه تحول داخلی باید توسط خود ایرانیان رقم بخورد. این موضع، عملاً هرگونه وعده یا اشاره قبلی مبنی بر حمایت از پهلوی را انکار کرده و سلطنت‌طلبان را در موقعیتی کاملا بی‌دفاع قرار داده است.
یک روز قبل از این اظهارات ونس نیز خود ترامپ در مصاحبه‌ای مفصل با روزنامه وال‌استریت ژورنال ادعا کرد هرگز هدفش تغییر رژیم ایران نبوده است. وی صراحتاً گفت تغییر رژیم جواب نمی‌دهد و چنین رویکردهایی معمولاً منجر به هرج ‌و مرج، بی‌ثباتی منطقه‌ای و ظهور گروه‌های افراطی‌تر می‌شود. ترامپ با اشاره به تجربیات گذشته آمریکا در عراق، لیبی و افغانستان، تأکید کرد دخالت مستقیم برای سرنگونی رژیم‌ها نه‌تنها هزینه‌های هنگفتی دارد، بلکه اغلب نتیجه معکوس می‌دهد. او اولویت سیاست خود را «آرامش سریع، جلوگیری از خلأ قدرت و تمرکز بر برنامه هسته‌ای ایران» دانست. این اظهارات که با لفاظی‌های دوران جنگ او تفاوت فاحشی داشت، مهر تأییدی بود بر پایان پروژه براندازی در ایران.این ۲ موضع‌گیری پی در پی، موجی عظیم از ناامیدی، سرخوردگی و حتی خشم را در اردوگاه اپوزیسیون ضدایرانی ایجاد کرده است. گروه‌هایی که ماه‌ها در رسانه‌های پارسی‌زبان خارج و شبکه‌های اجتماعی، پیروزی قریب‌الوقوع آمریکا بر ایران یا شورش داخلی با حمایت آمریکا را تبلیغ می‌کردند، اکنون با واقعیتی تلخ مواجه شده‌اند: کارت‌شان سوخته و واشنگتن دیگر هیچ سرمایه‌گذاری سیاسی‌ای بر آنها ندارد؛ بویژه سلطنت‌طلبان حامی ربع پهلوی که در تمام مدت جنگ با تجمعات چند ده نفره‌شان در لندن، واشنگتن و برلین، انتظار داشتند پس از پیروزی نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی بر ایران، قدرت به دست دیکتاتورزاده پهلوی بیفتد، اکنون احساس خیانت عمیقی می‌کنند. آنها معتقدند آمریکا و صهیونیست‌ها با وعده‌ براندازی جمهوری اسلامی در ایران، فریب‌شان دادند و حالا تنهای‌شان گذاشته‌اند.
این حس خیانت، در پست‌ها و کامنت‌های شبکه‌های اجتماعی این جریان به وضوح دیده می‌شود؛ جایی که از «دروغ بزرگ ترامپ» و «خیانت نتانیاهو» می‌گویند.. جنگ سوم تحمیلی؛ پروژه براندازی پنهان پشت عملیات نظامیجنگ ۴۰ روزه‌ای که از ۹ اسفند با حملات گسترده آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران آغاز شد و تا ۱۹ فروردین ادامه یافت، هرگز صرفاً یک عملیات نظامی محدود برای نابودی توانمندی موشکی و هسته‌ای نبود. این جنگ، پروژه‌ای جامع برای براندازی جمهوری اسلامی و در نهایت تجزیه ایران را نیز در دل خود داشت. ترورهای هدفمند، از جمله شهادت رهبر حکیم انقلاب اسلامی و تعدادی از فرماندهان ارشد نیروهای مسلح، بخشی از استراتژی «شوک و فروپاشی از درون» بود. هدف این بود که با ایجاد خلأ رهبری، انسجام نظام را از بین ببرند و زمینه را برای شورش داخلی فراهم کنند.درست ساعاتی پس از آغاز حملات، ترامپ ویدئویی ۸ دقیقه‌ای خطاب به مردم ایران منتشر کرد. در این ویدئو، او با لحنی تحریک‌آمیز گفت: «زمان آن رسیده که مردم ایران دست به کار شوند و دولت‌شان را بگیرند. این آخرین فرصت شماست». ترامپ وعده داد کمک در راه است و تأکید کرد نیروهای آمریکایی و اسرائیلی کار مقدماتی را انجام داده‌اند و حالا نوبت شورش مردمی است. او حتی به گروهک‌های اپوزیسیون اشاره کرد و گفت کسانی که سال‌ها برای آزادی ایران تلاش کرده‌اند، باید این لحظه را غنیمت بشمارند.ترامپ در روز دوم جنگ نیز با انتشار فیلمی خطاب به اپوزیسیون ضدایرانی گفت: «من از همه میهن‌پرستان ایرانی که آرزوی آزادی دارند می‌خواهم که از این لحظه استفاده کنند، شجاع باشند، شجاع باشند، قهرمان باشند و اکنون کشور خود را پس بگیرند. آمریکا با شماست».
او خطاب به نیروهای مسلح ایران هم گفته بود: «من بار دیگر از سپاه پاسداران، ارتش و نیروی انتظامی ایران می‌خواهم سلاح‌های خود را زمین بگذارند و مصونیت کامل بگیرند، اگرنه با مرگ حتمی مواجه خواهند شد».این سخنان، همراه با دعوت‌های مکرر پیش از جنگ از گروهک‌های تروریست اپوزیسیون برای آماده‌سازی مردم، ذهنیت محکمی در میان اپوزیسیون خارج‌نشین ایجاد کرد که جنگ، صرفاً مقدمه‌ای برای تغییر رژیم و به قدرت رسیدن آنهاست.در نتیجه، بسیاری از این گروهک‌ها به‌خصوص حامیان پهلوی، باطن ضدایرانی و ضدمیهنی خود را بدون پرده‌پوشی به نمایش گذاشتند.هر حمله به تأسیسات نظامی یا شهرهای ایران و شهادت مردم مظلوم، با پست‌های شادمانی، ویدئوهای جشن و هشتگ‌های «بالاخره» در شبکه ایکس و اینستاگرام همراه بود. تجمعاتی در شهرهای اروپا و آمریکا برگزار شد که در آنها پرچم‌های منحوس رژیم صهیونیستی و آمریکا در کنار پرچم شیر و خورشید دیده می‌شد. این تصاویر، برای ایرانیان، نمادی از خیانت آشکار بود.اما آنچه در میدان رخ داد، کاملاً با این توهمات متفاوت بود. جمهوری اسلامی علی‌رغم تحمل ضربات سنگین و شهادت‌های دردناک، نه‌تنها دچار فروپاشی نشد، بلکه با انسجام مثال‌زدنی، مقاومتی ۴۰ روزه را رقم زد و نیروهای مسلح با حفظ توان عملیاتی، ضربات مؤثری به دشمن آمریکایی - صهیونیستی وارد کرد. این پایداری، محاسبات واشنگتن را به هم ریخت و نشان داد پروژه براندازی، حتی با حمایت تمام‌عیار نظامی، شکست خورده است.
با این حال، در اوج عملیات‌های ترور موفق، ترامپ سرمست از پیروزی‌های تاکتیکی، در چند اظهار نظر مدعی شد تغییر رژیم عملاً اتفاق افتاده و رژیم در حال مرگ است. اپوزیسیون نیز با همین خیال باطل، به جشن و پایکوبی پرداخت و ضدیت با ایران را به اوج رساند اما این شادی، بسیار زودگذر بود.از اوج شوق به دره ناامیدی و حس خیانتحالا همه آن هیجان و شوق وطن‌فروشی، به ناامیدی مطلق و حس عمیق خیانت تبدیل شده است. رسانه‌های پارسی‌زبان خارج‌نشین که در طول جنگ نقش اصلی را در تطهیر تجاوز، پخش اخبار حملات به ایران و تشویق به شورش ایفا می‌کردند - از اینترنشنال و بی‌بی‌سی فارسی تا منوتو و صدای آمریکا - اکنون چرخش ۱۸۰ درجه‌ای کرده‌اند و رو به انتقاد تند از ترامپ آورده‌اند.برای مثال، آرش آرامش، کارشناس شبکه اینترنشنال، در برنامه زنده این شبکه با عصبانیت گفت: «ترامپ یک دروغگوی کذاب است و به هیچ‌کدام از وعده‌های خود عمل نکرد». این نوع اظهارات که قبلاً غیرقابل تصور بود، حالا به ادبیات عادی اپوزیسیون تبدیل شده و نشان‌دهنده عمق سرخوردگی آنهاست.فضای ناامیدی به قدری گسترده است که حتی مقامات رژیم صهیونیستی وارد عمل شده‌اند تا با تنفس مصنوعی، جنازه بی‌جان اپوزیسیون را زنده نگه دارند. نفتالی بنت، نخست‌وزیر پیشین رژیم در گفت‌وگو با اینترنشنال خطاب به مردم ایران گفت: «امیدتان را از دست ندهید، اسرائیل به سرنگونی آیت‌الله‌ها کمک می‌کند». بنت ادعا کرد طرحی مفصل برای کمک به ایرانیان جهت سرنگونی جمهوری اسلامی تهیه کرده و ادامه داد: «ما همه کار انجام می‌دهیم تا در نهایت این رژیم را سرنگون کنیم».
این وعده‌ها بیشتر جنبه دلگرمی روانی و پروپاگاندا دارد تا یک برنامه عملی جدی. در شرایطی که ترامپ و ونس صراحتاً هرگونه پروژه تغییر رژیم را رد کرده‌اند و اولویت را توافق هسته‌ای قرار داده‌اند، چنین اظهاراتی از سوی بنت بیشتر تلاشی است برای جلوگیری از فروپاشی کامل روحیه اپوزیسیون.به همه این دلایل، شکست راهبردی آمریکا در پروژه براندازی، همراه با تکذیب رسمی هرگونه حمایت از ربع پهلوی و جریان سلطنت‌طلب، ضربه‌ای مهلک و جبران‌ناپذیر به این گروهک‌ها وارد کرده است. آنها که با نمایش تمام‌عیار بی‌وطنی و خیانت به هم‌میهنان، انتظار پاداش داشتند، نه‌تنها هیچ سهمی به دست نیاوردند، بلکه حتی امیدهای واهی‌شان توسط خود آمریکایی‌ها انکار شد. سرنوشت تلخ وطن‌فروش‌ها باید درس عبرت بزرگی برای همه کسانی باشد که فکر می‌کنند می‌توانند با تکیه بر دشمن خارجی، تجاوز و خیانت به میهن، به قدرت برسند. تاریخ بارها نشان داده قدرت‌های خارجی مانند آمریکا، نیروهای نیابتی و اپوزیسیون وابسته را فقط تا زمانی که به دردشان بخورند، استفاده می‌کنند و در لحظه‌ای که منافع‌شان ایجاب کند، آنها را مثل دستمال مصرف‌شده دور می‌اندازند.
08:45 - 29 خرداد 1405
منتخب رسانه ها

1 بازنشر5 واکنش
49٫2k بازدید



2 پاسخ

@user1751673403394 ساعت پیش
در پاسخ به و
تصویر نمایه‌ی ‌بورس ایران‌
بورس ایران

@Burse99  •  1 روز پیش

بررسی عملکرد شورای رقابت از سال ۸۹ تا به حال
مطالبه

بررسی و ارزیابی عملکرد شورای رقابت و اعضای آن

شورای رقابت دقیقا جز تایید گرانی چه کاری کرده است؟ متولی شورای رقابت چه کسانی بودند؟ چه کسی بر اعضا شورای رقابت نظارت می‌کنند؟ نحوه انتصاب اعضای شورای رقابت چگونه است؟ افراد شورای رقابت معرفی شوند و بررسی شود تا به حال چه کارهایی را انجام دادند که موجب شده تا رقابت سالم در تجارت و اقتصاد ما شکِل بگیرد. توضیحی که در اینترنت پیدا می‌کنید: در حقیقت شورای رقابت نهادی فرا قوه‌ای است که به مقررات‌گذاری در زمینه رقابت در بازار پرداخته و همچنین به عنوان مرجع شکایات درباره تخلفات از مواد فصل نهم قانون اجرای سياست‌های کلی اصل چهل و چهارم قانون اساسی یعنی تسهيل رقابت و منع انحصار عمل می کند. جای تعجب است در جایی که اقتصاد کاملا در اختیار انحصارطلب‌ها است و اقتصادی کاملا بسته، دولتی و شبه دولتی است ، این شورا این وسط چه می‌کند؟ چیزی که ما تا به حال از این شورا دیدیم ، فقط تایید گرانی خودرو بوده است! عملکرد این شورا باید کاملا بررسی شود ، تا اگر فایده ای نداشته است، از سیستم بوروکراسی کشور حذف شود. بارزترین و خبرسازترین مورد ی که اسم و نقش شورای رقابت در آن بسیار پررنگ است، قیمت گذاری خودرو بوده ، این صنعت که یکی از بزرگ ترین تولیدکنندگان تورم و گران‌سازی‌ها در کشور ما بوده است. این شورا در زمانی که اقتصاد آزاد نیست و هر قسمت توسط گروهی اداره می‌شود، چقدر موفق بوده و به اهداف خود رسیده است؟ کی و چه کسی و چه نهادی و یا سازمانی بر خود شورای رقابت نظارت می‌کند؟ و این نهاد به چه کسی باید پاسخگو باشد؟

شورای رقابت، رئیس جمهور، وزرا، قوه قضائیه، سران قوا، کلیه سازمان ها ی مربوطه

0
100
گزارش از مطالبه

تصویر نمایه‌ی ‌مهدی حسنی‌
@Mehdihassani2 ساعت پیش
در پاسخ به
یک آدم بی عرضه که حتی قادر به جمع کردن خانواده خودش هم نیست آدم بی رگ بی غیرتی که دستمال دست هر دولتی می شود