ما در خیریه به دنبال دغدغهسازی هستیم/ کمک موسسات خیریه گسترده اما سطحی است
یکی از مدیران خیریه همت گفت: یکی از اصلیترین آفتهای نهادهای حمایتی این است که کارشان را گسترده کردهاند اما سطحی! مثلا به افراد مستمری ناچیزی در دراز مدت میدهند که شاید بودجه سنگینی برای آن اختصاص یافته باشد، ولی موثر نیست.
تابناک با یکی از مدیران «خیریه همت» که دوست ندارد نامی از وی برده شود، گفت و گویی انجام داده است که مشروح آن را در ادامه میخوانید: * به عنوان کسی که مدتهاست در این عرصه فعالیت میکنید، کدام راهکار را ترجیح میدهید؛ اینکه کمک نقدی صورت گیرد؟ بسته حمایتی تهیه و توزیع شود؟ افطاری دادن باشد یا راهکار دیگری؟به نظر بنده در مبحث خیریه نخستین نکتهای که حائز اهمیت است، جهان بینی افراد است.ما به دنیایی بدون خطوط مشکی و تاریک میاندیشیم؛ دنیایی که در آن فقر نباشد، معضلات اجتماعی و دیگر مشکلات نباشد و خلاهای دنیایی وجود نداشته باشد، ولی خاصیت دنیا چیز دیگری است و این مسائل را رقم میزند. اینجاست که هر کسی باید نقش خود را در این میان پیدا کن د ولزوما نقش همه، نقش عمده نیست. گاهی با نقش های کوچک میشود ارزش اصلی را یافت و به دست آورد.ما در خیریه همت دنبال یک پارادایمی واقعی هستیم که همان «دغدغه سازی» است؛ باید همه انسان ها دغدغه هم نوعانشان در دور و اطرافشان را داشته باشند. نشانه های دینی و عرفی این موضوع هم فراوان است که همه بسیار شنیدهایم و نیاز به تکرار بنده ندارد. به باور ما این دغدغه مندی خیلی ارزشمند است.اگر این دغدغه بوجود آمد، آن زمان باید به این بیاندیشیم که چگونه باید به آن عمل کرد. در خیریه همت، به شدت به دنبال نهادینه کردن سازوکار و استراتژی سنتی «حلقههای پیرامونی» هستیم.
یعنی هر کسی در وهله نخست به حلقه اول پیرامون خودش، یعنی خانوادهاش و بعد از به حلقه های پیرامونی خودش یعنی همسایه، فامیل نزدیک، هم محلهای و الی آخر بپردازدباورمان این است که اگر همه دغدغههایشان را به پیرامون خود تسری میدادند و توجه میکردند، مشکلات نه اینقدر گسترده میشد و نه اینقدر عمیق که به اینجا برسیم که با داشتن نهادهای موظفی با میلیاردها تومان بودجه، کاری پیش نرود. دلیل آن هم چیزی نیست جز اینکه این نهادها مبنایشان بر حلقه پیرامونی نبوده است.اگر بخواهم به پاسخ سوال برسم، باید بگویم که ما بر این باوریم که مدل خیریه همت مدلی کوچک بر اساس حلقههای پیرامونی است که همه میتوانند پیاده اش کنند؛ چگونه؟ به این صورت که کانونی معتبر تعریف کنند که مرکزی باشد برای به کارگیری توان افراد، ولو کم و اندک، برای انجام دادن چند اقدام موثر برای اطرافیان.* حالا که مدل را گفتید، چه توصیهای درباره چگونگی کمک کردن دارید؟نکته مهم بعدی، اولویت بندی نیازهاست. ما در خیریه همیت سعی کردهایم توجه مان را به اولویت های اصلیای که ممکن است برای برخی دغدغه لاینحل باشد، معطوف کنیم که درمان، مسکن، تامین جهیزیه از جمله آنهاست. البته بر این نکته هم تاکید داریم که به کمیت اصرار نداشته باشیم که نهایت آن ارائه گزارش عملکرد باشد. کیفیت خیلی مهم تر است.
شاید همین یکی از اصلی ترین آفت های نهادهای حمایتی است که کارشان را گسترده کردهاند اما سطحی! مثلا به افراد مستمری ناچیزی در دراز مدت میدهند که شاید بودجه سنگینی برای ان اختصاص یافته باشد، ولی موثر نیست کمکهای موثر هم میتواند نیاز افراد را به طور اساسی برطرف کند و هم میتواند پله موثری برای ترقی این افراد در آینده به شمار آید.البته یک آسیب شناسی در کار خیریه هست که بهتر ایت مد نظر قرار گیرد و آن حذف کردن وجه نقد از کمک های در نظر گرفته شده است چراکه معمولا افراد نیازمند عموما مشکلات و اصطلاحا چاله های زیادی در سر راه دارند، ممکن است پول نقد را در مسیری غیر از آنچه بانیان خیر نیت دارند، صرف کنند؛ لذا توصیه میکنیم که با همت مضاعفی، وجوه نقد را گرد آورده و صرف خرید اقلام مورد نیاز کنند و بعد این اقلام را به صورت هدیه، با بسته بندی زیبا تقدیم افراد نیازمند کنند.نباید عزت و احترام در این میان فراموش شود چراکه اغلب این خانواده ها آبرومندند و گاهی اصلا به جایی هم مراجعه نکرده و ترجیح میدهند با شرایط سخت خود سر کنند.* اینکه بستههای حمایتی تدارک ببینیم، به نظر خیلی رویکرد خوبی است اما اغلب شاهدیم که خیرات این ماه به صورت افطاری دادن و بعد از آن اعطای کمک های نقدی است. چگونه میتوان این کمک ها را به سمت بسته های حمایتی سوق داد که کارآمدتر به نظر میرسد؟به نظر بنده هر رویکردی که به ماجرا داشته باشیم، جایگاه خودش را دارد.
افطاری دادن سنتی حسنه است که اگر از اسراف و تشریفات به دور باشد، توصیه بزرگان دین هم هست؛ به ویژه برای آنها که مستمندند اینکه گاه ما اسیر حواشی میشویم ایراد ماست نه این رویکردهای خیر.افطاری دادن ممکن است جلوه گری میزبان ها برای میهمانان شود، ولی اگر این احسان در نظر گرفته شده، با اکرام و با عزت تلفیق شود و به نیازمند داده شود تا بتواند با خانواده خود تقسیم کند، حسن کار مضاعف خواهد شد. یعنی اگر کسی قرار است بانی افطاری شود و برای این کار هزینهای در نظر گرفته، میتواند این مبلغ را تقسیم کرده و با شکلی مناسب و مطلوب، به خانوادههای نیازمند هدیه کند. قطعا تاثیر این کار بیشتر است چراکه موجب تحکیم آن خانواده ها میشود.* اگر بخواهیم محتوای هدیه را ملموس تر کنیم، به نظر شما شامل چه اقلامی باشد بهتر است؟کافی است برنامه ریزی کنیم و یادمان نرود که کیفیت مهم تر از کمیت است. با لحاظ این موارد، هزینه جاری خانواده چهار پنج نفره برای چند وعده میتواند هدیه مناسبی باشد. اقلامی مانند برنج، روغن، حبوبات، اقلام پروتئینی، ماکارونی و امثال اینها که تهیه شان سخت نیست و برای معیشت روزمره نیازند.اگر بخواهم بر اساس مراجعاتی که داریم پاسخ بدهم، خیلی خانواده ها هستند که رویشان نمیشود مهمان به خانهشان بیاید؛ خانواده هایی که با آبرو داری زندگی میکنند اما روی پذیرایی از مهمان ندارند چراکه خانه شان خالی است. پر کردن خانه امثال این افراد کار خیلی مشکلی نیست.
شاید اگر به قدر آن سیلی ای که میتوان با آن صورت را سرخ نگه داشت به یاری شان برویم، اقدام موثری انجام داده باشیم* شاید اگر خیریه ها با هم هماهنگ شوند و دست در دست هم بگذارند، بشود این بسته های حمایتی را با تخفیف هم گرد آورد و خدمت بهتری ارائه داد.عموما خیریه ها چنین کاری میکنند. یعنی با خرید کلی تر، سعی میکنند خدمات بهتری را با نرخ تخفیف دار و کمتر ارائه دهند ولی باید بپذیریم که وقتی کار تشکیلاتی و هم افزایی اصولا در جامعه ما کم است. همانطور که میگویید، اگر چند خیریه کنار هم قرار بگیرند و توان های خردشان را جمع کنند، کار بزرگتر، موثر تر و حتی شاید کامل تری صورت میگرفت. درست مثل اینکه پول خردها را کنار هم بگذاریم و به اسکناس تبدیلشان کنیم.اما متاسفانه عدم انسجام و خیریه ها، مشکلی است که با آن مواجهیم. شاید عجیب باشد ولی حقیقت این است که ما بانک اطلاعاتی از خیریه ها در اختیار نداریم و نتوانسته ایم نیازمندان را شناسایی کنیم. حتی دولت با همه قدرت هایش در این ماجرا مشکل دارد و موفق نشده افراد نیازمند را شناسایی کند؛ این خیلی بد است. ممکن است خانواده ای تحت پوشش چند خیریه باشد و خانواده دیگری حتی شناسایی نشده باشد.* آفت دیگر این اتفاق هم ممکن است شناسایی برخی نیازمندان توسط چند خیریه یا افراد خیر و بی حمایت رها شدن برخی دیگر باشد. چگونه میشود به مردم در شناسایی افراد و خانوادههای نیازمند کمک کرد و توزیع بهتر کمک ها را رقم زد؟در این رابطه میتوانم به دو سه نکته اشاره کنم.
نخست آنکه نهادهای حمایتی که اطلاعات خوبی در این زمینه ها دارند، بعد از آنکه مراجعان را احراز هویت کردند و پی به سلامتشان بردند، این اطلاعات را در اختیار ایشان قرار میدهند مثلا اگر به بهزیستی و کمیته امداد مراجعه کنید، بعد از طی شدن روالی، این امکان وجود دارد که افراد نیازمندی را به شما معرفی کنند.البته این موضوع هم حواشیای میتواند داشته باشد چراکه نمیشود هدف افراد را با تمام خیرخواهی ای که نشان میدهند، متوجه شد و ممکن است مشکلاتی بروز کند. شاید همین مشکلات ممکن است موانعی در این راه بوجود آورد.نکته بعد که میتوانم به آن اشاره کنم این است که خیلی یافتن و شناسایی افراد نیازمند پیچیده و سخت نیست. شاید به قول سهراب سپهری تنها «چشم ها را باید شست» تا این افراد را شناخت. اگر کمی درست تر نگاه کنیم، دور و اطراف همه مان، حتی در خانواده و همسایگی مان از این دست افراد را میتوان یافت.اگر مقدور نشد، من پیشنهاد میکنم [در تهران] سری به بیمارستان شریعتی مراجعه کنید. جایی که کانون مراجعه بیماران سرطانی نیازمند پیوند مغز استخوان است. سری بزنید به بیمارستان کودکان مفید یا مرکز قلب تهران، داروخانه سیزده آبان و... ؛ چند دقیقه منتظر بایستید تا افرادی که برای امور روزمره، به ویژه در مسائل درمانی مشکل دارند را بیابید. البته در بیمارستان های دولتی خدا را شکر واحد مددکاری وجود دارد که به یاری نیازمندان میآیند و البته میتوانند در شناسایی این افراد به دیگران هم کمک خوبی باشند.
اگر فردی بخواهد کار خیر انجام دهد، شناسایی افراد نیازمند کار خیلی سختی نیست اما اگر قصد داشته باشیم خانوادههای نیازمند را شناسایی کنیم، کار دشوارتر میشود به ویژه آنکه متاسفانه مشکلاتی مانند اعتیاد در شناسایی این افراد سختی هایی پدید میآورد و ملاحظات را افزایش میدهد.* به نظر لازم به شرح و بسط نیست که دستگیری چه محاسنی میتواند به همراه داشته باشد و یا آفت هایی وجود دارند که ممکن است در این مسیر ناخواسته به آن دچار شویم. با این حساب چه کنیم که خیالمان راحت تر شود؟جدای آنکه تاکید بر هدیه دادن به جای وجه نقد میتواند ما را از آفت ها تا حدود زیادی دور کند، باید توجه داشته باشیم که تشخیص این مسائل دشوار و پیچیده است و به تحقیقات مقدماتی ما بستگی زیادی دارد. باید بپذیریم که همیشه موفق نخواهیم بود و ناخودآگاه ممکن است به انحرافاتی دچار شویم، اما میشود با تمهیداتی این خطا را حداقلی کرد.همین که پا در مسیر بگذاریم، با تحقیق و محکم کاری میتوان حاشیه ها و زوائد را کم کرد. کمی حساسیت و وسواس لازم دارد تا مصیبت های کار را کم کرد.* نظرتان راجع به صندوق های قرض الحسنه چیست که گاه محلی، خانوادگی و دوستانه به راه میافتد و در حد مقدورات دست هم را میگیرند؟قطعا قرض الحسنه بهتر از کار بلا عوض است ولی باید توجه داشته باشیم که گاه به دلیل گسترش بی حساب و کتاب این کار، موارد سو استفاده در این موارد زیاد شده است.
اگر افرادی هستند که میتوانند مبلغی اضافه بر نیاز خود به کار خیر بگیرند، بهتر است که سراغ صندوقهای قرض الحسنه معتبر بروند که الحمدلله تعدادشان هم زیاد است و معتمدین شناخته شده بالای سرشان حضور دارند و پولشان را آنجا قرار دهند و از طریق ایشان به افرادی که میخواهند دستگیری کنند، یاری برسانندبالاخره در این صندوق ها ساز و کاری برای باز پس گرفتن پول تعریف شده که در سایه آن میتوان به بازگشت پول امید داشت، از حاشیه ها دوری کرد و به افراد بیشتری کمک کرد.* و در پایان اگر صحبتی دارید؟به نظرم بد نیست به جمله ای از شهید خرازی اشاره کنم که وقتی از او پرسیدند جنگ چگونه است؟ پاسخ داد «جنگ را باید درست بنویسیم نه درشت!» میخواهم با وام گرفتن از این جمله درباره کار خیر بگویم: کار خیر را باید درست نوشت نه درشت!مطلب فوق مربوط به سایر رسانه ها می باشد وخبر گزاری فارس صرفا آن را باز نشر کرده است بازگشت به صفحه نخست گروه فضای مجازیانتهای پیام/.
11:01 - 24 تیر 1393