گروهی که جز النصرة حتی همه مخالفین بشار اسد را هم کافر می‌داند

گروه «دولت عراق و شام» به شکلی گسترده پیروان طوایف دیگر را هدف قرار می‌دهد، مثلا هرکس مسیحی یا درزی یا علوی یا شیعه باشد را می‌کشد، کما اینکه از اهل سنت هم هر کس مخالفش باشد را می‌کشد، چنان‌که یکی از مشایخ بارز اهل سنت را کشتند.
به گزارش سرویس فضای مجازی خبرگزاری فارس، سایت رجانیوز نوشت: در قسمت های اول و دوم این نوشتار (که گزارشی است از حضور یک هفته ای خبرنگار روزنامه الحیات در برخی پایگاه های جبهة النصرة و دولت اسلامی عراق و شام در ریف دمشق) نحوه ورود او به این پایگاه ها و مناظره اش با فرمانده میدانی داعش پیرامون جواز یا عدم جواز قتل مخالفین را خواندیم. همچنین مواضع جبهةالنصرة و دلایلش در تکفیر دیگر گروه های اسلامی هم ملاحظه کردیم. با هم قسمت سوم و آخر ترجمه این گزارش را می خوانیم: ابومالک در این باره گفت: هر دو سازمان «جبهة النصرة» و «دولت اسلامی عراق و شام»، دارای تفکرات القاعده هستند و از ایمن الظواهری تبعیت می نمایند، اما تفاوت اولش‌شان در سطح سازمانی این است که نیروهای جبهة النصرة عمومشان سوری هستند و از نظر قدرت و سازماندهی هم از دولت عراق و شام بالاترند، دلیل این امر هم آن است که جبهة النصرة چند ماه زودتر از دولت عراق و شام ایجاد شد و نیروهای جبهة النصرة به خوبی مناطق و شهرهای سوریه را می شناسند. کما اینکه نیروهای جبهة النصرة به صورت بی هدف دست به کشتن نمی زنند (یعنی کاری که دولت عراق و شام می کند)، ضمنا جبهة النصرة مانعی شرعی نمی بیند که با بقیه گروه های مسلح مخالف دولت هم پیمان شود، بر عکس دولت اسلامی عراق و شام که گرچه برخی عملیات های مشترک با برخی گروه های مسلح مخالف انجام می دهد، ولی هم پیمانی با آن ها را جایز نمی داند چون آنها را کافر می شمارد و در نتیجه فقط با جبهة النصرة هم پیمان است.
اختلاف دوم بین ما (جبهة النصرة) با دولت اسلامی عراق و شام این است که سازمان دولت عراق و شام، در اعلام تشکیل دولت اسلامی (در مناطقی که به دستش بیفتد) عجله دارد، حتی با آنکه استقرار و توانایی شان به حد لازم نرسیده باشد. بعد از آنکه تشکیل دولت اسلامی را اعلام کنند اقدام به اجرای شریعت اسلامی به شکل خشن خواهند کرد، زیارتگاه ها را تخریب خواهند کرد و قبور را با سطح زمین صاف خواهند نمود و از کشیدن دخانیات جلوگیری خواهند کرد و حدود را حتی بر دختران کوچک اجرا خواهند نمود و موقع نماز همه جا را تعطیل خواهند کرد و هر کس در رمضان روزه اش را بخورد خواهند زد و مخالفین را اذیت خواهند کرد و همه اینها موجب از دست رفتن حمایت های مردمی از آنها خواهد شد. اما ما (یعنی جبهة النصرة) معتقدیم یک سری اولویت های دیگر وجود دارد، و مهم ترین اولویت، اسقاط نظام فعلی است تا اوضاع ما استقرار بیابد، و بعد از آن تشکیل دولتی اسلامی را اعلام خواهیم کرد. سومین اختلاف در این است که دولت عراق و شام، به شکلی گسترده پیروان طوایف دیگر را هدف قرار می دهد، مثلا هر کس مسیحی یا درزی یا علوی یا شیعه باشد را می کشد، کما اینکه از اهل سنت هم هر کس مخالفش باشد را می کشد، چنانکه یکی از مشایخ بارز اهل سنت در ریف حلب را کشتند چونکه به کارها و رفتار دولت عراق و شام انتقاد می کرد.
این کارهایی که دارند الان در شام می کنند و قبلا هم در بین النهرین (عراق) می کردند بود که موجب شد شیخ اسامة بن لادن و بعدش ظواهری پیامی بفرستند و انتقادات گسترده ای نسبت به رفتار های دولت اسلامی عراق به رهبری ابومصعب الزرقاوی مطرح کنند و توصیه کنند که به صرف تفاوت دینی کسی را نشکند، مگر اینکه شروع به نبرد و جنگ علیه آنها کرده باشد. (البته در پیام های شیخ اسامه بن لادن و شیخ ایمن الظواهری به زرقاوی که بعدا به دست آمد، شیعیان کماکان «رافضی» و واجب القتل تلقی شده بودند، فقط گفته شده بود چون اکثریت مردم عراق یا شیعه اند یا روابط حسنه ای با شیعیان دارند، در حال حاضر کشتن این «مشرکین»! موجب نظر منفی مردم می شود، فلذا فعلا باید از آن خودداری کرد، یعنی در اصل مطلب انتقادی نداشتند.- مترجم)
اختلاف چهارم این است که دولت اسلامی عراق و شام، مشکلی ندارد که در اثنای اجرای عملیات ها، غیر نظامی ها هم کشته شوند، حتی اگر این غیرنظامی ها اهل سنت باشند و حتی اگر این عملیات چندان فایده مهمی نداشته باشد، چراکه می گویند «غیرنظامی ها نباید باعث تعطیل و تأخیر جهاد بشوند». اما اکثریت گردان های ما در جبهة النصرة معتقدند که اگر در عملیاتی غیرنظامی ها کشته می شوند این عملیات جایز نیست (البته منظور از غیرنظامی ها فقط گروه اندکی از اهل سنت است، وگرنه دیدیم که اکثریت مسلمانان و تمام غیر مسلمین را کافر می دانند- مترجم)، کما اینکه در آن کلیپ هایی که نشانت دادم خودت دیدی. البته بعضی ها معتقدند این مسئله مرتبط است با حجم عملیات، یعنی اگر عملیات بزرگ باشد و تعداد غیرنظامی هایی که کشته می شوند کم باشد، این ایرادی ندارد؛ چون منفعت در اینجا بیشتر از مفسده است. این مسئله در مورد انفجارها هم صادق است، اگر تعداد «کافر»هایی که کشته می شوند بیشتر از تعداد «مؤمنین» باشد، اجرای آن انفجار مانعی ندارد.
پنجمین اختلاف این است که دولت اسلامی عراق و شام روی قاعده ی «فاعتدوا علیهم بمثل ما اعتدی علیکم» (آیه 194 سوره بقره، یعنی: هر کس بر شما تعدى کرد همان گونه که بر شما تعدى کرده بر او تعدى کنید.) عمل می نمایند و روی همین حساب، به تخریب کلیساهای مسیحیان و حسینیه های شیعیان فتوا می دهند چون می گویند نظام هم مساجد اهل سنت را تخریب می کند؛ و سر بریدن را جایز می دانند چون می گویند نظام هم سر می برد؛ و به جواز کشتن فرزندان و زنان مخالفینشان فتوا می دهند چون می گویند نظام هم همین کار را می کند و شاید به جواز استفاده از سلاح شیمیایی هم حکم می دهند چون که از نظر آنها نظام بیش از یک بار از سلاح شیمیایی استفاده کرده است.» گفتم: «خب نظر و عقیده شما در جبهة النصرة چیست؟» گفت: «در جبهة النصرة هم گروه هایی هستند که همین عقاید و تفکرات را قبول دارند.» گفتم: «ولی بسیاری از علما این آیه را بر خلاف آنچه شما تفسیرش می کنید تفسیر کرده اند و گفته اند که مقصود از «تعدی کنید»، پاسخ دادن به تعدی است، چراکه محال است خداوند امر به تعدی بکند؛ پاسخ دادن به تعدی هم طبعا ممکن نیست مگر در حدودی که شرع مشخصا تعیین کرده است، مثلا شرع گفته است که پیران و کودکان و زنها را (در جنگ) نکشید و دستورات اخلاقی داده برای جنگ. در حالیکه فیلم هایی که در یوتیوب هست، وحشی گری شدیدی را نمایش می دهد که انسان ها را از شما و از اسلام متنفر و منزجر می کند.»
ابومالک پاسخ داد: «این موضوعی اختلافی بین ماست، ولی خود تو هم اگر میدیدی که بعضی از مجاهدین چطور (توسط نظام) کشته می شوند و چه بلایی سر جسدشان آورده می شود، نظرت چیز دیگری می شد.» پرسیدم نظرش راجع به اخوان المسلمین چیست. جواب داد: «اینها اخوان الشیاطین اند، با کفار و آمریکایی ها همکاری می کنند، کما اینکه صادق هم نیستند و فقط دنبال قدرت اند. اگر مجالی برایشان پیدا شود تا نظام، منافعی به آنها بدهد تا با او هم پیمان شوند، حتما این کار را خواهند کرد و با نظام هم پیمان خواهند شد. اخوان المسلمین در مصر حاکم شدند، ولی چه به ما دادند؟ هیچ. آیا معاهده با اسرائیل را لغو کردند؟ این کار را نکردند و هرگز هم نخواهند کرد چون مزدوران اسرائیل اند. به نظر ما تغییر باید به شکل ریشه ای و انقلابی باشد. و هر کس وارد قانون گذاری های کفار شود، خودش کافر است و خب، اخوان هم در روند دموکراتیک وارد شدند و در نظامی مشارکت کردند که شرع خدا را اقامه نمی کند (پس کافرند).» خیلی به آن جوان ها که آنجا بودند فکر کردم. یقین داشتم که تفکرشان به هیچ کس خدمت نمی کند، مگر به دشمنانشان. مطمئن بودم که رفتارهایشان چهره اسلام و مسلمین را خراب و زشت می کند. تصمیم گرفتم فردای آن روز، این نظرم را به ابومالک بگویم.
فردا صبح، موقع فجر ابومالک آمد پیشم. با هم به پشت بام منزل رفتیم. ماه کامل بود. فوری وارد بحث شدم. گمان می کردم حرف هایم می تواند برخی موازین را تغییر دهد. گفتم: «خیال می کنیم از یک جایی که خودتان هم نمی دانید، تبدیل شده باشید به ابزاری در دست دولت های بزرگ و فعالیت هایتان و جهادتان در نهایت به کسی جز آمریکایی ها سود نمی رساند، همانطور که در افغانستان شد.» خنده ای کرد و گفت: «این را به شوخی می گویی دیگر؟»گفتم: «نه!» گفت: «از خدا بترس مرد.» نگاهی به کوه «قاسیون» انداخت و گفت: «جوان هایی که دیدی، در دلشان ایمانی دارند که از این کوه محکم تر است.» گفتم: «در این که می گویی شکی ندارم. منظورم تشکیک کردن در ایمانتان نبود. الان منظورم را توضیح می دهم.» گفت: «بفرما.» گفتم: «اخلاص به تنهایی کافی نیست ابامالک، بلکه باید از حساب و کتاب های دولت های بزرگ هم اطلاع و نسبت به آن درایت داشته باشید. بگذار سؤالی بپرسم: چرا غربی ها راه ورود شما به سوریه را تسهیل کردند؟» جواب داد: «غرب تسهیلی برای ما ایجاد نکرد. ما راه های سخت و مسافت های طولانی را طی کردیم تا در اینجا به برادرانمان رسیدیم. چندین بار نزدیک بود در راه کشته شویم.» بعد از چند نفر از همراهانش که ارتش اردن در مرز آنها را بازداشت کرده بود حرف زد. پرسیدم: «چرا کشور خودتان را رها کردید (و به سوریه آمده اید)؟» گفت: «آمده ایم تا برادران مستضعفمان در سوریه را یاری دهیم.»
گفتم: «مرد، ممکن نیست که هزاران نفر رزمنده از مرزهای ترکیه وارد سوریه شوند، بدون اینکه چراغ سبزی از طرف کشورهای بزرگی مثل آمریکا و بریتانیا و فرانسه داده شده باشد. کما اینکه درباره رفتن رزمندگان عرب به افغانستان برای جنگیدن با شوروی (در دهه 80 میلادی) هم همین چراغ سبز داده شد. می خواهم چیزی بگویم، به آن فکر کن: دولت های بزرگ، وارد شدن شما به سوریه را تسهیل کردند تا از شر شما در کشورهایی که در آنجا پراکنده بودید خلاص شوند، خصوصا بعد از کشته شدن سفیر آمریکا در لیبی (به دست القاعده) کما اینکه هدف دیگر کشورهای بزرگ از این تسهیل، ایجاد توازن نظامی در صحنه سوریه بین نظام و مخالفین بوده چرا که این توازن موجب طولانی شدن جنگ در سرزمین شام می شود و در نتیجه سوریه را تخریب و ویران می کند و این کشور را از معادلات نبرد عربی اسرائیلی بیرون می برد و در یک جنگ داخلی فرسایشی درگیرش می کند. ضمنا مخالفین سوری توانایی مقاومت در برابر نظام را ندارند و تنها راهی که برای ایجاد توازن می ماند استعانت از القاعده است. ضمنا غرب می خواهد به این جنگ جاری بُعدی مذهبی بدهد. خصوصا که هم پیمانان نظام از شیعیان و علوی ها هستند و مخالفانش سنی اند.
(البته تعداد زیادی از رزمندگان از جمله کردها که در حال جنگیدن با گروه های تکفیری و در حمایت از نظام هستند، جزو اهل سنت اند- مترجم) هدف چهارم هم سر به نیست کردن تعداد هرچه بیشتری از شماهاست، چونکه هر راه حلی که در نهایت به دست بیاید ضد شما خواهد بود و شماها هزینه اش را خواهید داد چراکه طرح هایی که مطرح می کنید را هیچ طرفی قبول ندارد، حتی اسلام گراهایی مثل اخوان السلمین، تا چه برسد به سکولارها» .
گفتم که «ابامالک، می ترسم هدف آمریکایی ها تخریب سوریه و اشاعه ی هرج و مرج در آن باشد، چون حتی اگر نظام هم ساقط شود، شما اسلحه تان را طبعا به سمت ارتش آزاد سوریه و کردها و دیگر گروه های مسلح می گیرید و این باعث می شود تا سوری های انقلاب کرده به غربی ها پناه ببرند تا کشورشان را نجات دهند و از دست شماها خلاص شوند و آن وقت است که آمریکایی ها و فرانسوی ها و بریتانیایی ها مثل شاهزاده ای سوار بر اسب سفید برمی گردند تا زمام امنیتی سوریه و منطقه را باز به دست بگیرند و آن وقت است که بده بستان ها شروع می شود: منابع و ثروت های سوریه و صلح کردن با اسرائیل در مقابل برگرداندن ثبات و امنیت. من معتقدم بسیاری از گروه های عضو جبهه النصرة و دولت اسلامی عراق و شام دچار نفوذ از طرف دستگاه های اطلاعاتی شده اند و ابامالک اگر خدا مقدر کند و زنده بمانی خواهی دید که برقراری حکومت اسلامی در سوریه خواب و خیال و توهم است و غیر ممکن است که به دست شماها چنین چیزی در سوریه محقق شود و خواهی دیدی که القاعده و همپیمانانش ضربه ای قوی خواهند خورد.»
ابامالک هم در جواب این حرف های من گفت: «شما خبرنگارها حساب و کتابتان دنیایی و مادی است، اما ما ایمان داریم که هرچه رخ می دهد به تقدیر الهی است و خداوند می فرماید «و ما النصر الّا من عند الله» (آیه 10 سوره انفال، یعنی: و هیچ نصرتی جز از جانب خدانیست) و همچنین می فرماید: «و یمکرون و یمکر الله و الله خیر الماکرین» (آیه 30 سوره انفال، یعنی: ایشان همواره نیرنگ می زنند و خداوند هم با آنها مکر می کند و خداوند بهترین مکر کنندگان است.) گفتم: «نمی شود قضیه را اینطور دید. چون که خداوند این را هم می فرماید که «و اعدّوا لهم ما استطعتم من قوّة» (آیه 60 سوره انفال، یعنی: و در برابر آنها آنچه توانستید آماده سازید) و خب می دانیم که آمادگی کسب کردن فقط نظامی نیست، بلکه آمادگی کسب کردن با علم و تکنولوژی و درک اولویت ها و با آرامش و قدم به قدم عمل کردن و درک موازین قدرت های جهانی و حساب و کتاب هایشان هم هست.» فردای آن روز از ابومالک خداحافظی کردم و برگشتم. بعد از آن هم چند مرتبه ای (البته کم) با او ارتباط (احتمالا از طریق اینترنت) برقرار کردم؛ تا چند روز پیش که پیامی برایم ارسال شد که در آن نوشته شده بود: «ابومالک شهید شد» بازگشت به صفحه نخست گروه فضای مجازیانتهای پیام/
مسیحیان در سوریه
10:13 - 28 مهر 1392

1 بازنشر
15 بازدید




1 پاسخ