من شهریار شعر ایرانم

شهریارا برای شناختنت باید همپای کودکی‌هایت شد و چابک ره در روستای خشکناب نهاد.
به گزارش سرویس فضای مجازی خبرگزاری فارس وبلاگ حق را می‌توان ثابت کرد نوشت: شهریارا این قلم را یارای نوشتن از چون تو استادی نیست؛ اگر بر روی کاغذ می‌غلتد و سطرها را یک به یک سیاه می‌کند همه از عشق و علاقه‌ای است که از عمق وجود برمی‌خیزد.هر هفته عصرهای آدینه به رسمی دیرین، پس از زیارت سیدحمزه فاتحه‌ای را بر سر مزارت می‌خوانم؛ صدای حزن آلودت هر صبح تا شام در صحن مقبره الشعرا می‌پیچد و مهمانات را برای لختی نیز شده یاد آثارت می‌اندازد.شهریارا برای شناختنت باید همپای کودکی‌هایت شد و جلد و چابک  ره در روستای خشکناب نهاد و غرق در حیدربابایت شد.باید با صدای بلند همنوا با تو فریاد زد: (حیدر بابا چه دنیای دروغی است این دنیا؛ دنیایی که از سلیمان و نوح مانده است)حیدر بابا دونیا یالان دونیادیسلیمان نان نوح دان قالان دونیادیما نیز به مانند تو مسافر این دنیای دروغین هستیم و عمر می‌گذرانیم به رسمی تکراری؛ برای درک احساست باید ساعت‌ها در بهجت آباد انتظاری شیرین را برای دیدار معشوق تجربه کرد.
شب از نیمه گذشته است و هنوز چشمان عاشق و منتظرت ره به جاده دوخته اما این قلم، این عشق و این دل سوخته، دست به دست هم می‌دهند و می‌سرایند آنچه از قلب و روح یک عاشق شاعر باید سرچشمه گیرد:اولدوز سایاراق گوزله میشم هر گئجه یاریگئج گلمه ده دیر یار یئنه اولموش گئجه یاری(به اندازه ستاره‌ها هر شب منتظر یارماندم؛ باز تو نخ دیر آمدن است باز نصف شب شده است)چه مقام وچه قربی که قلبت جایگاه الهام الهی می‌شود و شعری می‌سرایی در مقام مولایت و او چه زیبا به حضور طلب می‌کند تو را تا شعرت را برایشان بخوانیشهریارا این قلب و این روح تو چه جایگاهی بوده است که توانسته عشقی به آن عظمتی را در خود جای دهد عشق به مولایم علی(ع):علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا راکه به ماسوا فکندی همه سایه‌ هما رادل اگر خداشناسی همه در رخ علی بینبه علی شناختم من به خدا قسم خدا راآری نوشتن از تو قلبی عاشق به مانند تو می‌خواهد و روحی والامقام که از عهده این حقیر خارج است؛ بسی زمان لازم است که چون تویی شاعر پای در این عرصه نهد.وبلاگ خود را به ما معرفی کنیدبازگشت به صفحه نخست سرویس فضای مجازیانتهای پیام/.
شهریار
10:24 - 11 شهریور 1392

1 بازنشر
6 بازدید




1 پاسخ