شعری طنز برای قالیباف به مناسبت آبگرفتگی مترو
خبرگزاری فارس: تصمیم گرفت عجیب و جدی/تنهاست ولی "آغلادی گتدی!"/انجام وظیفه سی گوزل دی"/"دیداری یامان دی، گویما گلدی!"
به گزارش گروه فضای مجازی خبرگزاری فارس به نقل از پارسینه، در پی وقوع سیل اخیر و آبگرفتگی متروی تهران، بهمن وخشور، شعر طنز زیر را برای ما ارسال کرد که آن را از نظر می گذرانید: یک روز در این فصل بهاری / شد سیل به پایتخت جاری این شهر، ببخشید "کلان شهر"! / تبدیل شد امروز به یک "بحر" در خط چهارِمتروی تهران / جاری شد از آن آب های "شهران" یک نامه رسید دست چاپار / قربان سرت، برس به "سردار"! سردار که روزی خلبان بود / در شهر شلوغ، "شهربان" بود اکنون به فکر "پاستور" است او / جایی به کسی نمی دهد رو القصه، خبر گرفت از اخبار / باید برود خودش سرکار شخصا چون برفت سمت بحران/ با همرهی "مهدی چمران" بر صحنه حادثه شد حاضر / سردار عزیز، "مشهدی باقر" آن کاخ عمو همه فنا شد / یک لحظه به فکر صد ثنا شد آن جرثقیل که بود حاضر / افتاد کنار پای "باقر" ترسید و بگفت: جناب چمران! / قربانی کنید در این بیایان گنجشک که مفت، سنگ هم مفت / در پاسخ او، "اویم" همین گفت! چون خاتمه داد غائله ها را / کم کرد تونل فاصله ها را این بار برای کاخ رویا / قربانی صد شتر مهیا! تصمیم گرفت عجیب و جدی / تنهاست ولی "آغلادی گتدی!" چون کی بو حکایتی اشیددی / یازدی بو سوزی "عمواوغلی" گتدی "انجام وظیفه سی گوزل دی" / "دیداری یامان دی، گویما گلدی!" شعر از : بهمن وخشور (عمواوغلی) انتهای پیام/
11:05 - 10 اردیبهشت 1391