نقش مهاجرانی و تئوری منوچهر گنجی برای بازگشت اپوزیسیون خارج به ایران

خبرگزاری فارس: اگر ایرانیان بازگردند و برای «مبارزه آرام» با رژیم و بدون (تاسیس) جناح، «هسته های لازم» را به وجود آورند، به تدریج رژیم حاکم را در خود «هضم» خواهند کرد و اوضاع به سوی یک حکومت جانشین و قابل قبول به پیش خواهد رفت.
به گزارش گروه فضای مجازی خبرگزاری فارس روزنامه کیهان امروز سه شنبه 9/12/90 در صفحه پاورقی به قلم پیام فضلی نژاد نوشت:روز 4 آبان 1368 علی امینی، نخست وزیر عصر پهلوی دوم که از رابطان برجسته آژانس اطلاعات مرکزی آمریکا به شمار می رفت و توسط همین آژانس به رهبری جبهه نجات ملی رسید، عصاره عملیاتی تئوری معروف «خط بازگشت، نفوذ و استحاله» را در هفته نامه کیهان (چاپ لندن) ارائه داد. به باور امینی «مبارزه آرام» علیه جمهوری اسلامی بدون «تاسیس پایگاهی عمده در داخل کشور» غیرممکن است، چون «تحول را باید در داخل مرزهای ایران به وجود آورد»53 و برای پیدایش این دگرگونی چاره ای جز «بازگشت ایرانیان به وطن» نیست: بدون «مراجعت» به ایران و «ایجاد پایگاه در داخل کشور» مبارزه با رژیم به سادگی به نتیجه نخواهد رسید. اگر ایرانیان بازگردند و برای «مبارزه آرام» با رژیم و بدون (تاسیس) جناح، «هسته های لازم» را به وجود آورند، به تدریج رژیم حاکم را در خود «هضم» خواهند کرد و اوضاع به سوی یک حکومت جانشین و قابل قبول به پیش خواهد رفت.54
در همان روزهایی که علی امینی تئوری «خط بازگشت، نفوذ و استحاله» را صورتبندی می کرد، یک افسر بلندپایه ایرانی تبار CIA نیز کار تدوین استراتژی جدید «مبارزه مردمی» را آغاز ساخت و رساله راهنمای پیکار را نوشت. او کسی جز منوچهر گنجی از کلیدی ترین طراحان «براندازی نرم» و وزیر آموزش و پرورش کابینه امیرعباس هویدا نبود55 که با ویلیام کیسی، رئیس سازمان جاسوسی سیا پیوندی نزدیک داشت و سرانجام رهبری جبهه نجات ملی را از دست امینی درآورد.56 او در رساله خود چشم انداز جالبی از سرنوشت «دولت سازندگی» ترسیم می کند و از ضرورت نفوذ طبقه متوسط سکولار به ارکان حاکمیت می گوید. به زعم گنجی «رژیم (برای بازسازی پس از جنگ) خود را نیازمند درس خوانده ها و کارشناسان می بیند»57 پس این فرصتی است تا مبارزه با اکثریت آن یعنی «مکتبی ها و حزب اللهی هایی که به ادامه راه [ امام] خمینی اصرار دارند»58 را پیش برد:«ایرانیان مقیم خارج از کشور» وظیفه دارند تا آنجا که می توانند به ایران بازگردند و در همه جا کفه «عناصر مخالف» با «حکومت اسلامی» را سنگین تر سازند. نفس حضور «عناصر ملی» و درس خوانده در «دستگاه های جمهوری اسلامی» به مبارزه برای تغییر شکل و «سرنگونی» آن کمک می کند.59
اینکه چه زمینه هایی افق «امید» اپوزیسیون برانداز خارج از کشور را روز به روز گسترده تر می کرد، پژوهشی تاریخی را می طلبد، اما یک پرسش کلیدی مطرح است: آیا هاشمی رفسنجانی در مقام رئیس دولت از پشت صحنه پروژه های اپوزیسیون باخبر نبود و تحلیل های آنان به دستش نمی رسید؟ ارزیابی های نادرست رئیس جمهور، وزارت اطلاعات را به سوی تدوین یک طرح بزرگ برای جذب «ایرانیان خارج از کشور» سوق داد. حسن شایانفر، مشاور فرهنگی سرپرست موسسه کیهان معتقد است عطاءالله مهاجرانی که آن هنگام سمت معاون حقوقی و پارلمانی رئیس جمهور را داشت، یکی از رابطان اصلی این پروژه جدید به شمار می رفت. او با باند امنیتی اصلاح طلبان برای بازگرداندن چهره های معارض با انقلاب اسلامی هماهنگ بود.60 «موج بازگشت» به راه افتاد و از سال های پایانی دهه 1360 بزرگ نادرزاد، معاون وزارت فرهنگ و هنر شاه و از مبلغان فرقه میترائیسم با حمایت مخفی مهاجرانی61 به همراه سکولارهای سرشناسی چون داریوش آشوری، داریوش شایگان، احمد انواری، رامین جهانبگلو، محمدتقی مدرسی و... که پای چندین بیانیه علیه انقلاب و امام خمینی(ره) را امضاء کردند،62 با آسودگی به ایران بازگشتند و به نشر آثارشان در حوزه علوم انسانی سکولار پرداختند.
(مهاجرانی همین نقش را پس از دوم خرداد نیز بازی کرد و آخرین بار پس از استعفاء از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و در مقام رئیس مرکز بین المللی گفتگوی تمدن ها به دعوت از فیلسوفان سکولار اروپایی و آمریکایی و نویسندگانی چون پائولو کوئیلو برای سفر و تدریس به ایران پرداخت او سرانجام در نیمه دهه 1380 از ایران به لندن رفت و با جاسوسان برجسته MI6 مانند ابراهیم گلستان پیوند خورد.).
از همه شگفت تر، بازگشت وزاری کابینه های اسدالله اعلم و امیرعباس هویدا به جمهوری اسلامی ایران بود! دست کم 3 وزیر مهم عصر پهلوی دوم مانند منوچهر شاهقلی (رئیس کانون مترقی، بهایی و دارای 2 پست وزارت «بهداری» و «آموزش عالی» در کابینه هویدا)، علی نقی کنی (دبیرکل حزب مردم، وزیر مشاور کابینه اعلم و معاون نخست وزیر در دولت شریف امامی) و محمد سام (دارای 2 پست وزارت «اطلاعات» و «کشور» در کابینه هویدا) اجازه ورود به کشور را گرفتند! فقط روسای کانون مترقی و حزب مردم در رژیم ستم شاهی بازنگشتند؛ منوچهر کلالی، دبیرکل حزب ایران نوین هم به جمع آنان در ایران پیوست. همراه با موج بازگشت رجال سیاسی رژیم پهلوی و روشنفکران سکولار به ایران، «سرمایه داری» نیز به تکاپوی بازسازی خود در «عصر سازندگی» افتاد و نوبت به برگشتن 3 مدیرعامل بانک های بزرگ رژیم شاه رسید که در حلقه اول سلطنت طلبان حضور داشتند. بهمن بهزادی، مدیرعامل بانک رضا پهلوی در آمریکا و مدیرعامل بانک های تهران و فرهنگیان پیش از انقلاب به تهران آمد و در کنارش علی نقی فرمانفرمائیان، مدیرعامل بانک توسعه صنعتی و هوشنگ رام، مدیرعامل بانک عمران برای رفع مصادره از اموالشان در ایران فعالیت های خود را آغاز کردند.63 مالکان کارخانه های صنعتی بزرگ که در زمره بزرگ ترین مافیاهای تجاری رژیم شاه بودند، مثل محمدتقی توکلی مالک کارخانه کبریت سازی تبریز توانستند دوباره بخشی از سرمایه های خود را به دست آورند.
حتی کار به جایی رسید که مهین نمازی، رفیقه شاه و ریچارد هلمز (رئیس CIA ) هم جرأت کرد با پادرمیانی افرادی مانند گودرز افتخار جهرمی برای بازپس گرفتن اموال مصادره شده خود راهی تهران شود64 یا پوران خاتم، خواهر فرمانده نیروی هوایی ارتش پهلوی هکتارها زمین خود را از آستان مقدس امام خمینی(ره) پس گرفت و اجاره بهای کامل عبور لوله های نفت از املاکش را طی سال های فرارش از ایران نیز دریافت کرد!
در آغاز راه این تحولات عجیب، خرداد 1369 فرهنگ فرهی (عامل ساواک و رئیس انجمن شهر تهران در عصر پهلوی) پیشنهاد یک «پروژه ائتلاف» را داد که 20 سال بعدتر هم عبدالکریم سروش در روزنامه ایران هنوز اجرای مصّرانه آن را می خواست65 و سال 1383 موسسه تحقیقات امنیتی پنتاگون ( Rand ) از آن به عنوان دستور کار دائمی آمریکا برای «فروپاشی از درون» جمهوری اسلامی یاد کرد؛66 ائتلاف سکولارها با مسلمانان میانه رو در داخل و خارج ایران. فرهی در مجله جنگ (چاپ لس آنجلس) از یک رویکرد جدید در میان اپوزیسیون برانداز خارج از کشور برای ایجاد «پل ارتباطی» با داخل ایران خبر می دهد و توصیه می کند همه «نقش فرهنگ مقاومت داخلی» را جدی بگیرند.67 این پل ابتدا میان ماهنامه آدینه در ایران و مجله جنگ در آمریکا برقرار شد و این نشریه فارسی زبان در لس آنجلس با ستایش از خط مشی آدینه نوشت در ایران هنوز شیرمردان قلم به دستی هستند که بدون آنکه بخواهند حرف های خود را در «استعارات پیچ در پیچ» بپیچند، اساسی ترین انتقادات را مطرح می کنند.68 روزنامه صبح ایران (چاپ لس آنجلس) نیز همان زمان اعلام کرد: در ایران مجلاتی بسیار پرمحتوا و پرمایه منتشر می شوند که دست به «مبارزه» و «مقاومت فرهنگی» زده اند. آن ها حرف هایی را می نویسند که ما در این سوی اقیانوس «جرأت» نوشتنش را نداریم!69 انتهای پیام/
،عطاء الله مهاجرانی
06:36 - 9 اسفند 1390

1 بازنشر
46 بازدید



1 پاسخ