کتاب های سفارشی CIA در تهران

خبرگزاری فارس: هدف محسن ثلاثی از ترجمه این کتاب سفارشی CIA در سال 1363، انتشار اثری مرجع در حوزه «جامعه شناسی سیاسی» برای دانشجویانی بود که پس از «انقلاب فرهنگی» و بازگشایی دانشگاه ها به سر کلاس های درس بازگشتند.
به گزارش گروه فضای مجازی خبرگزاری فارس،‌ روزنامه کیهان در صفحه پاورقی خود به قلم پیام فضلی نژاد نوشت: از نگاه آرنت «انقلاب آمریکا نمونه موفق همه انقلاب های مدرن» است و دیگر انقلاب ها را هم باید با آن «الگوی آرمانی» سنجید تا اصالتشان محک بخورد.35
انقلاب آمریکا همه سنت ها را کنار می زند، چون «این سنت ها دستورالعملی برای اکنون نداشتند.» آمریکایی ها اندوخته های تاریخی را تنها زمانی به کار می بندند که «سودمندی برای اکنون» آنان داشته باشد.36 پدران انقلاب آمریکا می گفتند «تجربه بهترین رهبر ماست و خرد می تواند ما را به لغزش بیندازد.»37 وانگهی، آرنت از «انقلاب فرانسه» به عنوان «پروژه ای غیرعقلانی» یاد می کند، زیرا به روایت او این انقلاب مبتنی بر «حقیقت گرایی» است و حقیقت گرایی را پایه ای برای «رشد استبداد» می داند.38 این تحلیل از انقلاب، منطبق با حقیقت گریزی، سودگرایی و عمل گرایی (پراگماتیسم) بود که نمایندگان «فلسفه آمریکایی» مانند جان دیویی و ریچارد رورتی تبلیغ می کردند، اما آمریکا زدگی افراطی آرنت سبب گشت تا او نزد فیلسوفان MI6 نیز شخصیت مطلوبی نباشد. مثلاً استوارت همپشایر او را نمونه بارز «خودفریبی آمریکایی» دانست،39 اما آرنت همواره از حمایت لیبرال های یهودی در سازمان CIA مانند دانیل بل برخوردار بود.40 هرگاه اعتبار نظریه هایش فرو می ریخت، نشریات روشنفکری این سازمان چون پارتیزان ریویو یا امریکن اسکالر برای دفاع از او به میدان می آمدند.41 جان لوکاچ در مقاله «فرصت طلبی روشنفکرانه هانا آرنت» می نویسد: ده سال پس از انتشار کتاب «توتالیتاریسم» و درست پس از آنکه معلوم شد تزهای آرنت بی معناست، «آلفرد کازین» در شماره زمستان سال 1361 مجله پرآوازه «امریکن اسکالر»، این کتاب را در فهرست کتاب های ممتاز 30 سال گذشته جای داد.42
کتاب های سفارشی CIA در تهران 2 سال پس از انتشار ترجمه فولادوند از کتاب انقلاب، انتشارات جاویدان نیز ترجمه کتاب توتالیتاریسم آرنت را توسط محسن ثلاثی به چاپ رساند تا «هرچه بیشتر خوانندگان فارسی زبان با حکومت نوپدید توتالیتر آشنا شوند و در پیشرفت آگاهی سیاسی هم میهنان ما موثر افتد.»43 (ناشر عنوان دوم کتاب را حکومت ارعاب، کشتار و خفقان گذاشت که در نسخه اصلی وجود نداشت!) گرچه با گذشت 30 سال، این اثر «بیشترین ضربه را از منتقدان دید»44 و حتی نویسنده مجبور به پذیرش خطاهای متعددش در نگارش آن گشته بود.45 توتالیتاریسم در نخستین سال فعالیت آرنت در CIA منتشر شد و ضرورت سیاسی صهیونیسم را تأیید می کرد. به خاطر کارکرد تبلیغاتی این اثر برای ایالات متحده در زمان انتشارش، «تابعیت آمریکا» را به آرنت دادند.46 او می گوید «ایدئولوژی» نظامی به وجود می آورد تا بتواند حکومت و مدیریت جامعه را بر آن بنیاد نهد و این کار ضرورتا مستلزم ارعاب است. ارعاب یعنی «کاربرد منظم، نهادینه، برنامه ریزی شده و بی حد خشونت جسمی و روانی که قانون آن را توجیه می کند»47 و زاده حکومت های آرمان خواه است. به عقیده آرنت، توتالیتاریسم در محیطی می روید و می بالد که شیرازه جامعه به صورت توده های سرگردان و بی ریشه از هم گسیخته باشد و دولتی پوک و بی مغز به شکل «دستگاهی زورگو» بر جامعه حکومت کند.48
هدف محسن ثلاثی49 از ترجمه این کتاب سفارشی CIA در سال 1363، انتشار اثری مرجع در حوزه «جامعه شناسی سیاسی» برای دانشجویانی بود که پس از «انقلاب فرهنگی» و بازگشایی دانشگاه ها به سر کلاس های درس بازگشتند؛ همان طور که در آستانه رویدادهای دوم خرداد 1376 ترجمه کتاب «سامان سیاسی در جوامع دستخوش دگرگونی » از ساموئل هانتینگتون را به عنوان یکی از منابع پایه تئوریک در زمینه کودتاهای مخملی منتشر کرد و باز هم تزهای منسوخ جامعه شناسی سیاسی استراتژیست های پنتاگون را به اردوگاه اصلاح طلبان ایرانی آورد. (یکی از دلایل ناکامی های پیاپی اصلاح طلبان در پروژه براندازی نرم، اتکاء آنان به همین تئوری های منسوخ بود که هیچ نسبتی هم با جنس واقعی تحولات در ایران نداشت.) ثلاثی در کنار باقر پرهام، منوچهر صبوری کاشانی و... پروژه تدوین منابع درسی سکولار را ادامه می داد. به همین سبب انجمن جامعه شناسی ایران که اعضاء نهضت آزادی ایران را در دایره تئوریسین های خود دارد، سال 1386 آنان را به عنوان مترجمان برگزیده در حوزه «علوم انسانی» معرفی کرد.
50 حتی در دولت نهم، روزنامه ایران صفحه ویژه ای را به ستایش از ثلاثی اختصاص داد51 و سازمان میراث فرهنگی (دوره ریاست اسفندیار رحیم مشایی) نیز در فاصله سه ماه 2 بزرگداشت برای او گرفت!52 در حالی که ثلاثی همان هنگام در جمع تئوریسین های سیاسی بنیاد باران (به ریاست سیدمحمد خاتمی) قرار داشت53 و در همان روز بزرگداشت خود با انتشار پژوهشی پیرامون «رفتار سیاسی» با ارجاع به آراء هانا آرنت، نظام جمهوری اسلامی را نظامی دیکتاتوری خواند که باید سرنگون شود54 وانگهی، او سال ها با ترجمه کتاب های فیلسوفان صهیونیست کوشید تا تحلیلی لیبرالیستی از انقلاب اسلامی را در ذهن نخبگان ایرانی حاکم سازد و حتی برگزار کنندگان همایش نکوداشت این مترجم در سازمان میراث فرهنگی رسماً اعلام کردند:.
ترجمه آثار متناوب با نیاز روز در سال های اول پیروزی انقلاب اسلامی برای تبیین «پدیده انقلاب» از منظر تئوری های اجتماعی، توسط دکتر «محسن ثلاثی» تأثیرات عمده ای داشته و دانشجویان دوره های مختلف «علوم اجتماعی» را از همان سال های ابتدای انقلاب با نام این استاد آشنا کرد.55 برای نمونه ترجمه کتاب «توتالیتاریسم» از «هانا آرنت» در این زمینه بسیار مفید بوده است.56
در محافل آکادمیک غرب آراء هانا آرنت با انتقادات ویرانگری رویاروی شد؛ مثلاً یورگن هابرماس او را به عدم درک «خشونت ساختاری» متهم کرد؛57 نظریه اش درباره «ارعاب ایدئولوژیک» همخوانی تام و تمام با رژیم غاصب اسرائیل یافت که خود از پایه گذاران سیاسی اش بود؛ فرضیه آرنت درباره توتالیتاریسم و سرشت آزادی خواهانه «انقلاب آمریکا» یکسره غلط از آب درآمد و شاگردانش نیز به آن اذعان داشتند؛58 حتی سال ها بعد به اعتراف مجله پارتیزان ریویو بنیان تمام فرضیه هایش که استوار بر تعبیر او از «وضع بشر» بود، فرو ریخت59 و بهترین ستایش گران آرنت پروژه اش را «شکستی قهرمانانه» خواندند،60 اما در دوره «انقلاب فرهنگی» آثارش به عنوان مرجعی معتبر برای دانشجویان رشته های علوم انسانی تلقی گشت و همراه س رکارل پوپر و س رآیزایا برلین، در جمع یکی از «سه پیامبر یهودی» اصلاح طلبان جای گرفت.61 جالب است که هیچ کدام از این سه نفر، یکدیگر را قبول نداشتند. برای نمونه، برلین می گفت که «آرنت یاوه گویی است که هیچ متفکر جدی ای او را برنمی تابد»62 اما اصلاح طلبان با استناد به آراء سراپا متناقض آنان در پیرامون «کمونیسم روسی»، یک نقد واحد را علیه آرمان خواهی در جمهوری اسلامی اقامه می کردند! حتی رشته های «جامعه شناسی» و «انسان شناسی» در ایران را مدیون محسن ثلاثی و ناصر فکوهی دانسته اند؛ دو چهره ای که در زمره پیروان سیاسی آرنت بودند.
پس از کوشش های فولادوند و ثلاثی، نظریه های آرنت توسط حسین بشیریه به حوزه جامعه شناسی و اندیشه سیاسی راه پیدا کرد. او از ابتدای دهه 1370 در ماهنامه اطلاعات سیاسی- اقتصادی (وابسته به موسسه اطلاعات) می نوشت. بشیریه نخست با نگارش سلسله گفتارهایی تحت عنوان «اندیشه سیاسی در قرن بیستم» و سپس با تدریس در مراکزی مانند دانشگاه امام صادق (ع) و موسسه باقرالعلوم کوشید تا مبانی ایدئولوژیک لیبرال سرمایه داری را در ذهن دانشجویان بگستراند و حتی در میان نخبگان مذهبی هوادارانی بیابد. سپس توانست تئوری هایش را تا درون جناح موسوم به «نواندیشان دینی» در حوزه علمیه قم نفوذ دهد؛63 جناحی نوپا با محوریت افرادی چون طه هاشمی و محمد مهدی فقیهی (ناشر مجله نقد و نظر) در دفتر تبلیغات اسلامی قم که بعدها با ادعای مبارزه با اصلاح طلبی سکولار، بودجه هنگفتی از نظام گرفتند و پشت میز مدیریت روزنامه انتخاب نشستند، اما به رواج اندیشه های هانا آرنت و دیگر فلاسفه غربی پرداختند.64 تحلیلگران این روزنامه مانند علی اصغر حقدار با حمایت محمدجواد مظفر، مدیر نشر کویر در ستایش اصول ماسونی میرزا ملکم خان ارمنی کتاب می نوشتند و دلداده روایت های حسین بشیریه از فیلسوفان یهودی بودند. بشیریه در مهم ترین کتاب خود با پرداختن به نقش آرنت در «انتقال کودکان یهودی از آلمان به فلسطین» چنین فعالیت هایی را بر شکل گیری تئوری سیاسی او موثر می داند65 و با ارائه جمع بندی ای از آراء آرنت می نویسد:
«اندیشه حقیقت» خطری برای «آزادی» در حوزه زندگی سیاسی است و شرط آزادی، یعنی تنوع و تکثر، را از بین می برد. در مسلخ دعوای حقیقت مطلق، انسانیت و روابط انسانی قربانی می شود. علم و ایدئولوژی و مذهب، بدین سان کار ویژه واحدی دارند... مانع تنوع عقاید می شوند. تا حقیقتی «ثابت» نشده است، «آزادی» هست. آنچه با زندگی انسان رابطه ای عمیق و نزدیک دارد، نه حقایق علمی و فلسفی و مذهبی (کلاً حقایق عقلانی)، بلکه حقایق واقعی و منفرد و تاریخی است.66
این، روایت حسین بشیریه از لب لباب اندیشه سیاسی هانا آرنت است که گرچه هیچ یک از مبانی معرفتی آن مستدل نیست و به اذعان منتقدان شهیر مفروضات غلطی در دل خود دارد، اما اصلاح طلبان ایران را فریفت، آنان را به سوی «حقیقت ستیزی» و «آرمان گریزی» کشاند و در آخر به «دین ستیزی» واداشت. از دهه 1360، اغلب نقدهای آنان به «حکومت ایدئولوژیک» از تزهای منسوخ و بیانیه های سیاسی لیبرال های یهودی برآمد. البته مترجمان سکولار و اصلاح طلبان هیچ گاه نگفتند که با کدام مبنای عقلی، از ناتوانی مذهب و فلسفه برای ایجاد «رابطه ای عمیق با زندگی انسانی» دم می زنند. هیچ گاه آشکار نشد که کدام مبانی علمی یا تجربه تاریخی، جواز تعمیم نظریه های نامعتبر آرنت را به فضای سیاسی ایران می دهد. هیچ گاه شرح ندادند که برپایه چه خیر و مصلحتی باید حقیقت دینی را به نفع آزادی لیبرالی کشت یا چرا باید عقلانیت فلسفی را به مسلخ آراء لیبرال های یهودی برد. فقط طوطی صفت، روخوانی و رونویسی می کردند؛ بدون شرح و نقدی. مثلاً، آرنت مساله «یهودستیزی» را برای توجیه «ضرورت سیاسی تاسیس اسرائیل» مدام به کار می برد و نشان دادیم که اساساً، عناصر اندیشه اش در حول و حوش آن شکل گرفت. انتهای پیام/
سیا
09:14 - 29 بهمن 1390

1 بازنشر
16 بازدید




1 پاسخ