پرهیز از تقلید کورکورانه
خبرگزاری فارس: البته هیچ مانعى ندارد که نسلهاى آینده آداب و سنن گذشتگان را مورد تحلیل و بررسى قرار دهند، آنچه با عقل و منطق سازگار است با نهایت احترام حفظ کنند و آنچه خرافه و موهوم و بى اساس است دور بریزند، چه کارى از این بهتر؟
به گزارش گروه فضای مجازی خبرگزاری فارس، وبلاگ حکمتی از قرآن در مطلبی به نقد تقلید کورکورانه از نگاه قرآن پرداخت. وَإِذَا قِیلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنزَلَ اللَّـهُ قَالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مَا أَلْفَیْنَا عَلَیْهِ آبَاءَنَا أَوَلَوْ کَانَ آبَاؤُهُمْ لَا یَعْقِلُونَ شَیْئًا وَلَا یَهْتَدُونَ ﴿١٧٠﴾البقرهو هنگامى که به آنها گفته شود: «از آنچه خدا نازل کرده است، پیروى کنید!» مىگویند: «نه، ما از آنچه پدران خود را بر آن یافتیم، پیروى مىنماییم.» آیا اگر پدران آنها، چیزى نمىفهمیدند و هدایت نیافتند (باز از آنها پیروى خواهند کرد)؟! (170(بقرهAnd when it is said to them: Follow what Allah has revealed, they say: Nay! we follow what we found our fathers upon What! and though their fathers had no sense at all, nor did they follow the right way(170)baghareتفسیر و نکات: در اینجا اشاره به منطق سست مشرکان در مساله تحریم بىدلیل غذاهاى حلال، و یا بت پرستى، کرده، مىگوید:" هنگامى که به آنها گفته شود از آنچه خدا نازل کرده پیروى کنید مىگویند ما از آنچه پدران و نیاکان خود را بر آن یافتیم پیروى مىکنیم" (وَ إِذا قِیلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ قالُوا بَلْ نَتَّبِعُ ما أَلْفَیْنا عَلَیْهِ آباءَنا)قرآن بلافاصله این منطق خرافى و تقلید کورکورانه از نیاکان را با این عبارت کوتاه و رسا محکوم مىکند:" آیا نه این است که پدران آنها چیزى نمىفهمیدند و هدایت نیافتند"؟! (أَ وَ لَوْ کانَ آباؤُهُمْ لا یَعْقِلُونَ شَیْئاً وَ لا یَهْتَدُونَ).
یعنى اگر نیاکان آنها دانشمندان صاحبنظر و افراد هدایت یافتهاى بودند جاى این بود که از آنها تبعیت شود، اما با اینکه مىدانند آنها مردمى نادان و بى سواد و موهومپرست بودند پیروى آنها چه معنى دارد؟ آیا مصداق تقلید جاهل از جاهل نیست؟! مساله قومیت و تعصبهاى قومى مخصوصا آنجا که به نیاکان مربوط مىشود از روز نخست در میان مشرکان عموما، و در میان غیر آنها غالبا وجود داشته است و تا امروز هم چنان ادامه دارد.ولى خداپرست با ایمان این منطق را رد مىکند و قرآن مجید در موارد بسیارى پیروى و تعصب کورکورانه از نیاکان را شدیدا مذمت کرده است و این منطق را که انسان چشم و گوش بسته از پدران خود پیروى کند کاملا مردود مىشناسد.اصولا پیروى از پیشینیان اگر به اینصورت باشد که انسان عقل و فکر خود را دربست در اختیار آنها بگذارد این کار نتیجهاى جز عقبگرد و ارتجاع نخواهد داشت، چرا که معمولا نسلهاى بعد از نسلهاى پیشین با تجربهتر و آگاهترند.ولى متاسفانه این طرز فکر جاهلى هنوز در میان بسیارى از افراد و ملتها حکومت مىکند که نیاکان خود را همچون" بت" مىپرستند، یک مشت آداب و سنن خرافى را به عنوان اینکه" آثار پیشینیان" است بدون چون و چرا مىپذیرند، و لفافههاى فریبندهاى همچون حفظ ملیت و اسناد تاریخى یک ملت بر آن مىپوشانند.این طرز فکر یکى از عوامل بسیار مؤثر انتقال خرافات از نسلى به نسل دیگر است.
البته هیچ مانعى ندارد که نسلهاى آینده آداب و سنن گذشتگان را مورد تحلیل و بررسى قرار دهند، آنچه با عقل و منطق سازگار است با نهایت احترام حفظ کنند و آنچه خرافه و موهوم و بى اساس است دور بریزند، چه کارى از این بهتر؟ و این گونه نقادى در آداب و سنن پیشین شایسته نام حفظ اصالت ملى و تاریخى است، اما تسلیم همه جانبه و کورکورانه در برابر آنها چیزى جز خرافه پرستى و ارتجاع و حماقت نیست.قابل توجه اینکه درباره نیاکان آنها در آیه فوق مىخوانیم: آنها نه چیزى مىفهمیدند، و نه هدایت یافته بودند: یعنى از دو کس مىتوان پیروى کرد: کسى که خود داراى علم و عقل و دانشى باشد، و کسى که اگر خودش دانشمند نیست هدایت دانشمندى را پذیرفته است.اما پیشینیان آنها نه خود مردى آگاه بودند، و نه رهبر و هدایت کنندهاى آگاه داشتند، و مىدانیم تقلیدى که خلق را بر باد مىدهد همین تقلید نادان از نادان است که" اى دو صد لعنت بر این تقلید باد"!پس از این عمر سرسری که به تقلید زیستی / نظری کن به خویش تا ز کجایی و کیستیانتهای پیام/
14:19 - 11 دی 1390