سالهاست كه تو هستي و نيستي
خبرگزاري فارس: اما تو هستي، نه كه نيستي! حاضر و غايب، پيدا و پنهان، نزديك اما دور! و ما، ما و ما! نيستيم اما هستيم! مرده اما زنده، نهان اما آشكار، دور اما خيلي دور.
به گزارش خبرگزاري فارس از قم، خورشيد عالم افروز؛ نورت جهان را سيراب ميكند
اما كسي دستهايت را، اي ساقي نميبيند
جز آنان كه در درياي نورت غرق روشنايي ميشوند!
***
ثانيهها، ساعتها، سالها و قرنها ميگذرد
شماره ساليان از هزار هم ميگذرد
هنوز هم خورشيد لباسي از جنس ابر بر تن دارد
هنوز هم جمعه، جمعه و بازهم جمعهها، صبح تا غروب حديث دلدادگي است
هنوز هم چشماني خيره بر راه، به انتظار نشستهاند
و از صبح تا شام، از سياهي تا سپيدي ثانيههاي فراق را سر شماري ميكنند
تا كه شايد، شايد زمان شمار انتظار در جايي سكته كند!
و از دل اين مرگ فراق، جاودانگي حق تجلي نويني بيابد
***
آه، اي كاروان سالار جاودانگي
حشمت پوشالين دنيا، ارادههاي پلاستيكي، شيطان قسم خورده
فتنههاي مقدس نما، وحدتهاي ترك خورده و برده داران زرسالار غربي
خرخره معنويت را ميجوند،
آزادي را به قهقرا كشيده،
خدا را متهم كرده
و ديوانه وار آدميان را به صليب ميكشند!
تا تو نيايي!
***
تو ميآيي،
زود، زودتر از آنچه كه ما در باور داريم و زودتر از ره يافتن ره يافتگان!
روزي كه سيصد و سيزده سردار سربدار پا ركابت شوند،
مردم روياي آمدن را مزمزه كنند،
دنيا برده بدي شده باشد،
و تنها مشكلگشا، عصاره وجودت باشد!
***
اما تو هستي، نه كه نيستي!
حاضر و غايب،
پيدا و پنهان،
نزديك اما دور!
و ما، ما و ما!
نيستيم اما هستيم!
مرده اما زنده،
نهان اما آشكار،
دور اما خيلي دور!
***
منجي، مولا، آقا، فرمانده، اماما!
سالهاست كه هستي،
هزار و چهارصد و چندي!
مظلوم، آواره، دردمند!
رهبر، دستگير، منتظر!
اما هنوزم، هنوز كه هنوزه
شرمنده آقا!!!
در باورهايمان نيستي، نه كه نيستي، هستي اما آقا خودت نيستي!
=================
يادداشت از محمود جليليان
=================
انتهاي پيام/ج30
09:19 - 26 تیر 1390