تو متولد مي‌شوي، اي سرسلسله عشق

خبرگزاري فارس: چقدر هواي زمين، از حضور فرشته‌ها، سنگين است. آسمان دست به دامن زمين شده درختان، با نغمه حجاز آواز مي‌خوانند، گلها، صلوات مي‌فرستند، مدينه، لبريز از عطر سلام فرشته‌هاست. فضاي خانه علي(ع) و فاطمه (ع)مملو از جماعت حوران است.
به گزارش خبرگزاري فارس از اصفهان، مي‌رسي از راه؛ تو كه معناي مطلق عشقي، تو كه خون را تفسير كردي و عشق را بر منبر زمان نشاندي، تو كه رازهاي ناگفته را افشا كردي و بر سر گلدسته اذان، خون را فرياد زدي، تو كه از دستانت چشمه‌هاي كرامت مي‌جوشيد و از نگاهت كهكشان نور، مي‌رسي از راه و زمين بر رد گام‌هايت فخر مي‌كند... * آمدي كه بريزي به هم جهانم را / به نا‌كجا بكشي پاي ناتوانم را تو آمدي و آب‌ها به تلاطم افتادند، تا مبادا جرعه‌اي از وجود تو را درك نكنند، آمدي و غارها هلهله كردند ورودت را، كوه‌ها تكثير كردند سلامت را و رودها به جريان درآوردند زلال حضورت را، تو آمدي تا شمشيرها براي هميشه راه مردي و مردانگي را فرا بگيرند، تو آمدي تا صبح، رنگ و بوي تجلي بگيرد و آسمان بر خويش ببالد؛ وقتي دعايت از شكاف‌هاي روشن اين جوهر هفت‌گانه مي‌گذرد، شرافت و عزت را با جهاد خود زنده خواهي كرد؛ آنگاه كه جز نامي از آن‌ها باقي نمانده است. *تو آمدي و فرات شرمنده شد تو آمدي و فرات شرمنده شد، علم عشق، خاك را لمس كرد و دستان خدا بر زمين افتاد، چگونه مي‌شود از تو گفت و از كربلايت نگفت، اي قلب متلاطم عالم! اي جان مجسم جهان! تويي كه نامت، جهاني را به شور وا مي‌دارد، چشمان علي (ع) ، تو را مي‌گريد؛ چشماني كه با ديدنت روشن شد اي خون خدا! تو را بايد خدا وصف كند كه تو از اويي و خاك، بهانه‌اي بود براي تجلي انوار ايزدي.
زمين سوم شعبان را عاشقانه مي‌چرخد و تو متولد مي‌شوي، اي سرسلسله عشق! تو خورشيد‌وار، از تمام دريچه‌هاي روشن هستي سركشي مي‌كني از سرنوشت غريبانه خاك، عطر هزار گل محمدي در نفس‌هايت جاري است، مي‌ايستي به لطافت بهار، بر آستانه خزان زده زمين و دنيا از ارديبهشت نگاهت سرشار مي‌شود. لب مي‌گشايي و رشحات كلامت، عطش ديرسال خاك را سيراب مي‌كند، پلك مي‌گشايي و پروانه‌ها، لرز آسماني نگاهت را بي‌پروا بال مي‌زنند. *مدينه، از شادي، روي پاي خود بند نمي‌شود چقدر هواي زمين، از حضور فرشته‌ها، سنگين است! آسمان، دست به دامن زمين شده درختان، با نغمه حجاز آواز مي‌خوانند، گل‌ها، صلوات مي‌فرستند، مدينه، لبريز از عطر سلام فرشته‌هاست، فضاي خانه علي (ع) و فاطمه (ع)، مملو از جماعت حوران است، ساكنان عوالم بالا، به زيارت چشمان تو آمده‌اند. كليد خوشبختي دنيا را به دستان روشن تو سپرده‌اند، نگاهت عطر ياس‌هاي نوشكفته بهشت را دارد، تو مست شراب‌هاي بالادستي در جام جان‌هاي شيفته، و جهان تا قيامت سر از اين مستي بر نمي‌دارد، لحظه‌ها و دقايق، از تو ديوانه شده‌اند، هزار مجنون، آواره سيلاي نگاهت هستند، چشم?‌هايت آشيانه سعادت پرندگان خوش آواز است، آمده‌اي تا كوچك و بزرگ اهالي، سر عشق و ارادت بگذارند بر شانه مهرباني و عطوفت تو، پيش از اينكه بيايي، ماجراي لب‌هاي تشنه‌ات را خاك، در گوش فرات خواند، تو مي‌آيي تا در تلاطم توفاني واقعه، توفان زدگان را كشتي نجات باشي.
هزار هزار فانوس در چشم‌هايت روشن است تا آينده بشر، در ظلمات گم نشود، گاه، عطش آنقدر در عمق جان نفوذ مي‌كند كه پياله‌هاي پي در پي نيز آتش دل را خاموش نمي‌كند؛ بلكه بر سوز سينه شرري تازه‌تر ميزند؛ تا آنجا كه گويي از خاكستر وجودت نيز دود برمي‌خيزد و ناله سر مي‌زند. *اينجا ديگر تشنگي با آب، هم قافيه نيست! اگر تمام درياهاي عالم را هم يك باره سر بكشي، آتشفشان عطش درونت به سردي نمي‌نشيند. آتش عشق را جز با خون نمي‌توان فرونشاند؛ آن هم خوني كه به خون حضرت ثاراللّه (ع) در هم آميزد، عطش، آن گاه فرو مي‌نشيند كه خون فوران كند و جاري شود. هر كس به قدر تشنگي اش حسين (ع) را مي‌طلبد و به اندازه طلب و خواستنش، از خود مي‌گذرد و حيات خويش را فداي او مي‌كند، و حسين (ع) سرسلسله تشنگان عالم به عطش كساني پاسخ مي‌گويد كه او را بيشتر از جان خود دوست دارند، آري، ثارالله نام مناسبي است براي صاحب گهواره‌اي كه كرامتش شفا مي‌دهد فرشته را؛ كسي كه در ماه تولدش، هيچ نوري خاموش نشده و هنگام شهادتش، ستاره‌اي طلوع نكرده است، شايد مادر نگران شده باشد برايت، شايد پدر با همه صلابتش شانه‌هايش لرزيده باشد در غم تو، اما با شنيدن اينكه دنباله اين نور از دامان بي‌نهايت تو برمي‌خيزد، همه اين غم‌ها را مي‌توان شادمان هم شد. حالا اين پرچم سرخ ياد توست كه لحظه‌اي از اهتزاز نمي‌افتد و هر آن، خون تازه شرف را در رگ‌هاي هر آزادهاي مي‌نشاند.
اين خط سرخ، ادامه گام‌هاي خونين توست كه مرز ميان حق و باطل را ترسيم مي‌كند و اين فرياد بي‌نهايت توست كه تا ابد، دل هر ظالمي را به لرزه درآورده است، گاه، عطش آنقدر در عمق جان نفوذ مي‌كند كه پياله‌هاي پي در پي نيز آتش دل را خاموش نمي‌كند؛ بلكه بر سوز سينه شرري تازه‌تر مي‌زند؛ تا آنجا كه گويي از خاكستر وجودت نيز دود برمي‌خيزد و ناله سر مي‌زند. *عاشورا، در كلام رهبر معظم انقلاب رهبر معظم انقلاب در بيان جايگاه والاي امام حسين(ع) مي‌فرمايند: اگر محبت در تشيع نبود اين دشمني‌هاي عجيبي كه با شيعه شده بايد او را از بين مي‌برد. همين محبت شما مردم به حسين بن علي (ع) ضامن حيات و بقاي اسلام است، اين كه امام خميني رضوان الله تعالي عليه مي‌فرمود: «عاشورا اسلام را نگه داشت» معنايش همين است. و در جاي ديگري فرموده‌اند: ماجراي عاشورا عبارت از يك حركت عظيم مجاهدت آميزي در دو جبهه است، هم در جبهه مبارزه با دشمن خارجي و بيروني كه همان دستگاه خلافت فاسد و آن دنيا طلباني بود كه به اين دستگاه قدرت چسبيده بودند و قدرتي را كه پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم براي نجات انسان‌ها آورده بود استخدام و استثمار كرده بودند و عكس مسيري كه اسلام و نبي مكرم اسلام صلي الله عليه و آله و سلم خواسته بودند و اراده كرده بودند حركت مي‌كردند و هم در جبهه دروني كه آن روز كه جامعه به طور عموم به سمت همان فساد دروني حركت كرده بود.
گوشواره عرش خدا! ريحانه خوشبوي پيامبر صلي الله عليه و آله ! راكب شانه‌هاي ملكوتي رسول صلي الله عليه و آله‌! معلم مدام جهان! اي امام عزت و شرف، حسين (ع)، خون جوشان خدا! خوش آمدي، امروز آسمان به يمن ورودت نورباران مي‌شود. گزارش از مريم سرلك انتهاي پيام/م10
14:52 - 14 تیر 1390

0 بازدید




1 پاسخ